در راه طلب عاقل و دیوانه یکیست

در راه طلب عاقل و دیوانه یکیست در شیوهٔ عشق خویش و بیگانه یکیست آن را که شراب وصل جانان دادند در مذهب او کعبه…

Continue Reading...

ای آنکه چو آفتاب فرداست بیا

ای آنکه چو آفتاب فرداست بیا بیرون تو برگ و باغ زرد است بیا عالم بی‌تو غبار و گرد است بیا این مجلس عیش بی‌تو…

Continue Reading...

رویت بینم بدر من آن را دانم

رویت بینم بدر من آن را دانم وانجا که توئی صدر من آن را دانم وانشب که ترا بینم ای رونق عید از عمر شب…

Continue Reading...

برکان شکر چند مگس را غوغاست

برکان شکر چند مگس را غوغاست کی کان شکر را به مگسها پرواست مرغی که بر آن کوه نشست و برخاست بنگر که بر آن…

Continue Reading...

ای لشکر عشق اگرچه بس جبارید

ای لشکر عشق اگرچه بس جبارید آن یار به خشم رفته را باز آرید یک جان نبرید دل اگر سخت کند یک سر نبرید پای…

Continue Reading...

نی سخرهٔ آسمان پیروزه شوم

نی سخرهٔ آسمان پیروزه شوم نی شیفتهٔ شاهد ده روزه شوم در روزه چو روزی ده بیواسطه‌ای پس حلقه بگوش و بندهٔ روزه شوم

Continue Reading...

عالم جسم است و نور جانی مائیم

عالم جسم است و نور جانی مائیم عالم شب و ماه آسمانی مائیم چون از ظلمات آب و گل دور شویم هم خضر و هم…

Continue Reading...

ای باد سحر تو از سر نیکوئی

ای باد سحر تو از سر نیکوئی شاید که حکایتم به آن مه گوئی نی نی غلطم گرت بدوره بودی پس گرد جهان دگر کرا…

Continue Reading...

ساقی امروز در خمارت بودم

ساقی امروز در خمارت بودم تا شب به خدا در انتظارت بودم می در ده و از دام جهانم به جهان امشب چو به روز…

Continue Reading...

بیدار شو ای دل که جهان می‌گذرد

بیدار شو ای دل که جهان می‌گذرد وین مایهٔ عمر رایگان میگذرد در منزل تن مخسب و غافل منشین کز منزل عمر کاروان میگذرد

Continue Reading...