چونست به درد دیگران درمانی

چونست به درد دیگران درمانی چون نوبت درد ما رسد درمانی من صبر کنم تا ز همه وامانی آئی بر ما چو حلقه بر درمانی

Continue Reading...

ای جانب عشاق به خیره نگران

ای جانب عشاق به خیره نگران تو خیره و در تو گشته خیره دگران این خیره در آن و آن در این یارب چیست جمله…

Continue Reading...

شادم که غم تو در دل من گنجد

شادم که غم تو در دل من گنجد زیرا که غمت بجای روشن گنجد آن غم که نگنجد در افلاک و زمین اندر دل چون…

Continue Reading...

یاری که به حسن از صفت افزونست

یاری که به حسن از صفت افزونست در خانه درآمد که دل تو چونست او دامن خود کشان و دل میگفتش دامن برکش که خانهٔ…

Continue Reading...

دست و دل ما هرچه تهی‌تر خوشتر

دست و دل ما هرچه تهی‌تر خوشتر و آزادی دل ز هرچه خوشتر خوشتر عیش خوش مفلسانه یک چشم زدن از حشمت صد هزار قیصر…

Continue Reading...

مردان رهش زنده به جان دگرند

مردان رهش زنده به جان دگرند مرغان هواش ز آشیان دگرند منگر تو بدین دیده بدیشان کایشان بیرون ز دو کون در جهان دگرند

Continue Reading...

ای حسرت خوبان جهان روی خوشت

ای حسرت خوبان جهان روی خوشت وی قبلهٔ زاهدان دو ابروی خوشت از جمله صفات خویش عریان گشتم تا غوطه خورم برهنه در جوی خوشت

Continue Reading...

گر حلقهٔ آن زلف چو شستت نگرفت

گر حلقهٔ آن زلف چو شستت نگرفت تا باده از آن دو چشم مستت نگرفت می طعنه زنند دشمنانم شب و روز کز پای درآمدی…

Continue Reading...

آن کس که بر آتش جهانم بنهاد

آن کس که بر آتش جهانم بنهاد صد گونه زبانه بر زبانم بنهاد چون شش جهتم شعلهٔ آتش بگرفت آه کردم و دست بر دهانم…

Continue Reading...

عشق آن خوشتر کز او بلاها خیزد

عشق آن خوشتر کز او بلاها خیزد عاشق نبود که از بلا پرهیزد مردانه کسی بود که در شیوهٔ عشق چون عشق به جان رسد…

Continue Reading...