ما را چو ز عشق میشود راست مزاج

ما را چو ز عشق میشود راست مزاج عشق است طبیب ما و داروی علاج پیوسته بدین عشق نخواهد رفتن این عشق ز کس نزاد…

Continue Reading...

ای دل اگرت رضای دلبر باید

ای دل اگرت رضای دلبر باید آن باید کرد و گفت کو فرماید گر گوید خون گری مگوی از چه سبب ور گوید جان بده…

Continue Reading...

گر یار کنی خصم تواش گردانیم

گر یار کنی خصم تواش گردانیم هر لحظه به نوعی دگرت رنجانیم گر خار شدی گل از تو پنهان داریم ور گل گردی در آتشت…

Continue Reading...

آنجا که عنایتست چه صلح و چه جنگ

آنجا که عنایتست چه صلح و چه جنگ ور کار تو نیکست چه تسبیح و چه جنگ وانکس که قبولست چه رومی و چه زنگ…

Continue Reading...

کافر نشدی حدیث ایمان چکنی

کافر نشدی حدیث ایمان چکنی بی‌جان نشدی حدیث جانان چکنی در عربدهٔ نفس رکیکی تو هنوز بیهوده حدیث سر سلطان چکنی

Continue Reading...

از عمر که پربار شود هردم من

از عمر که پربار شود هردم من وز خویش که بیزار شود هردم من این گلشن رنگین که جهان عاشق اوست گلزار که پرخار شود…

Continue Reading...

صاحب‌نظران راست تحیر پیشه

صاحب‌نظران راست تحیر پیشه مر کوران را تفکر و اندیشه صد شاخ خوش از غیب گل افشان بر تو بر شاخ رضا چه میزنی تو…

Continue Reading...

میدان و مگو تا نشود رسوائی

میدان و مگو تا نشود رسوائی زیبائی مرد هست در تنهائی گفتا که چه حاجتست اینجا ملکی است کو موی همی شکافد از بینائی

Continue Reading...

از بی‌یاری ظریفتر یاری نیست

از بی‌یاری ظریفتر یاری نیست وز بی‌کاری لطیفتر کاری نیست هرکس که ز عیاری و حیله ببرید والله که چو او زیرک و عیاری نیست

Continue Reading...

مستان غمت بار دگر شوریدند

مستان غمت بار دگر شوریدند دیوانه دلانت سر مه را دیدند آمد سر مه سلسله را جنبانید بر آهن سرد عقل را بندیدند

Continue Reading...