در معنی هست و در عیان نیست که دید

در معنی هست و در عیان نیست که دید در دل پیدا و در زبان نیست که دید هستی جهان و در جهان نیست که…

Continue Reading...

یارب تو یکی یار جفا کارش ده

یارب تو یکی یار جفا کارش ده یک دلبر بدخوی جگر خوارش ده تا بشناسد که عاشقان درچه غمند عشقش ده شوقش ده و بسیارش…

Continue Reading...

عشق است صبوح و من بدو بیدارم

عشق است صبوح و من بدو بیدارم عشق است بهار و من بدو گلزارم سوگند به عشقی که عدوی کار است کانروز که بیکار نیم…

Continue Reading...

ای جان تو بر مقصران آشفته

ای جان تو بر مقصران آشفته هم جان تو عذر جان ایشان گفته طوفان بلا اگر بگیرد عالم بر من بدو جو که مست باشم…

Continue Reading...

سلطان ملاحت مه موزون منست

سلطان ملاحت مه موزون منست در سلسله‌اش این دل مجنون منست بر خاک درش خون جگر میریزم هرچند که خاک آن به از خون منست

Continue Reading...

بی‌نام و نشان چون دل و جانم کردی

بی‌نام و نشان چون دل و جانم کردی بی‌کیف طرب دست زنانم کردی گفتم به کجا روم که جان را جانیست بی‌جا و روان همچو…

Continue Reading...

هان ای دل خسته وقت مرهم آمد

هان ای دل خسته وقت مرهم آمد خوش خوش نفسی بزن که آن دم آمد یاریکه از او کار شود یاران را در صورت آدمی…

Continue Reading...

درنه قدم ار چه راه بی‌پایانست

درنه قدم ار چه راه بی‌پایانست کز دور نظاره کار نامردانست این راه زندگی دل حاصل کن کاین زندگی تن صفت حیوانست

Continue Reading...

من بینم آنرا که نمی‌بینم من

من بینم آنرا که نمی‌بینم من وز قند لبش نبات می‌چینم من هر چند چو سین میان یاسینم من یاسین نهلد دمی که بنشینم من

Continue Reading...

چونی ای آنکه از جمال فردی

چونی ای آنکه از جمال فردی صدبار ز چو نیم برون آوردی چون دانستم ترا و چونت دیدم بی‌دانش و بینشم به کلی ویران بردی

Continue Reading...