قاموس سخن
كودكان خبره هاي
كودكان، خبره هاي راستيناند. آنچه براي آنها گرانبهاست، بهايي ندارد، تنها ارزش دارد. (نامشخص)
كن بلانچارد
آرزوهاي واپسين دم زندگي، خانه بزرگتر و ثروت بيشتر نيست، بلكه دوست داشتن ديگران، رسيدگي به خود و بهبود روابط با ديگران است. كن بلانچارد
كمتر چيزي ويران
كمتر چيزي ويران كنندهتر و خواركنندهتر از بيخودي، سركوفت زدن است. (لئوبوسكاليا)
كم دانستن و پر گفتن مثل
كم دانستن و پر گفتن مثل پول نداشتن و زياد خرج كردن است. (ناپلئون بناپارت)
كلمه ها تواناترين
كلمه ها، تواناترين داروهايي هستند كه نوع بشر به كار برده است. (نامشخص)
كشتي اي را كه به خشكي
كشتي اي را كه به خشكي بچسبد و به آغوشِ آن پناه برد، [ براي بستن اش ] تار تارتَنَكي [= عنكبوتي ] از خشكي…
كسي كه وجدانش راحت و
كسي كه وجدانش راحت و روحش آزاد نباشد، هيچ وقت روي آسايش را نمي بيند. (لرد آويبوري)
كسي كه نتواند بر ترس
كسي كه نتواند بر ترس غلبه كند، هنوز اولين درس زندگي را نياموخته است. (رالف والدو امرسون)
كسي كه گزندي را انگيزه
كسي كه گزندي را انگيزه شود؛ همان گزند بدو رسد. (يَسنَه)
كسي كه شهامت پذيرش خطر
كسي كه شهامت پذيرش خطر را نداشته باشد، در زندگي به مراد خود نخواهد رسيد. (نامشخص)
مهم نيست كه چه انديشه اي
مهم نيست كه چه انديشه اي در سر و چه ترسي در دل داريد؛ مهم آن است كه بيكار ننشينيد و دست به كاري بزنيد…
مهرباني مانند كاشتن بذر
مهرباني مانند كاشتن بذر گندم است كه با گذشت زمان افزايش مي يابد. (مثل آمريكايي)
منش انسان ها كم كم شكل
منش انسان ها كم كم شكل مي گيرد، ولي به يكباره بروز مي كند. (نامشخص)
من هيچ غمي نداشته ام كه
من هيچ غمي نداشته ام كه خواندن يك صفحه كتاب آن را از بين نبرده باشد. (منتسكيو)
من هرگز درباره ي هرچه كه
من هرگز درباره ي هرچه كه زندگي مي دهد و مي گيرد اشك نمي ريزم. (فرناندو پسوا)
من نمي خواهم تغيير كنم و
من نمي خواهم تغيير كنم و چيزي را تغيير بدهم چون نمي دانم چگونه بايد اين كار را كرد؛ من كاملاً به خودم عادت كرده…
من مردي انديشندهام كه
من مردي انديشندهام كه درد را ميشناسد. (ويكتور هوگو)
من كاملاً طرفدار آزادي
من كاملاً طرفدار آزادي بيان هستم، به شرط آنكه شديداً تحت كنترل باشد. (نامشخص)
من شخصاً هميشه آماده ي
من شخصاً هميشه آماده ي چيز ياد گرفتن هستم، هر چند هميشه هم دوست ندارم به من چيزي ياد بدهند. (وينستون چرچيل)
من دريافته ام كه انساني
من دريافته ام كه انساني هر اندازه مصمم به خوشبخت زيستن باشد، به همان اندازه خوشبخت و سعادتمند زندگي خواهد كرد. (آبراهام لينكلن)
من خود ترجيح مي دهم و
من خود ترجيح مي دهم و بهتر دوست دارم كه مدت زمان درازي پير بمانم، تا اينكه پير شوم پيش از آنكه بايد پير شوم….
