کاری کردم نگاه نکردم پس و پیش

کاری کردم نگاه نکردم پس و پیش آنرا که چنان کند چنین آید پیش آندم که قضا مکر کند ای درویش در خانه گریزد خرد…

Continue Reading...

آن نزدیکی که دلستان را باشد

آن نزدیکی که دلستان را باشد من ظن نبرم که نیز جان را باشد والله نکنم یاد مر او را هرگز زانروی که یاد غایبان…

Continue Reading...

شور عجبی در سر ما میگردد

شور عجبی در سر ما میگردد دل مرغ شده است و در هوا میگردد هر ذرهٔ ما جدا جدا میگردد دلدار مگر در همه جا…

Continue Reading...

از صنع برآیم بر صانع باشم

از صنع برآیم بر صانع باشم حاشا که زبون هیچ مانع باشم چون مطبخ حق ز لوت مالامالست تا چند به آب گرم قانع باشم

Continue Reading...

از آتش عشق سردها گرم شود

از آتش عشق سردها گرم شود وز تابش عشق سنگها نرم شود ای دوست گناه عاشقان سخت مگیر کز بادهٔ عشق مرد بی‌شرم شود

Continue Reading...

مرغان ز قفس قفس ز مرغان خالی

مرغان ز قفس قفس ز مرغان خالی تو مرغ کجائی که چنین خوشحالی از نالهٔ تو بوی بقا می‌آید می‌نال بر این پرده که خوش…

Continue Reading...

با خندهٔ بر بسته چرا خرسندی

با خندهٔ بر بسته چرا خرسندی چون گل باید که بی‌تکلف خندی فرقست میان عشق کز جان خیزد یا آنچه به ریسمانش برخود بندی

Continue Reading...

گفتی که تو دیوانه و مجنون خوئی

گفتی که تو دیوانه و مجنون خوئی دیوانه توئی که عقل از من جوئی گفتی که چه بی‌شرم و چه آهن روئی آئینه کند همیشه…

Continue Reading...

ای دل بچه زهره خواستی یاری را

ای دل بچه زهره خواستی یاری را کو کرد هلاک چون تو بسیاری را دل گفت که تا شوم همه یکتائی این خواستم که بهر…

Continue Reading...

گر در طلب خودی ز خود بیرون‌آ

گر در طلب خودی ز خود بیرون‌آ جو را بگذار و جانب جیحون آ چون گاو چه میکشی تو بار گردون چرخی بزن و بر…

Continue Reading...