انتم الشمس و القمر منکم السمع و البصر

انتم الشمس و القمر منکم السمع و البصر نظر القلب فیکم بکم ینجلی النظر قلتم الصبر اجمل صبر العبد ما انصبر نحن ابناء وقتنا رحم…

Continue Reading...

بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستم

بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستم بده ای حاتم عالم قدح زفت به دستم ز من ای ساقی مردان نفسی روی…

Continue Reading...

آمد مه ما مستی دستی فلکا دستی

آمد مه ما مستی دستی فلکا دستی من نیست شدم باری در هست یکی هستی از یک قدح و از صد دل مست نمی‌گردد گر…

Continue Reading...

باز برآمد ز کوه خسرو شیرین من

باز برآمد ز کوه خسرو شیرین من باز مرا یاد کرد جان و دل و دین من سوره یاسین بسی خواندم از عشق و ذوق…

Continue Reading...

اتاک عید وصال فلا تذق حزنا

اتاک عید وصال فلا تذق حزنا و نلت خیر ریاض فنعم ما سکنا و زال عنک فراق امر من صبر و محنه فتنتنا و خاب…

Continue Reading...

ای همه منزل شده از تو ره بی‌رهه

ای همه منزل شده از تو ره بی‌رهه بی‌قدمی رقص بین بی‌دهنی قهقهه از سر پستان عشق چونک دمی شیر یافت قامت سروی گرفت کودکک…

Continue Reading...

باوفاتر گشت یارم اندکی

باوفاتر گشت یارم اندکی خوش برآمد دی نگارم اندکی دی بخندید آن بهار نیکوان گشت خندان روزگارم اندکی خوش برآمد آن گل صدبرگ من سبزتر…

Continue Reading...

ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی

ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی در خانه نهان گشتی یا سوی هوا رفتی چون عهد دلم دیدی از عهد بگردیدی چون مرغ…

Continue Reading...

تا نقش خیال دوست با ماست

تا نقش خیال دوست با ماست ما را همه عمر خود تماشاست آن جا که وصال دوستانست والله که میان خانه صحراست وان جا که…

Continue Reading...

ای جان و قوام جمله جان‌ها

ای جان و قوام جمله جان‌ها پر بخش و روان کن روان‌ها با تو ز زیان چه باک داریم ای سودکن همه زیان‌ها فریاد ز…

Continue Reading...