من بندهٔ مستی که بود دست زنان

من بندهٔ مستی که بود دست زنان دورم ز کسی که او بود مست زنان باری من خسته دل چنینم نه چنان آلوده مبا بنان…

Continue Reading...

چون دیده بر آن عارض چون سیم افتاد

چون دیده بر آن عارض چون سیم افتاد جان در لب تو چو دیدهٔ میم افتاد نمرود صفت ز دیدگان رفت دلم در آتش سودای…

Continue Reading...

ای بی‌تو حرام زندگانی کردن

ای بی‌تو حرام زندگانی کردن خود بی‌تو کدام زندگانی کردن هر عمر که بی‌رخ تو بگذشت ای جان مرگست و به نام زندگانی کردن

Continue Reading...

سرمایهٔ عقل سر دیوانگیست

سرمایهٔ عقل سر دیوانگیست دیوانهٔ عشق مرد فرزانگیست آنکس که شد آشنای دل از ره درد با خویشتنش هزار بیگانگیست

Continue Reading...

بیکار مشین درآ درآمیز شتاب

بیکار مشین درآ درآمیز شتاب بیکار بدن به خور برد یا سوی خواب از اهل سماع میرسد بانک رباب آن حلقهٔ ذاهل شدگانرا دریاب

Continue Reading...

لیلم که نهاری نکند من چکنم

لیلم که نهاری نکند من چکنم بختم که سواری نکند من چکنم گفتم که به دولتی جهانرا بخورم اقبال چو یاری نکند من چکنم

Continue Reading...

ای هیزم تو خشک نگردد روزی

ای هیزم تو خشک نگردد روزی تا تو فتد ز آتش دلسوزی تا خرقهٔ تن دری تو بی‌دل سوزی عشق آموزی ز جان عشق آموزی

Continue Reading...

گر مجلس انس را به کار آمدمی

گر مجلس انس را به کار آمدمی هردم بدر تو بنده وار آمدمی گر آفت تصدیع نبودی و ملال هر روز برت هزار بار آمدمی

Continue Reading...

چون کار مسافران دینم کردی

چون کار مسافران دینم کردی حمال امانت یقینم کردی گفتم که ضعیفم و گرانست این بار زورم دادی و آهنینم کردی

Continue Reading...

ای جان جهان جان و جهان بندهٔ تو

ای جان جهان جان و جهان بندهٔ تو شیرین شده عالم ز شکر خندهٔ تو صد قرن گذشت و آسمان نیزد ندید در گردش روزگار…

Continue Reading...