قاموس سخن
كسي كه نسبت به سرنوشت
كسي كه نسبت به سرنوشت ميهن و مردم سرزمين خويش بي انگيزه است، ارزش ياد كردن ندارد. (ارد بزرگ)
كسي كه فكر نمي كند به
كسي كه فكر نمي كند، به ندرت دم فرو مي بندد. (آيزاك نيوتن)
مهم نيست كه هدفهاي انسان
مهم نيست كه هدفهاي انسان در حوزه هنر، كسب و كار، مذهب، ورزش يا ارتباط با مردم قرار دارند. تنها راه پيشرفت اين است كه…
مهم نيست چه كسي هستيد
مهم نيست چه كسي هستيد، چه پيشه اي داريد يا چگونه زمان خود را مي گذرانيد. هر روز فرصتهاي بي شماري در دست داريد تا…
مهد پرورش خرد آغوش عقل
مهد پرورش خرد، آغوش عقل نيست، بلكه دامان عشق است. نهال خرد بايد در كوزه عشق كاشته شود و با آب احساسات آبياري گردد. (موريس…
من وطنم را بيشتر از
من وطنم را بيشتر از خانواده ام دوست مي دارم، اما به انسانيت بيشتر از كشورم علاقه مندم. (فنلون)
من همه چيز خود را به
من همه چيز خود را به گرسنگي و رنجهاي جواني مديون ام. (ناپلئون بناپارت)
من نمي دانم كه در جنگ
من نمي دانم كه در جنگ جهاني سوم، چه سلاحهايي به كار گرفته خواهد شد، اما اين را مي دانم كه در جنگ جهاني چهارم…
من مي خواهم بانگ خوشي
“من مي خواهم”، بانگ خوشي دارد و خوشتر از آن، “من دوست مي دارم.” (نيچه)
من گمان نميكنم مرگ
من گمان نميكنم مرگ داراي اهميتي باشد. آنچه كه سرنوشت ما را تعيين ميكند، به دنيا آمدن است. همهچيز بستگي دارد به اينكه به هنگام،…
من عاشق پروردگار هستم
من عاشق پروردگار هستم. زماني كه آغاز به شناخت خدا كنيد، او را زيباترين و مهربان ترين خواهيد يافت. (نامشخص)
من ديده ام كه درجه سعادت
من ديده ام كه درجه سعادت اشخاص بستگي به اراده و ميل خود آنها دارد. (آبراهام لينكلن)
من در تولد خود نقشي
من در تولد خود نقشي نداشتم و در مرگ خود نيز نقشي ندارم؛ نقش من همه در زندگي من است. (گوته)
من جز خوبي نشان ديگري كه
من جز خوبي نشان ديگري كه نمودار برتري باشد، نمي شناسم. (لودويگ وان بتهوون)
من به توانايي كنار آمدن
من به توانايي كنار آمدن با مردم بيش از هر توانايي ديگر ارج مي نهم. (نامشخص)
من با عشق به تو تنها به
من با عشق به تو تنها به ميعادگاهم مي آيم، اما اين من، در ظلمت كيست؟ كنار مي آيم تا از او دوري كنم، اما…
من از ياد دادن آنچه كه
من از ياد دادن آنچه كه ياد گرفته ام، هرگز خسته نشده ام. اين تنها خدمت ناچيزي است كه مي توانم آن را به خود…
من از انديشيدن به اين
من از انديشيدن به اين نكته كه ما چه آسان تسليم نامها و درجههاي اجتماعي ميشويم و خود را به آداب و رسوم آن ميبازيم،…
ممكن است مردي كه هميشه
ممكن است مردي كه هميشه سؤال مي كند، ابله به نظر برسد، ولي كسي كه هرگز سؤال نمي كند، در تمام عمر ابله باقي مي…
ملتها با دو دشمن وحشتناك
