بیایید بیایید که گلزار دمیده‌ست

بیایید بیایید که گلزار دمیده‌ست بیایید بیایید که دلدار رسیده‌ست بیارید به یک بار همه جان و جهان را به خورشید سپارید که خوش تیغ…

Continue Reading...

در عشق قدیم سال خوردیم

در عشق قدیم سال خوردیم وز گفت حسود برنگردیم زین دمدمه‌ها زنان بترسند بر ما تو مخوان که مرد مردیم مردانه کنیم کار مردان پنهان…

Continue Reading...

کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب

کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب وان حدیث چو شکر کز تو شنیدم همه شب گر چه از شمع تو می‌سوخت…

Continue Reading...

ما را سفری فتاد بی‌ما

ما را سفری فتاد بی‌ما آن جا دل ما گشاد بی‌ما آن مه که ز ما نهان همی‌شد رخ بر رخ ما نهاد بی‌ما چون…

Continue Reading...

یا مخجل البدر اشرقنا بلالا

یا مخجل البدر اشرقنا بلالا یا ساقی الروح اسکرنا بصهبا لا تبخلن و اوفر راحنا مددا حتی تنادم فی اخذ و اعطا دعنا ینافس فی…

Continue Reading...

من جز احد صمد نخواهم

من جز احد صمد نخواهم من جز ملک ابد نخواهم جز رحمت او نبایدم نقل جز باده که او دهد نخواهم اندیشه عیش بی‌حضورش ترسم…

Continue Reading...

چنین باشد چنین گوید منادی

چنین باشد چنین گوید منادی که بی‌رنجی نبینی هیچ شادی چه مایه رنج‌ها دیدی تو هر روز تأمل کن از آن روزی که زادی چه…

Continue Reading...

چنین می‌زن دو دستک تا سحرگاه

چنین می‌زن دو دستک تا سحرگاه که در رقص است آن دلدار و دلخواه همی‌گو آنچ می‌دانم من و تو ولی پنهان کنش در ذکر…

Continue Reading...

در دل خیالش زان بود تا تو به هر سو ننگری

در دل خیالش زان بود تا تو به هر سو ننگری و آن لطف بی‌حد زان کند تا هیچ از حد نگذری با صوفیان صاف…

Continue Reading...

در دل و جان خانه کردی عاقبت

در دل و جان خانه کردی عاقبت هر دو را دیوانه کردی عاقبت آمدی کاتش در این عالم زنی وانگشتی تا نکردی عاقبت ای ز…

Continue Reading...