چون گشت طلسم جسم آدم چالاک

چون گشت طلسم جسم آدم چالاک با خاک درآمیخته شد گوهر پاک آن جسم طلسم را چو بشکست افلاک پاکی بر پاک رفت و خاکی…

Continue Reading...

ای جان جهان جان و جهان باقی نیست

ای جان جهان جان و جهان باقی نیست جز عشق قدیم شاهد و ساقی نیست بر کعبهٔ نیستی طوافی دارد عاشق چو ز کعبه است…

Continue Reading...

سودای ترا بهانه‌ای بس باشد

سودای ترا بهانه‌ای بس باشد مستان ترا ترانه‌ای بس باشد در کشتن ما چه میزنی تیغ جفا ما را سر تازیانه‌ای بس باشد

Continue Reading...

پالوده شوی در طلب پالودن

پالوده شوی در طلب پالودن فرسوده شوید در هوس فرسودن تا لذت پالودنتان شرح دهد ور نیست چگونه هست خواهد بودن

Continue Reading...

ما بادهٔ ز خون دل خود می‌نوشیم

ما بادهٔ ز خون دل خود می‌نوشیم در خم تن خویش چو می می‌جوشیم جان را بدهیم و نیم از آن باده خوریم سر را…

Continue Reading...

این پردهٔ دل دگر مکن تا نرود

این پردهٔ دل دگر مکن تا نرود جز جانب او نظر مکن تا نرود این مجلس بیخودی که چون فردوس است از مستی خود سفر…

Continue Reading...

گر من میرم مرا بیارید شما

گر من میرم مرا بیارید شما مرده بنگار من سپارید شما گر بوسه دهد بر لب پوسیدهٔ من گر زنده شوم عجب مدارید شما

Continue Reading...

پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا

پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا بردوخت مرقع از رگ و پوست مرا تن خرقه و اندر او دل ما صوفی عالم همه…

Continue Reading...

شد کودکی و رفت جوانی ز جوان

شد کودکی و رفت جوانی ز جوان روز پیری رسید بر پر ز جهان هر مهمانرا سه روز باشد پیمان ای خواجه سه روز شد…

Continue Reading...

این دیدهٔ من کز نگرد دور از من

این دیدهٔ من کز نگرد دور از من ای صحت صد دیدهٔ رنجور از من گر کژ نگرم پس به که کژ راست شود ور…

Continue Reading...