امشب که شراب جان مدامست مدام

امشب که شراب جان مدامست مدام ساقی شه و باده با قوامست قوام اسباب طرب جمله تمامست تمام ای زنده‌دلان خواب حرامست حرام

Continue Reading...

عاشق تو یقین دان که مسلمان نبود

عاشق تو یقین دان که مسلمان نبود در مذهب عشق کفر و ایمان نبود در عشق تن و عقل و دل و جان نبود هرکس…

Continue Reading...

بر یار نظر کنم خجل میگردد

بر یار نظر کنم خجل میگردد ور ننگرمش آفت دل میگردد در آب رخش ستارگان پیدایند بی‌آب وی آبم همه گل میگردد

Continue Reading...

وقف است مرا عمر در این مشتاقی

وقف است مرا عمر در این مشتاقی احسنت زهی طراوت و رواقی من کف نزنم تا تو نباشی مطرب من می نخورم تا نباشی ساقی

Continue Reading...

روی تو نماز آمد و چشمت روزه

روی تو نماز آمد و چشمت روزه وین هر دو کنند از لبت دریوزه جرمی کردم مگر که من مست بدم آب تو بخوردم و…

Continue Reading...

امشب همه شب نشسته اندر حزنم

امشب همه شب نشسته اندر حزنم فردا بروم مناره را کارد زنم خشم آلودست اگرچه با ماست صنم در چاه رسیده‌ام ولی بی‌رسنم

Continue Reading...

ز اول که حدیث عاشقی بشنودم

ز اول که حدیث عاشقی بشنودم جان و دل و دیده در رهش فرسودم گفتم که مگر عاشق و معشوق دواند خود هر دو یکی…

Continue Reading...

ای اهل مناجات که در محرابید

ای اهل مناجات که در محرابید منزل دور است یک زمان بشتابید وی اهل خرابات که در غرقابید صد قافله بگذشت و شما در خوابید

Continue Reading...

آن دل که شد او قابل انوار خدا

آن دل که شد او قابل انوار خدا پر باشد جان او ز اسرار خدا زنهار تن مرا چو شمع تنها مشمر کو جمله به…

Continue Reading...

زینگونه که من به نیستی خرسندم

زینگونه که من به نیستی خرسندم چندین چه دهید بهر هستی پندم روزیکه به تیغ نیستی بکشندم گریندهٔ من کیست بر او می‌خندم

Continue Reading...