در باغ من ار سرو و اگر گلزار است

در باغ من ار سرو و اگر گلزار است عکس قد و رخسارهٔ آندلدار است بالله به نامی که ترا اقرار است امروز مرا اگر…

Continue Reading...

ناگاه بروئید یکی شاخ نبات

ناگاه بروئید یکی شاخ نبات ناگاه بجوشید چنین آب حیات ناگاه روان شد ز شهنشه صدقات شادی روان مصطفی را صلوات

Continue Reading...

در بحر صفا گداختم همچو نمک

در بحر صفا گداختم همچو نمک نه کف و ایمان نه یقین ماند و نه شک اندر دل من ستاره‌ای شد پیدا گم گشت در…

Continue Reading...

آهو بدود چو در پیش سگ بیند

آهو بدود چو در پیش سگ بیند بر اسب دونده حمله و تک بیند چندان بدود که در تنش رگ بیند زیرا که صلاح خود…

Continue Reading...

رفتم بر یار از سر سر دستی

رفتم بر یار از سر سر دستی گفتا ز درم برو که این دم مستی گفتم بگشای در که من مست نیم گفتا که برو…

Continue Reading...

بر بنده بخند تا ثوابت باشد

بر بنده بخند تا ثوابت باشد وز بنده شکر خنده جوابت باشد میگریم زار تا شرابت باشد میسوزم دل که تا کبابت باشد

Continue Reading...

معشوق شراب‌خوار و بیسامانست

معشوق شراب‌خوار و بیسامانست خونخواره و شوخ و شنگ و نافرمانست کفر سر جعد آن صنم ایمانست دیریست که درد عشق بیدرمانست

Continue Reading...

بر جزوم نشان معشوق منست

بر جزوم نشان معشوق منست هر پارهٔ من زبان معشوق منست چون چنگ منم در بر او تکیه زده این ناله‌ام از بنان معشوق منست

Continue Reading...

گویند که عشق عاقبت تسکین است

گویند که عشق عاقبت تسکین است اول شور است و عاقبت تمکین است جانست ز آسیاش سنگ زیرین این صورت بی‌قرار بالایین است

Continue Reading...

جان روز چو مار است به شب چون ماهی

جان روز چو مار است به شب چون ماهی بنگر که تو با کدام جان همراهی گه با هاروت ساحر اندر چاهی گه در دل…

Continue Reading...