ببستی چشم یعنی وقت خواب است

ببستی چشم یعنی وقت خواب است نه خوابت آن حریفان را جواب است تو می‌دانی که ما چندان نپاییم ولیکن چشم مستت را شتاب است…

Continue Reading...

امروز مرده بین که چه سان زنده می‌شود

امروز مرده بین که چه سان زنده می‌شود آزاد سرو بین که چه سان بنده می‌شود پوسیده استخوان و کفن‌های مرده بین کز روح و…

Continue Reading...

جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی

جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی بازآ تو از این غربت تا چند پریشانی صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم یا راه نمی‌دانی…

Continue Reading...

اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری

اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری به جان من که نترسی و هیچ غم نخوری اگر دلت به بلا و غمش مشرح…

Continue Reading...

این جا کسی است پنهان دامان من گرفته

این جا کسی است پنهان دامان من گرفته خود را سپس کشیده پیشان من گرفته این جا کسی است پنهان چون جان و خوشتر از…

Continue Reading...

به شکرخنده بتا نرخ شکر می‌شکنی

به شکرخنده بتا نرخ شکر می‌شکنی چه زند پیش عقیق تو عقیق یمنی گلرخا سوی گلستان دو سه هفته بمرو تا ز شرم تو نریزد…

Continue Reading...

ای عاشقان ای عاشقان دیوانه‌ام کو سلسله

ای عاشقان ای عاشقان دیوانه‌ام کو سلسله ای سلسله جنبان جان عالم ز تو پرغلغله زنجیر دیگر ساختی در گردنم انداختی وز آسمان درتاختی تا…

Continue Reading...

بنشسته به گوشه‌ای دو سه مست ترانه گو

بنشسته به گوشه‌ای دو سه مست ترانه گو ز دل و جان لطیفتر شده مهمان عنده ز طرب چون حشر شود سرشان مستتر شود فتد…

Continue Reading...

ای خیالت در دل من هر سحور

ای خیالت در دل من هر سحور می‌خرامد همچو مه یک پاره نور نقش خوبت در میان جان ما آتش و شور افکند وانگه چه…

Continue Reading...

برست جان و دلم از خودی و از هستی

برست جان و دلم از خودی و از هستی شدست خاص شهنشاه روح در مستی زهی وجود که جان یافت در عدم ناگاه زهی بلند…

Continue Reading...