هم دل به دلستانت رساند روزی

هم دل به دلستانت رساند روزی هم جان سوی جانانت رساند روزی از دست مده دامن دردی که تراست کان درد به درمانت رساند روزی

Continue Reading...

خون دلبر من میان دلداران نیست

خون دلبر من میان دلداران نیست او را چون جهان هلاکت و پایان نیست گر خیره‌سری زنخ زند گو میزن معشوق ازین لطیفتر امکان نیست

Continue Reading...

می‌گوید دف که هان بزن بر رویم

می‌گوید دف که هان بزن بر رویم چندانکه زنی حدیث دیگر گویم من عاشقم و چو عاشقان خوشخویم ور رحم کنی زخم زنی این گویم

Continue Reading...

خیزید که تا بر شب مهتاب زنیم

خیزید که تا بر شب مهتاب زنیم بر باغ گل و نرگس بیخواب زنیم کشتی دو سه ماه بر سر یخ راندیم وقت است برادران…

Continue Reading...

آنکس که درون سینه را دل پنداشت

آنکس که درون سینه را دل پنداشت گامی دو سه رفت و جمله حاصل پنداشت تسبیح و سجاده توبه و زهد و ورع این جمله…

Continue Reading...

دی باغ ز وی شکر سلامت میکرد

دی باغ ز وی شکر سلامت میکرد بر روی شکوفه‌ها علامت میکرد آن سرو چمن دعوی قامت میکرد گل خنده‌زنان بر او قیامت میکرد

Continue Reading...

با همت بازباش و با کبر پلنگ

با همت بازباش و با کبر پلنگ زیبا بگه شکار و پیروز به جنگ کم کن بر عندلیب و طاوس درنگ کانجا همه آفتست و…

Continue Reading...

مشکین رسنت چو پردهٔ ماه شود

مشکین رسنت چو پردهٔ ماه شود بس پرده‌نشین که ضال و گمراه شود ور چاه زنخدانت ببیند یوسف آید که بر آن رسن در این…

Continue Reading...

باد آمد و گل بر سر میخواران ریخت

باد آمد و گل بر سر میخواران ریخت یار آمد و می در قدح یاران ریخت از سنبل تر رونق عطاران برد وز نرگس مست…

Continue Reading...

المنةالله که به تو پیوستم

المنةالله که به تو پیوستم وز سلسلهٔ بند فراقت رستم من بادهٔ نیستی چنان خوردستم حز روز ازل تا بابد سرمستم

Continue Reading...