هزار بار کشیده‌ست عشق کافرخو

هزار بار کشیده‌ست عشق کافرخو شبم ز بام به حجره ز حجره تا سر کو شب آن چنان به گاه آمده که هی برخیز گرفته…

Continue Reading...

ظلمت شب پرتو ظلمات من

ظلمت شب پرتو ظلمات من نور مه از نور ملاقات من گوهر طاعت شد از آن کیمیا زلت و انکار و جنایات من هست سماوات…

Continue Reading...

عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش

عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش خون انگوری نخورده باده شان هم خون خویش هر کسی اندر جهان مجنون لیلی شدند عارفان…

Continue Reading...

هزار جان مقدس هزار گوهر کانی

هزار جان مقدس هزار گوهر کانی فدای جاه و جمالت که روح بخش جهانی چه روح‌ها که فزایی چه حلقه‌ها که ربایی چو ماه غیب…

Continue Reading...

چون آینه رازنما باشد جانم

چون آینه رازنما باشد جانم تانم که نگویم نتوانم که ندانم از جسم گریزان شدم از روح بپرهیز سوگند ندانم نه از اینم نه از…

Continue Reading...

عاشق شو و عاشق شو بگذار زحیری

عاشق شو و عاشق شو بگذار زحیری سلطان بچه‌ای آخر تا چند اسیری سلطان بچه را میر و وزیری همه عار است زنهار بجز عشق…

Continue Reading...

هست ما را هر زمانی از نگار راستین

هست ما را هر زمانی از نگار راستین لقمه‌ای اندر دهان و دیگری در آستین این حد خوبی نباشد ای خدایا چیست این هیچ سروی…

Continue Reading...

هست مستی که مرا جانب میخانه برد

هست مستی که مرا جانب میخانه برد جانب ساقی گلچهره دردانه برد هست مستی که کشد گوش مرا یارانه از چنین صف نعالم سوی پیشانه…

Continue Reading...

عاشقان را گر چه در باطن جهانی دیگرست

عاشقان را گر چه در باطن جهانی دیگرست عشق آن دلدار ما را ذوق و جانی دیگرست سینه‌های روشنان بس غیب‌ها دانند لیک سینه عشاق…

Continue Reading...

عاشقان را مژده‌ای از سرفراز راستین

عاشقان را مژده‌ای از سرفراز راستین مژده مر دل را هزار از دلنواز راستین مژده مر کان‌های زر را از برای خالصیش هست نقاد بصیر…

Continue Reading...