ملتها با دو دشمن وحشتناك روبرو هستند : اول كساني كه قانون را زير پا مي گذارند و دوم كساني كه اين قانون شكني را…
مقام عالي انساني در
مقام عالي انساني در برابر شما است، آن را به دست آوريد. (فريدريش شيلر)
مغز ابلهان دانش را به
مغز ابلهان، دانش را به پنداشته ها، فلسفه را به ناداني و هنر را به خودنمايي مبدل مي كند. (جرج برنارد شاو)
معمولا مرگ سبب ميشود
معمولا مرگ سبب ميشود آدم زندگي را بيشتر احساس كند. (پائولو كوئيلو)
معجزهها از درون
معجزهها از درون دشواريها رشد ميكنند. (نامشخص)
مطابق وجدان خود رفتار
مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتي شوي (کورش کبير)
مشكلات بخشي از ميراث
مشكلات، بخشي از ميراث جهان هستند كه ما را براي رهايي از خود به تجربه و يادگيري مي كشانند. (آندره ميتوس)
مسئوليت دوش به دوشِ قدرت
مسئوليت دوش به دوشِ قدرت و لياقت [ظرفيت] حركت مي كند. (نامشخص)
مسايل مهمي كه با آن
مسايل مهمي كه با آن روبرو هستيم، با همان ذهنيتي كه آنها را ايجاد كرديم، حل شدني نيستند. (آلبرت انيشتين)
مرگ يك بار مي آيد ولي
مرگ يك بار مي آيد، ولي ترس از فرا رسيدن آن در طول عمر، آدمي را زجر مي دهد. (لابروير)
مرگ چيزي است كه همه در
مرگ، چيزي است كه همه در جستجوي آنيم، و نيز ميدانيم كه مرگ چيزي نيست جز دست شستن از بازياي كه پيشاپيش در آن بازندهايم….
مرغ ستم ديده بر نخواهد
مرغ ستم ديده بر نخواهد گشت. (حجازي)
مردي كه ادعا مي كند
مردي كه ادعا مي كند، ديگر اعتقادي به عشق ندارد؛ كسي است كه ديگر عشق به او اعتمادي ندارد. (نامشخص)
مردمي كه رؤيا دارند
مردمي كه رؤيا دارند، تهيدستي را نميشناسند؛ چرا كه دارايي هر كس به اندازهي رؤياهاييست كه در سر دارد. (كيم وو چونگ)
مردم هنگامي بيشتر رشد
مردم، هنگامي بيشتر رشد ميكنند كه در زندگي، درد و رنج بيشتري را تاب آورده باشند. (آنتوني رابينز)
مردم فكر مي كنند كه نياز
مردم فكر مي كنند كه نياز علت چيزها است، اما در حقيقت نياز غالباً معلول چيزها است. (نيچه)
مردم دنيا همچون ديوانگان
مردم دنيا همچون ديوانگان كور و كر، به جان هم مي افتند و يكديگر را نديده و نشناخته مي درند و بر اين ديوانگي نام…
مردم به همان اندازه
مردم به همان اندازه احساس خوشبختي مي كنند كه تصميم گرفته اند خوشبخت باشند. (نامشخص)
مردم از كسي لذت مي برند
مردم از كسي لذت مي برند كه از زندگي لذت ببرد. (جان ماكسول)
مردان بلندنام و باافتخار
مردان بلندنام و باافتخار هرگز نمي ميرند، زيرا كه گورشان قلوب نسل هاي آينده است. (لئو نيكولايويچ تولستوي)
مرد و زن به اين دليل در
مرد و زن به اين دليل در عشق هم مي افتند كه از تنهايي درآيند. (اشو)
مرد دانشمندي مانند ابن
مرد دانشمندي مانند ابن سينا در هيچ دانشگاهي درس نخوانده بود؛ پيش پدر و چند آموزگار گمنام تحصيل كرده بود، اما با ذوق و شوق…
