تا مهر نگار باوفایم بگرفت

تا مهر نگار باوفایم بگرفت من بودم و او چو کیمیایم بگرفت او را به هزار دست جویان گشتم او دست دراز کرد و پایم…

Continue Reading...

آنکس که به آب دیده‌اش میجویم

آنکس که به آب دیده‌اش میجویم در جستن او روان چو آب جویم امروز به گاه آمد و گفتا که سماع نگذاشت که من دست…

Continue Reading...

دوشست دیدم یار جدائی جویان

دوشست دیدم یار جدائی جویان با من به جفا و کین جدا شو گریان امروز چنانم که جدا گشته ز جان رخسارهٔ خود به خون…

Continue Reading...

آنکس که ترا بدید ای خوب اخلاق

آنکس که ترا بدید ای خوب اخلاق در حال دهد کون و مکان را سه طلاق مه را چه طراوت و زحل را چه محل…

Continue Reading...

گر دل طلبم در خم مویت بینم

گر دل طلبم در خم مویت بینم ور جان طلبم بر سر کویت بینم از غایت تشنگی اگر آب خورم در آب همه خیال رویت…

Continue Reading...

ای دوست مرا دمدمه بسیار مده

ای دوست مرا دمدمه بسیار مده کاین دمدمه می‌خورد ز من هر که و مه جان و سر تو که دم کنم پیش تو زه…

Continue Reading...

عشقی نه به اندازهٔ ما در سر ماست

عشقی نه به اندازهٔ ما در سر ماست و این طرفه که بار ما فزون از خر ماست آنجا که جمال و حسن آن دلبر…

Continue Reading...

تو آبی و ما جمله گیاهیم همه

تو آبی و ما جمله گیاهیم همه تو شاهی و ما جمله گدائیم همه گوینده توئی و ما صدائیم همه جوینده توئی چرا نیائیم همه

Continue Reading...

خواهم که به عشق تو ز جان برخیزم

خواهم که به عشق تو ز جان برخیزم وز بهر تو از هر دو جهان برخیزم خورشید تو خواهم که بیاران برسد چون ابر ز…

Continue Reading...

کی پست شود آنکه بلندش تو کنی

کی پست شود آنکه بلندش تو کنی شادان بود آنجا که نژندش تو کنی گردون سرافراشته صد بوسه زند هر روز بر آن پای که…

Continue Reading...