غزلیات مولانا
مبارکی که بود در همه عروسیها
مبارکی که بود در همه عروسیها در این عروسی ما باد ای خدا تنها مبارکی شب قدر و ماه روزه و عید مبارکی ملاقات آدم…
یک حمله و یک حمله کآمد شب و تاریکی
یک حمله و یک حمله کآمد شب و تاریکی چستی کن و ترکی کن نی نرمی و تاجیکی داریم سری کان سر بیتن بزید چون…
منم غرقه درون جوی باری
منم غرقه درون جوی باری نهانم میخلد در آب خاری اگر چه خار را من مینبینم نیم خالی ز زخم خار باری ندانم تا چه…
چو بربندند ناگاهت زنخدان
چو بربندند ناگاهت زنخدان همه کار جهان آن جا زنخ دان چو می برند شاخی را ز دو نیم بلرزد شاخ دیگر را دل از…
هر که گوید کان چراغ دیدهها را دیدهام
هر که گوید کان چراغ دیدهها را دیدهام پیش من نه دیدهاش را کامتحان دیدهام چشم بد دور از خیالش دوشمان بس لطف کرد من…
درد ما را در جهان درمان مبادا بیشما
درد ما را در جهان درمان مبادا بیشما مرگ بادا بیشما و جان مبادا بیشما سینههای عاشقان جز از شما روشن مباد گلبن جانهای ما…
یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمیدارم
یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمیدارم زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم از قند تو می نوشم با پند تو…
زان خاک تو شدم تا بر من گهر بباری
زان خاک تو شدم تا بر من گهر بباری چون موی از آن شدم من تا تو سرم بخاری زان دست شستم از خود تا…
چو رعد و برق می خندد ثنا و حمد می خوانم
چو رعد و برق می خندد ثنا و حمد می خوانم چو چرخ صاف پرنورم به گرد ماه گردانم زبانم عقدهای دارد چو موسی من…
طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد
طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد جاء نا میزاننا کی نختبر اوزاننا ربنا اصلح شأننا اوجد به عفو…





