عشاق به یک دم دو جهان در بازند

عشاق به یک دم دو جهان در بازند صد ساله بقا به یک زمان دربازند بر بوی دمی هزار منزل بروند وز بهر دلی هزار…

Continue Reading...

ای بسته تو خواب من به چشم جادو

ای بسته تو خواب من به چشم جادو آن آب حیات و نقل بیخوابان کو کی بینم آب چون منم غرقهٔ جو خود آب گرفته…

Continue Reading...

سر سخن دوست نمیرم گفت

سر سخن دوست نمیرم گفت دریست گرانبها نمیرم سفت ترسم که بخواب دربگویم سخنی شبهاست که از بیم نمیرم خفت

Continue Reading...

بی‌زارم از آن آب که آتش نشود

بی‌زارم از آن آب که آتش نشود در زلف مشوشی مشوش نشود معشوقهٔ ما خوش است بیخوش نشود آن سر دارد که هیچ سرکش نشود

Continue Reading...

نی هرکه کند رقص و جهد بالا او

نی هرکه کند رقص و جهد بالا او در فقر بود گزیده و والا او مسجود ملک تا نشود چون آدم عالم نشود به عالم…

Continue Reading...

در مدرسهٔ عشق اگر قال بود

در مدرسهٔ عشق اگر قال بود کی فرق میان قال با حال بود در عشق نداد هیچ مفتی فتوی در عشق زبان مفتیان لال بود

Continue Reading...

من بی‌خبرم خدای خود میداند

من بی‌خبرم خدای خود میداند کاندر دل من مرا چه میخنداند باری دل من شاخ گلی را ماند کش باد صبا بلطف می‌افشاند

Continue Reading...

چون زیر افکند در عراق آمیزد

چون زیر افکند در عراق آمیزد دل عقل کند رها ز تن بگریزد من آتشم و چو درد می برخیزم هر آتش را که درد…

Continue Reading...

ای پر ز جفا چند از این طراری

ای پر ز جفا چند از این طراری پنهان چه کنی آنچه به باطن داری گر سر ز خط وفای من برداری واقف نیم از…

Continue Reading...

سرهای درختان گل تر میچینند

سرهای درختان گل تر میچینند و اندر دل خود کان گهر می‌بینند چون بر سر پایند که با بی‌برگی نومید نگردند و ز پا می‌شینند

Continue Reading...