بر من بگریست نرگس خمارش

بر من بگریست نرگس خمارش تا خیره شدم ز گریهٔ بسیارش گر نرگس او به سرمه آلوده بدی آلوده شدی ز سرمه‌ها رخسارش

Continue Reading...

ممکن ز تو چون نیست که بردارم دل

ممکن ز تو چون نیست که بردارم دل آن به که به سودای تو بسپارم دل گر من به غم تو نسپارم دل دل را…

Continue Reading...

جانی دارم لجوج و سرمست و فضول

جانی دارم لجوج و سرمست و فضول وانگه یاری لطیف و بیصبر و ملول از من سوی یار من رسولست خدای وز یار بسوی من…

Continue Reading...

امشب منم و هزار صوفی پنهان

امشب منم و هزار صوفی پنهان مانندهٔ جان جمله نهانند و عیان ای عارف مطرب هله تقصیر مکن تا دریابی بدین صفت رقص‌کنان

Continue Reading...

در راه طلب رسیده‌ای میباید

در راه طلب رسیده‌ای میباید دامان ز جهان کشیده‌ای میباید بی‌چشمی خویش را دوا کنی ور نی عالم همه او است دیده‌ای میباشد

Continue Reading...

برجه که سماع روح برپای شده است

برجه که سماع روح برپای شده است وان دف چو شکر حریف آن نای شده است سودای قدیم آتش افزای شده است آن های تو…

Continue Reading...

من با تو چنین سوخته خرمن تا کی

من با تو چنین سوخته خرمن تا کی وز ما تو چنین کشیده دامن تا کی این کار به کام دشمنانم تا چند من در…

Continue Reading...

برقی که ز میغ آن جهان روی نمود

برقی که ز میغ آن جهان روی نمود چون سوخته‌ای نیست کرا دارد سود از هر دو جهان سوخته‌ای میبایست کان برق که می‌جهد در…

Continue Reading...

گوئیکه به تن دور و به دل با یارم

گوئیکه به تن دور و به دل با یارم زنهار مپندار که من دل دارم گر نقش خیال خود ببینی روزی فریاد کنی که من…

Continue Reading...