غزلیات مولانا
دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم
دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم عشوه مده عشوه مده عشوه مستان نخرم وعده مکن وعده مکن مشتری وعده نیم یا بدهی یا…
زهره عشق هر سحر بر در ما چه میکند
زهره عشق هر سحر بر در ما چه میکند دشمن جان صد قمر بر در ما چه میکند هر که بدید از او نظر باخبرست…
زهره من بر فلک شکل دگر میرود
زهره من بر فلک شکل دگر میرود در دل و در دیدهها همچو نظر میرود چشم چو مریخ او مست ز تاریخ او جان به…
طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را
طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را لابه گری میکنمت راه تو زن قافله را مست و خوش و شاد توام حامله داد توام…
طوطی جان مست من از شکری چه میشود
طوطی جان مست من از شکری چه میشود زهره می پرست من از قمری چه میشود بحر دلم که موج او از فلک نهم گذشت…
مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقار
مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقار که دوش هیچ نخفتم ز تشنگی و خمار لبم که نام تو گوید به بادهاش خوش کن سرم…
دل پردرد من امشب بنوشیدهست یک دردی
دل پردرد من امشب بنوشیدهست یک دردی از آنچ زهره ساقی بیاوردش ره آوردی چه زهره دارد و یارا که خواب آرد حشر ما را…
دل چه خوردهست عجب دوش که من مخمورم
دل چه خوردهست عجب دوش که من مخمورم یا نمکدان کی دیدهست که من در شورم هر چه امروز بریزم شکنم تاوان نیست هر چه…
مرا چون کم فرستی غم حزین و تنگ دل باشم
مرا چون کم فرستی غم حزین و تنگ دل باشم چو غم بر من فروریزی ز لطف غم خجل باشم غمان تو مرا نگذاشت تا…
مرا چون ناف بر مستی بریدی
مرا چون ناف بر مستی بریدی ز من چه ساقیا دامن کشیدی چنین عشقی پدید آری به هر دم پدیدآرنده چون ناپدیدی دهل پیدا دهلزن…