من پول را بي هيچ قيد و
من پول را بي هيچ قيد و شرطي دوست دارم. به درستي، همان گونه كه خودم را دوست دارم. (ديويد كيتس)
من بر اين باورم كه
من بر اين باورم كه انسانها بايد كارهاي نادرست خويش را بپذيرند و در درست كردن آنها بكوشند. چنين پذيرشي، روح انسان را نيرو و…
من اين نكته را مي پذيرم
من اين نكته را مي پذيرم كه هرچه در زندگي مي خواهيم، به شرطي به دست خواهيم آورد كه به ديگران كمك كنيم تا آنچه…
من از كساني كه حيله گري
من از كساني كه حيله گري را حكمت، نافرماني را شجاعت و ياوه گويي را حقيقت مي پندارند، نفرت دارم. (كنفوسيوس)
من احساس مي كنم همواره
من احساس مي كنم همواره در پي چيزي هستم كه هرگز نخواهم يافت. (نامشخص)
ممكن است حركت بزرگي از
ممكن است حركت بزرگي از شما سر نزند، اما هزاران كار كوچك است كه مي توانيد انجام بدهيد. (نامشخص)
ملاك موفقيت يا شكست
ملاك موفقيت يا شكست، نگرش است. (جان ماكسول)
مفهوم خردمندي اين نيست
مفهوم خردمندي اين نيست كه بداني در نهايت چه كني، بلكه اين است كه بداني پس از اين چه كني. (نامشخص)
معني حقيقي آزادي
معني حقيقي آزادي، مسئوليت است و به همين دليل است كه اغلب از آن مي ترسند. (جرج برنارد شاو)
معلومات يعني هيچ چيز؛ يك
معلومات يعني هيچ چيز؛ يك دستگاه كامپيوتر مي تواند معلوماتي بسيار بيشتر از تو اندوخته باشد، اما كامپيوتر هيچ گاه نمي تواند يك مسيح يا…
مطالعه ي روزنامه از نقطه
مطالعه ي روزنامه از نقطه نظر زيبايي شناسي، چه بسا اخلاقي هم هميشه پر دردسر است، حتا براي كسي كه اندكي عذاب وجدان اخلاقي را…
مشورت كليد همكاريها و
مشورت، كليد همكاريها و ماندن در كنار يكديگر است. (پرمودا باترا)
مشكل اين است كه انسان
مشكل اين است كه انسان، تنها موجودي است كه ميبيند انسان بودن دشوار است. (آبراهام مازلو)
مسئله شعور و آگاهي يا
مسئله شعور و آگاهي (يا به طور دقيق تر شناخت خويشتن) از زماني براي ما مطرح مي شود كه متوجه مي شويم از چه راهي…
مسافرت چيزي است كم و بيش
مسافرت چيزي است كم و بيش مثل حرف زدن با آدميان قرنهاي گذشته. (دكارت)
مرگ نزديكان ميتواند به
مرگ نزديكان ميتواند به ما هشدار دهد كه زندگي، كوتاه است و بايد از آن به خوبي بهره گرفت و خوش بود. (نامشخص)
مرگ ترس ندارد زيرا
مرگ ترس ندارد، زيرا خوابي آرام است كه خيالات آشفته در آن وجود ندارد. (سقراط)
مردي كه نتواند عصباني
مردي كه نتواند عصباني شود، احمق و مردي كه نخواهد عصباني شود، عاقل است. (نامشخص)
مردها قانون را بنا مي
مردها، قانون را بنا مي نهند و زنها اخلاق را به وجود مي آورند. (نامشخص)
مردمان نمي دانند كه
مردمان نمي دانند كه چگونه از هم جداشدگي، عين به هم پيوستگي است: هماهنگي كششهاي متضاد همچون كمان و چنگ. (هراكليت)
مردم هرگز نمي دانند
مردم هرگز نمي دانند پيشوا جز سرشت بزرگ آنها كه به سوي آسمان سير مي كند، شكاري ندارد. (جبران خليل جبران)
مردم غالبا نامعقول
مردم غالبا نامعقول، خودخواه و غير منطقي هستند، با وجود اين آنها را ببخشيد. (مادر ترزا)
مردم خاص از سطح خاصي از
مردم خاص از سطح خاصي از احترام برخوردارند، نه فقط براي اينكه خودشان با ديگران اينگونه رفتار ميكنند، بلكه از آن مهمتر، به اين دليل…
مردم بدون عشق همچون
مردم بدون عشق [ همچون ] كوراني هستند كه به هيچ وجه به منزل نخواهند رسيد. (ژان ژاك روسو)
مرداني كه بيشتر از حقوق
