آن وقت که بحر کل شود ذات مرا

آن وقت که بحر کل شود ذات مرا روشن گردد جمال ذرات مرا زان می‌سوزم چو شمع تا در ره عشق یک وقت شود جمله…

Continue Reading...

گر دامن وصل تو کشم جنگی نیست

گر دامن وصل تو کشم جنگی نیست ور طعنهٔ عشقت شنوم ننگی نیست با وصل خوشت میزنم و میگیرم وصلی که در او فراق را…

Continue Reading...

یک چند به کودکی به استاد شدیم

یک چند به کودکی به استاد شدیم یک چند بروی دوستان شاد شدیم پایژان حدیث ما شنو که چه شد چون ابر درآمدیم و بر…

Continue Reading...

دلتنگ مشو که دلگشائی آمد

دلتنگ مشو که دلگشائی آمد دل نیک نواز با نوائی آمد غم را چو مگس شکست اکنون پر و بال کز جانب قاف جان همائی…

Continue Reading...

هر دل که طواف کرد گرد در عشق

هر دل که طواف کرد گرد در عشق هم کشته شد به آخر از خنجر عشق این نکته نوشته‌اند بر دفتر عشق سر اوست ندارد…

Continue Reading...

از بهر تو صد بار ملامت بکشم

از بهر تو صد بار ملامت بکشم گر بشکنم این عهد غرامت بکشم گر عمر وفا کند جفاهای ترا در دل دارم که تا قیامت…

Continue Reading...

من دوش فراق را جفا میگفتم

من دوش فراق را جفا میگفتم با دهر فراق پیش می‌آشفتم خود را دیدم که با خیالت جفتم با جفت خیال تو برفتم خفتم

Continue Reading...

تا زلف ترا به جان و دل بنده شدیم

تا زلف ترا به جان و دل بنده شدیم چون زلف بس جمع و پراکنده شدیم ارواح ترا سجده‌کنان میگویند چون پیش تو مردیم همه…

Continue Reading...

ما زیبائیم خویش را زیبا کن

ما زیبائیم خویش را زیبا کن خوبا ما کن ز دیگران خو واکن ور میخواهی که کان گوهر باشی دل را بگشای و سینه را…

Continue Reading...

ای دل تو در این واقعه دمسازی کن

ای دل تو در این واقعه دمسازی کن وی جان به موافقت سراندازی کن ای صبر تو پای غم نداری بگریز ای عقل تو کودکی…

Continue Reading...