قاموس سخن
ملت خود را به حق رأي
ملت خود را به حق رأي همگاني نسپرده، اما با اين همه هر جا كه اين حق اكنون رايج است، به استقبالش رفته و معمولاًً…
مفهوم كليسا نمي تواند به
مفهوم كليسا نمي تواند به قوت خود باقي باشد، مگر آنكه بپذيريم روح الهام بخشي كه اين كليسا را بنا نهاده زنده است، آن را…
معيار غايي يك مرد اين
معيار غايي يك مرد، اين نيست كه در زمانهاي آسودگي در كجا ايستاده است، بلكه چگونگي كردار او در ناسازگاريها و چالشهاست كه اهميت دارد….
معماري وجود خارجي ندارد
معماري، وجود خارجي ندارد. تنها اثر معماري است كه وجود دارد… شخصي كه يك كار معماري انجام ميدهد، در حقيقت آن را به روح معماري…
معجزهها به چشم بر هم
معجزهها به چشم بر هم زدني روي ميدهند. نميتوان آنها را فراخواند؛ خود به خود ميآيند، آن هم بيشتر در زماني كه اميدشان نميرود و…
مصالح دنياي خاص خود را
مصالح، دنياي خاص خود را دارند. با چگونگي قرار دادن آنها در كنار يكديگر و نيز علايمي كه از طريق بافت و رنگ آنها به…
مشكل ترين كارها اين است
مشكل ترين كارها اين است كه انسان خود را بشناسد و آسانترين كارها اين است كه از ديگران عيب جويي كند. (لردآويبوري)
مسئلهي نگرش و رفتار است
مسئلهي نگرش و رفتار است كه تجربههاي سراسر متفاوتي براي ما ميآفريند. (جك كانفيلد)
مسايل بزرگ نياز به عشقي
مسايل بزرگ نياز به عشقي بزرگ دارند و تنها روحيه هاي قوي، شفاف، مطمئن و با بينايي مستحكم قادر به داشتن اين عشق بزرگ هستند….
مرگ هزاران در به زندگي
مرگ، هزاران در به زندگي دارد، من بيترديد يكي را خواهم يافت. (نامشخص)