مرداني كه بيشتر از حقوق و هنجار زنها پشتيباني مي كنند، خود بيشتر از ديگران به نهاد زن مي تازند. (ارد بزرگ)
مردان بزرگ تنها محصول
مردان بزرگ تنها محصول ذهن خود را به دست مي دهند. (آرتور شوپنهاور)
مرد عمل شايد آدم پولداري
مرد عمل شايد آدم پولداري نباشد، ولي شخص با اراده اي است كه ميداند در پي چيست و كجا بايد برود. (مثل انگليسي)
مرد چاپلوس يك دشمن مخفي
مرد چاپلوس يك دشمن مخفي است. (مثل مجارستاني)
مرد بزرگ كسي است كه
مرد بزرگ، كسي است كه كودكي خود را گم نكند. (نامشخص)
مرد آزاده دقت نظر مردم
مرد آزاده دقت نظر مردم را به ويژگي هاي نيك ديگران جلب مي كند نه به ويژگي هاي زشت ايشان و مرد عامي، عكس آن…
مديريت زمان وسيله اي است
مديريت زمان وسيله اي است كه مي تواند شما را از جايي كه هستيد به جايي كه مي خواهيد باشيد برساند. (برايان تريسي)
مدرنيستها مدعي اند كه
مدرنيستها مدعي اند كه مدينه ي فاضله را بايد در آينده جستجو كرد، پست مدرنيستها نيز در جستجوي اين مدينه ي فاضله در گذشته هستند؛…
محدوديت شما به اندازه اي
محدوديت شما به اندازه اي است كه خودتان مي انديشيد. (مارشا برايتِن باخ)
محال _نشدني است آدمي
محال [ =نشدني ] است آدمي بتواند چيزي را به دست آورد كه خود هرگز نبخشيده است. (فلورانس اسكاول شين)
مبارزه براي به دست آوردن
مبارزه براي به دست آوردن پيروزي به مراتب زيباتر از خود پيروزي است. طي مسافت لذت بخش تر از كسب هدف است. وقتي پيروز مي…
مانند خردمندان بينديشيد
مانند خردمندان بينديشيد، اما به زبان مردم حرف بزنيد. (نامشخص)
مادر شاهكار طبيعت است
مادر، شاهكار طبيعت است. (گوته)
ما يا بايد ياد بگيريم كه
ما يا بايد ياد بگيريم كه چگونه با هم مثل برادر زندگي كنيم، يا بايد مثل احمق ها نابود شويم. (مارتين لوتركينگ)
ما همه بردگان شرايط
ما همه بردگان شرايط بيروني هستيم. (فرناندو پسوا)
ما نيز بايد زندگي و
ما نيز بايد زندگي و حياتي داشته باشيم كه نسبت به خود ما حق داشته باشد. ما نيز بايد آزاد و بدون ترس باشيم و…
ما مي توانيم بخشش هاي
ما مي توانيم بخشش هاي بزرگ داشته باشيم، اما در مورد چيزهاي كوچك به ندرت از خودگذشتگي به خرج مي دهيم. (گوته)
ما كه آزادي را دوست
ما كه آزادي را دوست نداريم نمي توانيم نان آزادي را بخوريم و اگر هم بخوريم، آنرا هضم نخواهيم كرد. (گاندي)
ما زاده شده ايم تا شكوه
ما زاده شده ايم تا شكوه و بزرگي خداوندي را كه در درونمان است، آشكار سازيم و اين امر، همه ي انسانها را در بر…
ما در رشته اي به كمال مي
ما در رشته اي به كمال مي رسيم كه به آن عشق مي ورزيم. (برايان تريسي)
ما چنان زندگي مي كنيم كه
ما چنان زندگي مي كنيم كه گويي همواره در انتظار چيزي بهتر هستيم، حال آنكه اغلب آرزو مي كنيم كه اي كاش گذشته باز گردد…
ما بيش از هر چيز دوست
ما بيش از هر چيز دوست داريم هر آنچه را كه سرّي است به ديگران بگوييم. (نيچه)
ما براي پرواز به هواپيما
ما براي پرواز به هواپيما نياز نداريم. لازم نيست از ديوار بگذريم و يا به سياره هاي ديگر سفر كنيم. اگر بخواهيم مي توانيم بياموزيم…
ما بايد بكوشيم تا سراسر
ما بايد بكوشيم تا سراسر جهان به گونه اي در آيد كه بتوان در آن شادمان تر و خوشبخت تر زندگي كرد. (جواهر لعل نهرو)
ما انسانها ميبايست
ما انسانها ميبايست بدانيم كه چيزي به نام كار نادرست وجود ندارد. هر كاري، چَم و مفهومي دارد، حتي اگر هنوز آن را نيافته باشيد….
