فقر را در خواب دیدم دوش من

فقر را در خواب دیدم دوش من گشتم از خوبی او بی‌هوش من از جمال و از کمال لطف فقر تا سحرگه بوده‌ام مدهوش من…

Continue Reading...

خنک آن دم که به رحمت سر عشاق بخاری

خنک آن دم که به رحمت سر عشاق بخاری خنک آن دم که برآید ز خزان باد بهاری خنک آن دم که بگویی که بیا…

Continue Reading...

خنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شد

خنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شد ز جفا رست و ز غصه همه شادی و وفا شد ز طرب…

Continue Reading...

معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا

معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا ملکی که پریشان شد از شومی شیطان شد باز…

Continue Reading...

مفروشید کمان و زره و تیغ زنان را

مفروشید کمان و زره و تیغ زنان را که سزا نیست سلح‌ها بجز از تیغ زنان را چه کند بنده صورت کمر عشق خدا را…

Continue Reading...

خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگربار بیا

خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگربار بیا دفع مده دفع مده ای مه عیار بیا عاشق مهجور نگر عالم پرشور نگر تشنه مخمور نگر ای…

Continue Reading...

شاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنی

شاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنی چاره او یابد که تش بیچارگی روزی کنی عشق جامه می‌دراند عقل بخیه می‌زند هر دو…

Continue Reading...

شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم

شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم تا زان لب خندانت یک خنده بیاموزم ای چشمه آگاهی شاگرد نمی‌خواهی چه حیله کنم تا من…

Continue Reading...

ورای پرده جانت دلا خلقان پنهانند

ورای پرده جانت دلا خلقان پنهانند ز زخم تیغ فردیت همه جانند و بی‌جانند تو از نقصان و از بیشی نگویی چند اندیشی درآ در…

Continue Reading...

وصف آن مخدوم می‌کن گر چه می‌رنجد حسود

وصف آن مخدوم می‌کن گر چه می‌رنجد حسود کاین حسودی کم نخواهد گشت از چرخ کبود گر چه خود نیکو نیاید وصف می از هوشیار…

Continue Reading...