رباعیات مولانا
در باغ درآب با گل اگر خار نهای
در باغ درآب با گل اگر خار نهای پیش آر موافقت گر اغیار نهای چون زهر مدار روی اگر مار نهای این نقش بخوان چو…
ای زخم تو خوشتر از دوای دگران
ای زخم تو خوشتر از دوای دگران امساک تو بهتر از عطای دگران ای جور تو بهتر از وفای دگران دشنام تو بهتر از ثنای…
ما میخواهیم و دیگران میخواهند
ما میخواهیم و دیگران میخواهند تا بخت کرا بود کرا راه دهند ما زان غم او به بازی و خنداخند عقل و ادب و هرچه…
ای زخم زننده بر رباب دل من
ای زخم زننده بر رباب دل من بشنو تو از ناله جواب دل من در هر ویران دفینه گنج دگر است عشق است دفینه در…
گفتم به طبیب داروئی فرمائی
گفتم به طبیب داروئی فرمائی نبضم بگرفت از سر دانائی گفتا که چه درد میکند بنمائی بردم دستش سوی دل سودائی
بد میکنی و نیک طمع میداری
بد میکنی و نیک طمع میداری هم بد باشد سزای بدکرداری با اینکه خداوند کریم و است و رحیم گندم ندهد بار چو جو میکاری
امروز طوافست طوافست طواف
امروز طوافست طوافست طواف دیوانه معافست معافست معاف نی جنگ و مصافست و مصافست مصاف وصل است و زفافست زفافست زفاف
در چشم آمد خیال آن در خوشاب
در چشم آمد خیال آن در خوشاب آن لحظه کزو اشک همی رفت شتاب پنهان گفتم براز در گوش دو چشم مهمان عزیز است بیفزای…
امروز من از تشنه دهانی و خمار
امروز من از تشنه دهانی و خمار نی دل دارم نه عقل و نه صبر و قرار میآیم و میروم چو انگور افشار آخر قدح…
گاه از غم او دست ز جان میشوئی
گاه از غم او دست ز جان میشوئی گه قصهٔ آ، به درد دل میگوئی سرگشته چرا گرد جهان میپوئی کو از تو برون نیست…





