رفتم تصدیع از جهان بردم

رفتم تصدیع از جهان بردم بیرون شدم از زحیر و جان بردم کردم بدرود همنشینان را جان را به جهان بی‌نشان بردم زین خانه شش…

Continue Reading...

رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی

رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی جویای هر چه هستی می‌دانک عین آنی خورشید رو نماید وز ذره رقص خواهد آن به که…

Continue Reading...

نو به نو هر روز باری می کشم

نو به نو هر روز باری می کشم وین بلا از بهر کاری می کشم زحمت سرما و برف ماه دی بر امید نوبهاری می…

Continue Reading...

نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست

نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست نوبت لطف و عطاست بحر صفا در صفاست درج عطا شد پدید غره دریا رسید صبح سعادت…

Continue Reading...

رو بنمودی به تو گر همگی نه جانمی

رو بنمودی به تو گر همگی نه جانمی دیده شدی نشان من گر نه که بی‌نشانمی سیمبرا نه من زرم لعل لبا نه گوهرم جوهر…

Continue Reading...

کار تو داری صنما قدر تو باری صنما

کار تو داری صنما قدر تو باری صنما ما همه پابسته تو شیر شکاری صنما دلبر بی‌کینه ما شمع دل سینه ما در دو جهان…

Continue Reading...

کار من اینست که کاریم نیست

کار من اینست که کاریم نیست عاشقم از عشق تو عاریم نیست تا که مرا شیر غمت صید کرد جز که همین شیر شکاریم نیست…

Continue Reading...

خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد

خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد که نفی ذات من در وی همی اثبات من گردد ز حرف عین چشم او ز…

Continue Reading...

یا رب این بوی خوش از روضه جان می‌آید

یا رب این بوی خوش از روضه جان می‌آید یا نسیمیست کز آن سوی جهان می‌آید یا رب این آب حیات از چه وطن می‌جوشد…

Continue Reading...

رو، مسلم تراست بی‌کاری

رو، مسلم تراست بی‌کاری چونک اندر عنایت یاری نقش را کار نیست پیش قلم آن قلم را چه حاجت از یاری؟ همچو بت باش پیش…

Continue Reading...