من آن نیم که بگویم حدیث نعمت او

من آن نیم که بگویم حدیث نعمت او که مست و بیخودم از چاشنی محنت او اگر چو چنگ بزارم از او شکایت نیست که…

Continue Reading...

کجا شد عهد و پیمان را چه کردی

کجا شد عهد و پیمان را چه کردی امانت‌های چون جان را چه کردی چرا کاهل شدی در عشقبازی سبک روحی مرغان را چه کردی…

Continue Reading...

هذا طبیبی، عند الدوآء

هذا طبیبی، عند الدوآء هذا حبیبی، عند الوء هذا لباسی، هذا کناسی هذا شرابی، هذا غذایی هذا انیسی، عندالفراق هذا خلاصی، عند البء قالوا تسلی،…

Continue Reading...

ما دو سه مست خلوتی جمع شدیم این طرف

ما دو سه مست خلوتی جمع شدیم این طرف چون شتران رو به رو پوز نهاده در علف هر طرفی همی‌رسد مست و خراب جوق…

Continue Reading...

یا شبه الطیف لی انت قریب بعید

یا شبه الطیف لی انت قریب بعید جمله ارواحنا تغمس فیما ترید نوبت آدم گذشت نوبت مرغان رسید طبل قیامت زدند خیز که فرمان رسید…

Continue Reading...

تو از خواری همی‌نالی نمی‌بینی عنایت‌ها

تو از خواری همی‌نالی نمی‌بینی عنایت‌ها مخواه از حق عنایت‌ها و یا کم کن شکایت‌ها تو را عزت همی‌باید که آن فرعون را شاید بده…

Continue Reading...

ای دلبر بی‌صورت صورتگر ساده

ای دلبر بی‌صورت صورتگر ساده وی ساغر پرفتنه به عشاق بداده از گفتن اسرار دهان را تو ببسته و آن در که نمی‌گویم در سینه…

Continue Reading...

به گوشه‌ای بروم گوش آن قدح گیرم

به گوشه‌ای بروم گوش آن قدح گیرم که عاشق قدح و درد و خصم تدبیرم خوش است گوشه و یا گوشه گشته‌ای چون من به…

Continue Reading...

ای برده اختیارم تو اختیار مایی

ای برده اختیارم تو اختیار مایی من شاخ زعفرانم تو لاله زار مایی گفتم غمت مرا کشت گفتا چه زهره دارد غم این قدر نداند…

Continue Reading...

برات عاشق نو کن رسید روز برات

برات عاشق نو کن رسید روز برات زکات لعل ادا کن رسید وقت زکات برات و قدر خیالت دو عید چیست وصال چو این و…

Continue Reading...