با همت باز باش و یا هیبت شیر

با همت باز باش و یا هیبت شیر در مخزن جان درآی با دیدهٔ سیر رو زود بدانجا که نه زود است و نه دیر…

Continue Reading...

گوهر چه بود به بحر او جز سنگی

گوهر چه بود به بحر او جز سنگی گردون چه بود بر در او سرهنگی از دولت دوست هیچ چیزم کم نیست جز صبر که…

Continue Reading...

تو بحر لطافتی و ما همچو کفیم

تو بحر لطافتی و ما همچو کفیم آنسوی که موج رفت ما آنطرفیم آن کف که به خون عشق آلودستی بر ما میزن که بر…

Continue Reading...

ای راحت و آرامگه پیوستم

ای راحت و آرامگه پیوستم تا روی تو دیدم ز حوادث رستم در مجلس تو گر قدحی بشکستم صد ساغر زرین بخرم بفرستم

Continue Reading...

ما مردانیم شسته بر تنگ دره

ما مردانیم شسته بر تنگ دره مائیم که شیر و گرگ بر ما گذره با فقر و صفا به هم درآمیخته‌ایم چون درگه ارتضاع آن…

Continue Reading...

ای روز نشاط روشنی وقت تو خوش

ای روز نشاط روشنی وقت تو خوش وی عالم عیش و ایمنی وقت تو خوش در سایهٔ زلف تو دمی میخسبم تو نیز موافقت کنی…

Continue Reading...

گفتم بنما که چون کنم بمیر

گفتم بنما که چون کنم بمیر گفتم که: شد آب روغنم گفت بمیر گفتم که شوم شمع من پروانه ای رو تو شمع روشنم گفت…

Continue Reading...

باغست و بهار و سر و عالی ای جان

باغست و بهار و سر و عالی ای جان ما می نرویم از این حوالی ای جان بگشای نقاب و در فروبند کنون مائیم و…

Continue Reading...

امروز چو حلقه مانده بیرون دریم

امروز چو حلقه مانده بیرون دریم با حلقه حریف گشته همچون کمریم چون حلقهٔ چشم اگر حریف نظریم باید که ازین حلقهٔ در درگذریم

Continue Reading...

در باغ هزار شاهد مهرو بود

در باغ هزار شاهد مهرو بود گلها و بنفشه‌های مشکین بو بود وان آب زره زره که اندر جو بود این جمله بهانه بود و…

Continue Reading...