مرد بيخرد هر اندازه هم
مرد بيخرد، هر اندازه هم توانگر باشد، هرگز نميتواند در درون خود، آسايش و آرامشي ايجاد كند. (افلاطون)
مرد بايد راست بايستد نه
مرد بايد راست بايستد، نه اينكه ديگران او را راست نگه دارند. (نامشخص)
مذهب خدمت بزرگي به عشق
مذهب خدمت بزرگي به عشق نمود زماني كه آن را گناه ناميد. (آناتول فرانس)
مديران امروز بايد
مديران امروز بايد ناپيوستگي ها را مديريت كنند. (پيتر دراكر)
محيط را مي توان
محيط را مي توان نيرومندترين عامل مولد ايمان و باور دانست، اما تنها عامل آن نيست. در غير اين صورت، جامعه، پويايي خود را از…
محبت خرجي ندارد در حالي
محبت خرجي ندارد، در حالي كه همه چيز را خريداري مي كند. (شامفور)
مثل حيوانات از كوه و كمر
مثل حيوانات از كوه و كمر بالا مي روند، احمق وار و عرق ريزان؛ انگار ديگران يادشان رفته بود به ايشان بگويند كه ميان راه…
ماهيان همه همين مي گويند
ماهيان همه همين مي گويند. آنچه را خود نتوانند پيمود ناپيمودني مي دانند. (نيچه)
مادهي سگ خانه مانند
مادهي سگ خانه مانند بانوي آن خانه رفتار ميكند. (مثل يوناني)
مادام كه خود را باور
مادام كه خود را باور داريد، مي دانيد چگونه زندگي كنيد. (گوته)
ما همواره در حال كشيدن
ما همواره در حال كشيدن بارهاي گوناگون هستيم. ما هيچ گاه با گذشته نمي ميريم و هيچ گاه گذشته را پشت سر نمي گذاريم. (كريشنا…
ما هرگز نبايد به خودمان
ما هرگز نبايد به خودمان اجازهي انجام كارهايي را بدهيم كه هيچگاه دوست نداريم فرزندانمان انجام بدهند. (نامشخص)
ما نسبت به انساني كه
ما نسبت به انساني كه سزاوار بدبختي نبوده است، احساس مهرباني و دلسوزي مي كنيم. (ارسطو)
ما مالك اسباب مادي نمي
ما مالك اسباب مادي نمي شويم، بلكه بنده ي آن مي گرديم. (رالف والدو امرسون)
ما عادت كرده ايم كه
ما عادت كرده ايم كه شاعران را بيشتر مشغول به شرح و توصيف عشق ببينيم. (آرتور شوپنهاور)
ما در عصر اطلاعات
ما در عصر اطلاعات [ =دانستنيها ] زندگي مي كنيم؛ نمودار درجه اول فرهنگ ما ديگر صنعت نيست، بلكه ارتباطات است. (آنتوني رابينز)
ما داراي روح آسماني و
ما داراي روح آسماني و علو طبعي نيستيم كه قادر باشيم دشمنان خود را دوست بداريم، اما دست كم مي توانيم براي سلامت و نشاط…
ما پذيرفته ايم كه به بخش
ما پذيرفته ايم كه به بخش هايي از وجود خود اجازه بودن ندهيم و درنتيجه مجبور هستيم انرژي رواني بسياري را صرف پنهان نگه داشتن…
ما به دنيا آمده ايم كه
ما به دنيا آمده ايم كه دوست داشتن و عشق ورزيدن را بياموزيم. (ناشناس)
ما بايد خود آن تغييري
ما بايد خود، آن تغييري باشيم كه دوست داريم در دنيا ببينيم. (گاندي)
ما با كنش هاي خود
ما با كنش هاي خود، ژرفترين ارزشها و باورهايمان را بيان مي كنيم. (آنتوني رابينز)
ما از جهانيان هيچ نمي
