قاموس سخن
نيروهاي بالقوهي بيشتر
نيروهاي بالقوهي بيشتر مردم، فراتر از ميزانيست كه از آن آگاهي دارند يا آمادهاند آن را بكار گيرند. (كيم وو چونگ)
نياز را ميتوان برآورده
نياز را ميتوان برآورده كرد، ولي آز را هرگز. (پرمودا باترا)
نويسندگي تجربه اي خنده
نويسندگي، تجربه اي خنده آور است؛ بايد هزاران بار مُرد تا به تازگي آغازين بنفشه ها دست يافت. (كريستين بوبن)
نوزادان آموزندگان
نوزادان، آموزندگان انديشه اند كه هرگز غم به خود راه نمي دهند. (كريستين بوبن)
نوآوران بزرگ هرگز از كار
نوآوران بزرگ هرگز از كار خود به ستوه نمي آيند؛ وگرنه نمي توانستند به نوآوري هاي بزرگ دست بزنند. (فلورانس اسكاول شين)
نُه دهم خردمند بودن اين
نُه دهم خردمند بودن اين است كه در دم خرد بورزي. (تئودور روزولت)
نميخواهم آدمها بله
نميخواهم آدمها بله قربانگو در كنار من باشند، ولي ميخواهم همه راستش را بگويند، حتي اگر به بهاي از دست دادن كارشان باشد. (نامشخص)
نمي توانيم كاري كنيم كه
نمي توانيم كاري كنيم كه مرغان غم، بالاي سرِ ما پرواز نكنند، اما مي توانيم نگذاريم كه روي سرِ ما آشيانه بسازند. (ضرب المثل چيني)
نمي توان از همساز بودن
نمي توان از همساز بودن با طبيعت، يك اصل اخلاقي براي خود ساخت. زيرا طبيعت بيرحم است و اگر آدمي بخواهد مطابق با طبيعت زندگي…
نگرش انسان با استعداد و
نگرش انسان با استعداد و ظرفيت او رابطه مستقيم دارد. (جان ماكسول)