لئوبوسكالیا
اگر دیگران را ابزار رسیدن به آرزوهای خود بدانیم، آنها را تا مقام اشیاء پایین آوردهایم. لئوبوسكالیا
لذت كتاب به جاي خود
لذت كتاب به جاي خود، بدون آن، روح پرورش نمي يابد. (پلوتارخ)
لبخند مانند يك ارتش
لبخند، مانند يك ارتش پيشتاز است. تغيير [=دگرگوني] چهرهايست كه پس از چهره ميماند، از چهره جدا ميشود و در دوردستها پرواز ميكند؛ بسيار دورتر…
گيتي براي انسان به
گيتي براي انسان به اندازه اي كوچك است كه مجالي براي كژي و ناراستي باقي نمي گذارد. (ارد بزرگ)
گناه اصلي به گردن كساني
گناه اصلي به گردن كساني است كه به جاي پند نيكو دادن، در تلاش اند تا سخني گويند كه شما را خوش آيد. (مونتن)
گفتن حقيقت مانند تفاوت
گفتن حقيقت، مانند تفاوت بين سود يا زيان در داد و ستد است. (جك كانفيلد)
گريه كردن هم دل خوش مي
گريه كردن هم دل خوش مي خواهد. (مثل فارسي)
گردن نهادن به عشق خود
گردن نهادن به عشق خود، همان گردن نهادن به چيزي يا كسي بيرون از شما نيست، بلكه گردن نهادن به نيروي عشق و شور و…
گر كسي را ايمان پابرجا
گر كسي را ايمان پابرجا نباشد و داد راستين نداند و ذهنش آشفته باشد، هرگز دانش وي كمال نپذيرد. (بودا)
گذشت زمان بيشتر از كتاب
گذشت زمان بيشتر از كتاب مي آموزد. (مثل آلماني)
گاهي نرسيدن به يك رويا
گاهي، نرسيدن به يك رويا كه با ناشكيبايي و مشتاقانه، خواهان آن هستيد، آنچه را به راستي ميخواهيد و به آن نياز داريد و براي…
گاهي تنها راه درمان
گاهي تنها راه درمان روانهاي پريشان، فراموشي است. (ارد بزرگ)
گاهي نه گفتن به چيزي
گاهي “نه” گفتن به چيزي، در حقيقت، به معني “آري” گفتن به كاميابي است. (زيگ زيگلار)
کسي که از شكست مي ترسد
کسي که از شكست مي ترسد، حتما شکست خواهد خورد. (ناپلئون بناپارت)
كيست كه تاكنون خويشتن را
كيست كه تاكنون خويشتن را براي نيك نامي خويش قرباني نكرده باشد؟ (نيچه)
كودكان به صورت علامت
كودكان به صورت علامت سوال وارد مدرسه مي شوند و همچون “نقطه ي پايان” از آنجا بيرون مي آيند. (نامشخص)
كنار يكديگر بايستيد اما
كنار يكديگر بايستيد، اما نه چندان نزديك؛ چنان كه ستون هاي معبد از هم جدا مي ايستند و درختان سرو و بلوط در سايه يكديگر…
كمتر از يك سده زمان
كمتر از يك سده، زمان زيادي براي زندگي كردن نيست، ولي آن اندازه هست كه بياموزيم عشق، پايان و سرانجام هستيست. (لئوبوسكاليا)
كم بودن غريزه در انسان
كم بودن غريزه در انسان در مقايسه با رده هاي فروتر جانداران معلول، توانايي عظيم مغز او است، اما همين اندك غريزه هم براي گمراه…
كلمه ها حباب آبند و
كلمه ها حباب آبند و اعمال، قطره طلا. (نامشخص)
كشتن ميل ستيزه جويي در
كشتن ميل ستيزه جويي در بسياري از زنان كاري بي اثر است و درست مانند آن است كه تلاش كني بادكنكي را با فشار در…
كسي كه هنگام نقش آفريني
كسي كه هنگام نقش آفريني بر روي صحنه ما را وادار كند كه فراموش كنيم، هنر پيشه است و بهترين هنرمند است. (نامشخص)
كسي كه مي ماند و نمي
كسي كه مي ماند و نمي پرد، به يك راز بزرگ آگاه گشته و آن فلسفه پرواز است. (ارد بزرگ)
كسي كه كردار شايسته را
كسي كه كردار شايسته را زير پا مي گذارد، توانايي اين را نمي يابد كه قدم بر نخستين پله پيروزي بگذارد. (ارد بزرگ)
كسي كه عشق مي كارد اشك
كسي كه عشق مي كارد، اشك درو مي كند. (نامشخص)
مهم نيست كه چه اندازه
مهم نيست كه چه اندازه ميبخشيد، مهم اين است كه چگونه ميبخشيد. (پرمودا باترا)
مهرباني كه به كلام
مهرباني كه به كلام درآيد، پديدآورندهي اطمينان خواهد بود. مهرباني كه به انديشه درآيد، پديدآورندهي ژرفنگري خواهد بود. مهرباني كه به دهش درآيد، پديدآورندهي عشق…
منتظر نمانيد زماني
منتظر نمانيد، زماني مناسب تر از اکنون وجود ندارد. از همين نقطه اي که ايستاده ايد و با همين ابزار و امکاناتي که در اختيار…
من هيچ وقت در جايي كه مي
من هيچ وقت در جايي كه مي توانم بنشينم نمي ايستم و آنجا كه مي توانم بخوابم نمي نشينم. (هنري فورد)
من هرگز در زندگي ام بازي
من هرگز در زندگي ام بازي را نباخته ام؛ فقط گاهي وقتها، با كمبود وقت مواجه شده ام. (نامشخص)





