ای پردهٔ پندار پسندیدهٔ تو

ای پردهٔ پندار پسندیدهٔ تو وی وهم خودی در دل شوریدهٔ تو هیچی تو و هیچ را چنین گوهر به زین نتوان نهاد در دیدهٔ…

Continue Reading...

گر جان داری بیار جان باز آخر

گر جان داری بیار جان باز آخر آنجای که برده‌ای ز آغاز آخر یک نکته شنید جان از آنجا آمد صد نکته شنید چون نشد…

Continue Reading...

بی‌من به زبان من سخن می‌آید

بی‌من به زبان من سخن می‌آید من بی‌خبرم از آنکه می‌فرماید زهر و شکر آرزوی من می‌آید ز آینده که داند چه کرا میشاید

Continue Reading...

آن سر که بود بی‌خبر از وی خسبد

آن سر که بود بی‌خبر از وی خسبد آنکس که خبر یافت از او کی خسبد می‌گوید عشق در دو گوشم همه شب ای وای…

Continue Reading...

در وصل جمالش گل خندان منست

در وصل جمالش گل خندان منست در هجر خیالش دل و ایمان منست دل با من ومن با دل ازو درجنگیم هریک گوئیم که آن…

Continue Reading...

یارب یارب به حق تسبیح رباب

یارب یارب به حق تسبیح رباب کش در تسبیح صد سالست و جواب یارب به دل کباب و چشم پرآب جوشان‌تر از آنیم که در…

Continue Reading...

عشق آمد و توبه را چو شیشه بشکست

عشق آمد و توبه را چو شیشه بشکست چون شیشه شکست کیست کو داند بست گر هست شکسته‌بند آن هم عشق است از بند و…

Continue Reading...

ای جان منزه ز غم پالودن

ای جان منزه ز غم پالودن وی جسم مقدس ز غم فرسودن ای آتش عشقی که در آن میسوزی خود جنت و فردوس تو خواهد…

Continue Reading...

شاخ گل تر بر سر عنبر میزن

شاخ گل تر بر سر عنبر میزن وز تیغ مسلمان سر کافر میزن چون نای توان بگوش من درمیدم چون دف توام بروی من بر…

Continue Reading...

پرسیدم از آن کسی که برهان داند

پرسیدم از آن کسی که برهان داند کان کیست که او حقیقت جان داند خوش خوش به جواب گفت کای سودائی این منطق طیر است…

Continue Reading...