جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود

جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود گر تو ستم کنی به جان از تو ستم روا بود چون همه سوی…

Continue Reading...

اندیشه را رها کن اندر دلش مگیر

اندیشه را رها کن اندر دلش مگیر زیرا برهنه‌ای تو و اندیشه زمهریر اندیشه می‌کنی که رهی از زحیر و رنج اندیشه کردن آمد سرچشمه…

Continue Reading...

پدید گشت یکی آهوی در این وادی

پدید گشت یکی آهوی در این وادی به چشم آتش افکند در همه نادی همه سوار و پیاده طلب درافتادند بجهد و جد نه چون…

Continue Reading...

امروز خوشم با تو جان تو و فردا هم

امروز خوشم با تو جان تو و فردا هم از تو شکرافشانم این جا هم و آن جا هم دل باده تو خورده وز خانه…

Continue Reading...

بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب

بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب آورد آتشی که نمیرد به هیچ آب بنگر به خانه تن و بنگر به جان من از…

Continue Reading...

اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدام

اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدام فاشربوا من کاس خلد و اترکوا کل الطعام اشبعوا من غیر اکل و اسمعوا من غیر اذن و انطقوا…

Continue Reading...

ایا گم گشتگان راه و بیراه

ایا گم گشتگان راه و بیراه شما را باز می‌خواند شهنشاه همی‌گوید شهنشه کان مایید صلا ای شهره سرهنگان به درگاه به درگاه خدای حی…

Continue Reading...

بیا بیا که پشیمان شوی از این دوری

بیا بیا که پشیمان شوی از این دوری بیا به دعوت شیرین ما چه می‌شوری حیات موج زنان گشته اندر این مجلس خدای ناصر و…

Continue Reading...

ای صبا حالی ز خد و خال شمس الدین بیار

ای صبا حالی ز خد و خال شمس الدین بیار عنبر و مشک ختن از چین به قسطنطین بیار گر سلامی از لب شیرین او…

Continue Reading...

بشنو از دل نکته‌های بی‌سخن

بشنو از دل نکته‌های بی‌سخن و آنچ اندر فهم ناید فهم کن در دل چون سنگ مردم آتشی است کو بسوزد پرده را از بیخ…

Continue Reading...