نرد کف تو بردست مرا

نرد کف تو بردست مرا شیر غم تو خوردست مرا گشتم چو خلیل اندر غم تو آتشکده‌ها سردست مرا در خاک فنا ای دل بمران…

Continue Reading...

سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی

سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی خاربنان خشک را از گل او طراوتی جان و دل فسرده را از نظرش گشایشی سنگ سیاه…

Continue Reading...

عقل گوید که من او را به زبان بفریبم

عقل گوید که من او را به زبان بفریبم عشق گوید تو خمش باش به جان بفریبم جان به دل گوید رو بر من و…

Continue Reading...

نشانت کی جوید که تو بی‌نشانی

نشانت کی جوید که تو بی‌نشانی مکانت کی یابد که تو بی‌مکانی چه صورت کنیمت که صورت نبندی که کفست صورت به بحر معانی از…

Continue Reading...

سگ ار چه بی‌فغان و شر نباشد

سگ ار چه بی‌فغان و شر نباشد سگ ما چون سگ دیگر نباشد شنو از مصطفی کو گفت دیوم مسلمان شد دگر کافر نباشد سگ…

Continue Reading...

سلام علیک ای مقصود هستی

سلام علیک ای مقصود هستی هم از آغاز روز امروز مستی تویی می واجب آید باده خوردن تویی بت واجب آید بت پرستی به دوران…

Continue Reading...

گرمابه دهر جان فزا بود

گرمابه دهر جان فزا بود زیرا که در او پری ما بود مر پریان را ز حیرت او هر گوشه مقال و ماجرا بود عقلست…

Continue Reading...

عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد

عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد برگیر و دهل می‌زن کان ماه پدید آمد عید آمد ای مجنون غلغل شنو از گردون…

Continue Reading...

مطرب جان‌های دل برده

مطرب جان‌های دل برده تا به شب تا به شب همین پرده جان‌هایی که مست و مخمورند بر سر باده باده‌ای خورده در خرابات مفردان…

Continue Reading...

فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند

فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند از آنک عشق تو بنیاد عافیت برکند از آنک عشق نخواهد بجز خرابی کار از آنک عشق نگیرد ز…

Continue Reading...