ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را

ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را باخویش کن بی‌خویش را چیزی بده درویش را تشریف ده عشاق را پرنور کن آفاق را…

Continue Reading...

بانگ زدم نیم شبان کیست در این خانه دل

بانگ زدم نیم شبان کیست در این خانه دل گفت منم کز رخ من شد مه و خورشید خجل گفت که این خانه دل پر…

Continue Reading...

ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را

ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را آن راه زن دل را آن راه بر دین را زان می که ز دل خیزد…

Continue Reading...

تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد

تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد هر جا که نشینیم چو فردوس برین شد آن فکر و خیالات چو یأجوج و چو…

Continue Reading...

ای جان لطیف و ای جهانم

ای جان لطیف و ای جهانم از خواب گرانت برجهانم بی‌شرم و حیا کنم تقاضا دانی که غریم بی‌امانم گر بر دل تو غبار بینم…

Continue Reading...

به ساقی درنگر در مست منگر

به ساقی درنگر در مست منگر به یوسف درنگر در دست منگر ایا ماهی جان در شست قالب ببین صیاد را در شست منگر بدان…

Continue Reading...

اندر میان جمع چه جان است آن یکی

اندر میان جمع چه جان است آن یکی یک جان نخوانمش که جهان است آن یکی سوگند می‌خورم به جمال و کمال او کز چشم…

Continue Reading...

بدید این دل درون دل بهاری

بدید این دل درون دل بهاری سحرگه دید طرفه مرغزاری در او آرامگاه جان عاشق در او بوس و کنار بی‌کناری که فردوسش غلام آن…

Continue Reading...

آمده‌ای بی‌گه خامش مشین

آمده‌ای بی‌گه خامش مشین یک قدح مردفکن برگزین آب روان داد ز چشمه حیات تا بدمد سبزه ز آب و ز طین آن می گلگون…

Continue Reading...

باز شیری با شکر آمیختند

باز شیری با شکر آمیختند عاشقان با همدگر آمیختند روز و شب را از میان برداشتند آفتابی با قمر آمیختند رنگ معشوقان و رنگ عاشقان…

Continue Reading...