چند روی بی‌خبر آخر بنگر به بام

چند روی بی‌خبر آخر بنگر به بام بام چه باشد بگو بر فلک سبزفام تا قمری همچو جان جلوه شود ناگهان صد مه و صد…

Continue Reading...

شنیدم مر مرا لطفت دعا گفت

شنیدم مر مرا لطفت دعا گفت برای بنده خود لطف‌ها گفت چه گویم من مکافات تو ای جان که نیکی تو را جانا خدا گفت…

Continue Reading...

ای بر سر هر سنگی از لعل لبت نوری

ای بر سر هر سنگی از لعل لبت نوری وز شورش زلف تو در هر طرفی سوری در حسن بهشت تو در زیر درختانت هر…

Continue Reading...

برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را

برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را خضر آمد خضر آمد بیار آب حیاتی را عمر آمد عمر آمد ببین سرزیر شیطان را سحر…

Continue Reading...

آن صبح سعادت‌ها چون نورفشان آید

آن صبح سعادت‌ها چون نورفشان آید آن گاه خروس جان در بانگ و فغان آید خور نور درخشاند پس نور برافشاند تن گرد چو بنشاند…

Continue Reading...

تو عاشقی چه کسی از کجا رسیدستی

تو عاشقی چه کسی از کجا رسیدستی مرا چه می‌نگری کژ به شب خریدستی چه ظلم کردم بر تو که چون ستم زدگان کله زدی…

Continue Reading...

الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانی

الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانی تو خود از خانه آخر ز حال بنده می دانی به حق اشک گرم من به حق…

Continue Reading...

با من ای عشق امتحان‌ها می‌کنی

با من ای عشق امتحان‌ها می‌کنی واقفی بر عجزم اما می‌کنی ترجمان سر دشمن می‌شوی ظن کژ را در دلش جا می‌کنی هم تو اندر…

Continue Reading...

از دلبر ما نشان کی دارد

از دلبر ما نشان کی دارد در خانه مهی نهان کی دارد بی دیده جمال او کی بیند بیرون ز جهان جهان کی دارد آن…

Continue Reading...

ای محو راه گشته از محو هم سفر کن

ای محو راه گشته از محو هم سفر کن چشمی ز دل برآور در عین دل نظر کن دل آینه است چینی با دل چو…

Continue Reading...