به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید

به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید حدیث عشق شکرریز جان فزا گوید اگر ز رنگ رخ یار ما خبر دارد ز لاله…

Continue Reading...

اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد

اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد تو هم به صلح گرایی اگر خدا خواهد هزار عاشق داری تو را به جان جویان که…

Continue Reading...

ای که مستک شدی و می‌گویی

ای که مستک شدی و می‌گویی تو غریبی و یا از این کویی مست و بی‌خویش می‌روی چپ و راست بی چپ و راست را…

Continue Reading...

بیا کامروز گرد یار گردیم

بیا کامروز گرد یار گردیم به سر گردیم و چون پرگار گردیم بیا کامروز گرد خود نگردیم به گرد خانه خمار گردیم مگو با ما…

Continue Reading...

اگر یار مرا از من برآری

اگر یار مرا از من برآری من او گشتم بگو با او چه داری میان ما چو تو مویی نبینی تو مانی در میان شرمساری…

Continue Reading...

بی‌برگی بستان بین کآمد دی دیوانه

بی‌برگی بستان بین کآمد دی دیوانه خوبان چمن رفتند از باغ سوی خانه زردی رخ بستان کز فرقت آن خوبان بستان شده گورستان زندان شده…

Continue Reading...

که شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانی

که شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانی چه تفکر کند از مکر و ز دستان که ندانی نه درونی نه برونی که از…

Continue Reading...

بیایید بیایید که گلزار دمیده‌ست

بیایید بیایید که گلزار دمیده‌ست بیایید بیایید که دلدار رسیده‌ست بیارید به یک بار همه جان و جهان را به خورشید سپارید که خوش تیغ…

Continue Reading...

در عشق قدیم سال خوردیم

در عشق قدیم سال خوردیم وز گفت حسود برنگردیم زین دمدمه‌ها زنان بترسند بر ما تو مخوان که مرد مردیم مردانه کنیم کار مردان پنهان…

Continue Reading...

کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب

کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب وان حدیث چو شکر کز تو شنیدم همه شب گر چه از شمع تو می‌سوخت…

Continue Reading...