ترک می

ترک می حاشا که من به موسمِ گُل تَرکِ مِی کُنم من لافِ عقل می‌زنم، این کار کِی کنم مطرب کجاست تا همه محصولِ زهد…

Continue Reading...

چشم به راهش

  چشم به راهش رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد دلشوره ی ما بود، دل آرام جهان شد در اوّل آسایش مان سقف…

Continue Reading...

دلبسته اقبال

  دلبسته اقبال دیوانه و دلبسته اقبال خودت باش سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش بگذار حسودان همه عیب تو بگویند باور نکن و دلخوش…

Continue Reading...

هوای دلبر

  تا دل به برم هوای دلبر دارد افسانهٔ عشق دلبر از بر دارد دل رفت ز بر چو رفت دلبر آری دل از دلبر…

Continue Reading...

ناله من

  ناله من کس نخوابد تا به صبح از ناله من هر شبا هر شب از بس تا به صبح از درد گویم یا ربا…

Continue Reading...

صدای مرا

  صدای مرا ای زنده‌‌گی صدای مرا تا خدا ببر روح ترانه‌‌های مرا تا خدا ببر تنگ است کوچه کوچهٔ دستان تو و من دستی…

Continue Reading...

آسوده خبر ندارد از رنجوران

  آسوده خبر ندارد از رنجوران هم شاد وصال از غم مهجوران در حالت مستی چه خبر دارد مست از درد سر و خستگی مخموران…

Continue Reading...

قدر سخن

  قدر سخن از چـهره افــروخـتـه گـل را مشـکن افـروخـته رخ مـرو تـو دیگر بـچـمن گــل را دیـگر خـجل مکن ای مه من مشـکن بچـمن…

Continue Reading...