چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند

چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند جز پادشه بی‌چون قدر تو کجا داند عالم ز تو پرنورست ای دلبر دور از…

Continue Reading...

عشق جز دولت و عنایت نیست

عشق جز دولت و عنایت نیست جز گشاد دل و هدایت نیست عشق را بوحنیفه درس نکرد شافعی را در او روایت نیست لایجوز و…

Continue Reading...

هله هش دار که در شهر دو سه طرارند

هله هش دار که در شهر دو سه طرارند که به تدبیر کلاه از سر مه بردارند دو سه رندند که هشیاردل و سرمستند که…

Continue Reading...

هم ایثار کردی هم ایثار گفتی

هم ایثار کردی هم ایثار گفتی که از جور دوری و با لطف جفتی چراغ خدایی به جایی که آیی حیات جهانی به هر جا…

Continue Reading...

عشق شمس الدین است یا نور کف موسی است آن

عشق شمس الدین است یا نور کف موسی است آن این خیال شمس دین یا خود دو صد عیسی است آن گر همه معنی است…

Continue Reading...

عشق مرا بر همگان برگزید

عشق مرا بر همگان برگزید آمد و مستانه رخم را گزید شکر کز آن کان زر جعفری روی مرا نادره گازی رسید باد تکبر اگرم…

Continue Reading...

هم دلم ره می‌نماید هم دلم ره می‌زند

هم دلم ره می‌نماید هم دلم ره می‌زند هم دلم قلاب و هم دل سکه شه می‌زند هم دلم افغان کنان گوید که راه من…

Continue Reading...

حکم نو کن که شاه دورانی

حکم نو کن که شاه دورانی سکه تازه زن که سلطانی حکم مطلق تو راست در عالم حاکمان قالب‌اند و تو جانی آن چه شاهان…

Continue Reading...

عقل بند ره روانست ای پسر

عقل بند ره روانست ای پسر بند بشکن ره عیانست ای پسر عقل بند و دل فریب و جان حجاب راه از این هر سه…

Continue Reading...

همرنگ جماعت شو تا لذت جان بینی

همرنگ جماعت شو تا لذت جان بینی در کوی خرابات آ تا دردکشان بینی درکش قدح سودا هل تا بشوی رسوا بربند دو چشم سر…

Continue Reading...