چون چنگ خودت بگیرم اندر بر تنگ

چون چنگ خودت بگیرم اندر بر تنگ وز پردهٔ عشاق برآرم آهنگ گر زانکه در آبگینه خواهی زد سنگ در خدمت تو بیایم اینک من…

Continue Reading...

ای بر نمک تو خلق نانی بزده

ای بر نمک تو خلق نانی بزده بر مرکب تو داغ نشانی بزده حیفست که سوی کان رود آن بر سیم پنهان چون جان و…

Continue Reading...

سر رشتهٔ شادیست خیال خوش تو

سر رشتهٔ شادیست خیال خوش تو سرمایهٔ گرمیست مها آتش تو هرگاه که خوشدلی سر از ما بکشد رامش کند آن زلف خوش سرکش تو

Continue Reading...

بیدل من و بیدل تو و بیدل تو و من

بیدل من و بیدل تو و بیدل تو و من سرمست همی شدیم روزی به چمن عمریست که من در آرزوی آنم کان عهد به…

Continue Reading...

لو کان اقل هذه الاشواق

لو کان اقل هذه الاشواق للشمس لا ذهلت عن الاشراق لو قسم ذوالهوی علی‌العشاق العشر لهم ولی جمیع‌الباقی

Continue Reading...

ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی

ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی وی آینهٔ جمال شاهی که توئی بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست در خود بطلب هر آنچه…

Continue Reading...

گر ما نه همه تنور سوزان باشد

گر ما نه همه تنور سوزان باشد ناگه ز درم درآی گرم آن باشد چون وعده دهی نیابی سرد آن باشد سرما نه همه سرد…

Continue Reading...

چون زرد و نزار دید او رو یک من

چون زرد و نزار دید او رو یک من خونابه روان ز چشم چون جو یک من خندید و به خنده گفت دلجو یک من…

Continue Reading...

ای بی‌خبر از مغز شده غره بپوست

ای بی‌خبر از مغز شده غره بپوست هشدار که در میان جانداری دوست حس مغز تنست و مغز حست جانست چون از تن و حس…

Continue Reading...

سرمستم و سرمستم و سرمست کسی

سرمستم و سرمستم و سرمست کسی می خوردم و می خوردم و از دست کسی همچون قدحم شکست وانگه پرکرد آخر ز گزاف نیست اشکست…

Continue Reading...