خود را به خیل درافکنم مست آنجا

خود را به خیل درافکنم مست آنجا تا بنگرم آن جان جهان هست آنجا یا پای رساندم به مقصود و مراد یا سر بدهم همچو…

Continue Reading...

رو ای غم و اندیشه خطا می‌گوئی

رو ای غم و اندیشه خطا می‌گوئی از کان وفا چرا جفا می‌گوئی هر کودک را گر از جفا ترسانند من پیر شدم در این…

Continue Reading...

امشب آمد خیال آن دلبر چست

امشب آمد خیال آن دلبر چست در خانهٔ تن مقام دل را میجست دل را چو بیافت زود خنجر بکشید زد بر دل من که…

Continue Reading...

روز شادیست غم چرا باید خورد

روز شادیست غم چرا باید خورد امروز می از جام وفا باید خورد چند از کف خباز و سفا رزق خوریم یکچند هم از کف…

Continue Reading...

ای شب ز می تو مر مرا مستی نیست

ای شب ز می تو مر مرا مستی نیست بیخوابی من گزاف و سردستی نیست خوابم چو ملک بر آسمان پریده‌ست زیرا جسدم بسی درین…

Continue Reading...

هر شب که ببنده همنشین میافتی

هر شب که ببنده همنشین میافتی چون نور مهی که بر زمین میافتی من بندهٔ چشم مست پرخواب توام آن دم که چنان و اینچنین…

Continue Reading...

در خاک در وفای آن سیمین بر

در خاک در وفای آن سیمین بر میکار دل و دیده میندیش ز بر از من بشنو تا نشوی زیر و زبر والله که خبر…

Continue Reading...

نور فلکست این تن خاکی ما

نور فلکست این تن خاکی ما رشک ملک آمدست چالاکی ما که رشک برد فرشته از پاکی ما که بگریزد دیو ز بیباکی ما

Continue Reading...

روزی که ترا ببینم آدینهٔ ماست

روزی که ترا ببینم آدینهٔ ماست هر روز به دولتت به از دینهٔ ماست گر چرخ و هزار چرخ در کینهٔ ماست غم نیست چو…

Continue Reading...

ای عارف گوینده نوائی برگو

ای عارف گوینده نوائی برگو یا قول درست یا خطائی برگو درهای گلستان و چمن را بگشای چون بلبل مست ز آشنائی برگو

Continue Reading...