ما از جهانيان، هيچ نمي خواهيم، جز احترام. (وينستون چرچيل)
لزومي ندارد كه افراد به
لزومي ندارد كه افراد به درستي مانند هم باشند تا با هم صميمي شوند، بلكه بايد به تفاوت ديدگاههاي يكديگر توجه و در عين حال…
لحظه هايي وجود دارند كه
لحظه هايي وجود دارند كه در تهي بودن آنها انسان خود را زنده احساس مي كند و به وضعيت مثبت متراكمي مي رسد. (فرناندو پسوا)
لازم نيست آدم از كوهي
لازم نيست آدم از كوهي بالا رود تا بفهمد بلند است. (پائولو كوئيلو)
گنجي كه در اعماق نامحدود
گنجي كه در اعماق نامحدود شما حبس شده است، در لحظه اي كه خود نمي دانيد، كشف خواهد شد. (جبران خليل جبران)
گل سرخ پرورش دهيد تا
گل سرخ پرورش دهيد تا زمين شما به گلستان تبديل شود، خار نكاريد كه در پايتان فرو خواهد رفت. (نامشخص)
گشادن عقده هاي درون در
گشادن عقده هاي درون در پيش دوستان دو تأثير دارد؛ يكي آنكه شادي را دو برابر مي كند و ديگر آنكه غم را دو نيم…
گرفتاري اين دنيا از اين
گرفتاري اين دنيا از اين است كه نادان از كار خود اطمينان دارد و دانا از كار خود مطمئن نيست. (برتراند راسل)
گرانبهاترين انديشه ها
گرانبهاترين انديشه ها، انديشه درباره زندگي است نه مرگ. (اسپينوزا)
گذشته آينده عظمت و عشق
گذشته، آينده، عظمت و عشق – اگر آنها از تو تهي هستند تو خود از آنها تهي هستي. (والت ويتمن)
گاهي وقتها بر يك رشته
گاهي وقتها بر يك رشته عمليات نامي مي نهيم و چون با نام مشخص مي سازيم آنها را شي ء مي ناميم، حال آنكه مجموعه…
گاهي سادهترين چيزها به
گاهي سادهترين چيزها به نظر ما دشوارترين كارها مينمايد. اگر دلهاي ما باز بود، هيچگاه به مشكلي برنميخورديم. (گاندي)
گاهي بر هم زدن سبك و روش
گاهي بر هم زدن سبك و روش عادي، سبب كاميابي است. (زيگ زيگلار)
گامهاي من رو به جلو
گامهاي من رو به جلو همواره آرام بوده اند. اين را خودم مي دانم، اما هرگز هيچ گامي را رو به عقب برنداشته ام. (آبراهام…
كین هابرد
هوا را سرزنش نكنید، اگر هوا گهگاه دگرگون نمیشد، نود درصد مردم نمیتوانستند سر سخن را باز كنند. كین هابرد
كوزهي يك ليتري فقط يك
كوزهي يك ليتري، فقط يك ليتر آب ميگيرد؛ بيشتر از آن، جاي نميگيرد، سرريز ميشود و آب باارزش به زمين ميريزد. (پرمودا باترا)
كوچكترين تحول همانند سنگ
كوچكترين تحول همانند سنگ ريزه اي است كه به درون بركه اي پرتاب مي شود و امواج بسياري به گرد آن شكل مي گيرند. سنگ…
كمتر كسي مي تواند بدون
كمتر كسي مي تواند بدون دغدغه و در كمال متانت به بيان باورهايي بپردازد كه با تعصبات محيط اجتماعي او يكسان نباشد. بسياري از مردم…
كمابيش همه انسانها در
كمابيش همه انسانها در برابر ناملايمات پايداري مي كنند، اما اگر خواستيد منش كسي را آزمايش كنيد به او قدرت بدهيد. (آبراهام لينكلن)
كليد بنيادي داوري عالي
