آنجا بنشین که همنشین مردانند

آنجا بنشین که همنشین مردانند تا دود کدورت ترا بنشانند اندیشه مکن به عیب ایشان کایشان زانبیش که اندیشه کنی میدانند

Continue Reading...

از بسکه فساد و ابلهی زاد از من

از بسکه فساد و ابلهی زاد از من در عمر کسی نگشت دلشاد از من من طالب داد و جمله بیداد از من فریاد من…

Continue Reading...

از عشق تو من بلند قد می‌گردم

از عشق تو من بلند قد می‌گردم وز شوق تو من یکی به صد می‌گردم گویند مرا بگرد او می‌گردی ای بیخبران بگرد خود میگردم

Continue Reading...

تا روی ترا بدیدم ای بت ناآگاه

تا روی ترا بدیدم ای بت ناآگاه سرگشته شدم ز عشق گم کردم راه روزی شنوی کز غم عشقت ایماه گویند بشد فلان که انالله

Continue Reading...

یک دم که ز دیدار تو یک سو افتم

یک دم که ز دیدار تو یک سو افتم از وسوسه اندیشه به صد کو افتم از دیدن روی تو چنان گردانم کز جنبش یک…

Continue Reading...

با دل گفتم عشق تو آغاز مکن

با دل گفتم عشق تو آغاز مکن بازم در صد محنت و غم باز مکن دل تیره‌گیی کرد و بگفت ای سره مرد معشوق شگرفست…

Continue Reading...

هر ذره که چون گرسنه بر خوان خداست

هر ذره که چون گرسنه بر خوان خداست گر تا باید خورند اینخوان برپاست بر خوان ازل گرچه ز خلقان غوغاست خوردند و خوردند کم…

Continue Reading...

ای دل تو دمی مطیع سبحان نشدی

ای دل تو دمی مطیع سبحان نشدی وز کار بدت هیچ پشیمان نشدی صوفی و فقیه و زاهد و دانشمند این جمله شدی ولی مسلمان…

Continue Reading...

دل‌ها به سماع بیقرار افتادند

دل‌ها به سماع بیقرار افتادند چون ابر بهار پر شرار افتادند ای زهرهٔ عیش کف رحمت بگشای کاین مطرب و کف و دف ز کار…

Continue Reading...

اندر ره فقر دیده نادیده کنند

اندر ره فقر دیده نادیده کنند هرچه آن نه حدیث تست نشنیده کنند خاک در آن باش که شاهان جهان خاک قدمش چو سرمه در…

Continue Reading...