كليد بنيادي داوري عالي اين است كه در هنگام ارزيابي امور و رويدادها، داراي روحيه ي نيرومند و حالت فكري و عاطفي مثبت باشيم. (آنتوني…
كشفهاي رمان نويسان – هر
كشفهاي رمان نويسان – هر اندازه هم قديمي باشد – هرگز از به حيرت افكندن ما باز نتواند ايستاد. (ميلان كوندرا)
كسي كه يكبار مي دزدد
كسي كه يكبار مي دزدد، هميشه مي دزدد. (مثل اسپانيايي)
كسي كه نمي تواند حرف
كسي كه نمي تواند حرف بزند، نمي تواند ساكت بنشيند. (مثل لاتيني)
كسي كه فقط براي دارايي
كسي كه فقط براي دارايي خود، زندگي ميكند، هرگز نميتواند لذت راستين زندگي را درك كند، چون طبيعتِ آزمندي مادي، حد و مرز نميشناسد. (كيم…
مهم نيست كه چه مي خواهيد
مهم نيست كه چه مي خواهيد بكنيد، مهم اين است كه در اين لحظه چه مي كنيد. (ناپلئون هيل)
مهم نيست چه برايمان رخ
مهم نيست چه برايمان رخ ميدهد، مهم آن است كه آنچه روي ميدهد، چه تاثيري در ما ميگذارد. (لئوبوسكاليا)
مهارت دريانورد در طوفان
مهارت دريانورد در طوفان و شجاعت سرباز در ميدان جنگ آشكار مي گردد؛ باطن و سيرت مردم را در حين بدبختي و مصيبت آنها مي…
من وقت را تلف كرده ام و
من وقت را تلف كرده ام و اينك وقت، مرا تلف مي كند. (ويليام شكسپير)
من همه چيز بودم هيچ يك
من همه چيز بودم، هيچ يك از اين ها [ كه من بودم ] به زحمت اش نمي ارزد. (نامشخص)
من نمي دانم پدر بزرگم كه
من نمي دانم پدر بزرگم كه بوده، اما به اين نكته بيشتر اهميت مي دهم كه بدانم نواده او چه كسي خواهد شد. (آبراهام لينكلن)
من مي توانم ادعا كنم كه
من مي توانم ادعا كنم كه در هنر تحمل بار سرنوشت، خواه شادي و خواه محنت، آنقدر مسلط شده ام كه سختي ها و رنجها…
من گمان مي كنم يك راهكار
من گمان مي كنم يك راهكار بيهمتا و عمومي وجود ندارد. شما اگر مراقب نباشيـــد، مي توانيد يك راهكار را به اندازهاي دشوار كنيد كه…
من صحنه ي نمايشنامه ها
من صحنه ي نمايشنامه ها را صرفاً بر اساس متن طراحي نمي كنم، بلكه متن را مي خوانم و مي گذارم صحنه ي آن در…
من دوست دارم كه يك فيلم
من دوست دارم كه يك فيلم، آغازي داشته باشد و ميانه اي و پاياني، اما نه لزوماً به همين ترتيب. (نامشخص)
من در آرزوي انجام خدمتي
من در آرزوي انجام خدمتي بزرگ و پرشكوه زندگي مي كنم، اما سخت ترين وظيفه من انجام خدمات كوچكي است كه به گونه اي بزرگ…
من تنها يك ترس دارم و آن
من تنها يك ترس دارم و آن اين است كه زندگي ام بيش از اندازه در اين دنيا به طول انجامد و در آخر عمر…
من به اين مسأله باور
من به اين مسأله باور راسخ [ =محكم و استوار ] دارم كه تنها يك راه براي رهايي از شر سرمايه داري وجود دارد: برقراري…
من با دوستم سخن مي گويم
من با دوستم سخن مي گويم، او نيز پاسخ مي دهد و من دوباره مي گويم و او نيز دوباره به من؛ تا اينكه ما…





