قاموس سخن
مرد بيخرد و ديوانه
مرد بيخرد و ديوانه، آهنگ آن ميكند كه هم بر آدميزاد و هم بر خدايان حاكم شود و چنين ميپندارد كه اين توانايي در او…
مرد براي جنگ آفريده شده
مرد براي جنگ آفريده شده است و زن براي فراهم كردن آسايش مرد جنگاور. (نامشخص)
مراقب باش كه نيروهايت را
مراقب باش كه نيروهايت را بر سر مسايل پراكنده از دست ندهي. هميشه تلاش كن كه آنها را متمركز كني. (گوته)
مديران خوب شمشيرهاي خود
مديران خوب، شمشيرهاي خود را تاب ميدهند، ولي دشمنيهايشان را نيز كنار ميگذارند. (جفري كروكشنك)
مداخلهها دستاندازي
مداخلهها [=دستاندازي]، مخاطره [=به خطر انداختن] كردنها و آهنگِ كار سياستمداران، اموري تكنيكي است – و نه سلحشورانه. (والتر بنيامين)
محبت را به هيچ چيز تشبيه
محبت را به هيچ چيز تشبيه نتوان كرد، زيرا كه هيچ چيز دقيق تر و لطيف تر از محبت نيست. (نامشخص)
مجازات كردن كسي كه نمي
مجازات كردن كسي كه نمي داند چه مي كند، نشانه ي توحش است. (ميلان كوندرا)
مايه ي خوشبختي انسانيت
مايه ي خوشبختي انسانيت است كه هر انساني فقط آني هست كه هست. (فرناندو پسوا)
مالكيت زمين از اهميت
مالكيت زمين از اهميت ويژه اي برخوردار است. چنانچه مقرر گردد كه زمين متعلق به هيچ كس نباشد، مگر آن كس كه روي آن كار…
مادام كه مجلات ادبي
مادام كه مجلات ادبي، معلومات مختصر و پيش پا افتاده ي مردمان معمولي را چاپ مي كنند، به ويژه ابزار مكارانه اي براي سرقت وقت…
ما هميشه شجاع نيستيم
ما هميشه شجاع نيستيم. (نيچه)
ما هم توانايي و هم
ما، هم توانايي و هم مسئوليت داريم تا بهترين گزينهها را براي آغاز امروز برگزينيم. (جيم رآن)
ما نسلي گمشده هستيم
ما نسلي گمشده هستيم. صبح تا شب بدون هدف سگ دو مي زنيم و هميشه به دلار چشم دوخته ايم كه جهت را به ما…
ما مشاهده مي كنيم كه هر
ما مشاهده مي كنيم كه هر چيزي كه بر سر ما آمده هميشه به نفع ما تمام شده است. (نيچه)
ما فقير هستيم اما خوش
ما فقير هستيم، اما خوش سليقه ايم. (فرانسوا ولتر)
ما در همه ي سستي هايمان
ما در همه ي سستي هايمان، گوهري از توان داريم كه اي كاش آن را بشناسيم. در اين زمينه نيز مانند ديگر چيزها، آگاهي از…
ما در اين جهان حال
ما در اين جهان، حال ارادي يا غير ارادي، مسافران ميان هيچ و هيچ ايم، يا ميان همه و همه ي مسافران مخالف سفر، حق…
ما تنها زماني از مردم
ما تنها زماني از مردم سير مي شويم كه ديگر نتوانيم آنها را هضم كنيم. (نيچه)
ما به گونهاي بيپايان
ما به گونهاي بيپايان، براي هر چيزي در زندگي به يكديگر وابستهايم. (كيم وو چونگ)
ما بايد در زندگي داراي
ما بايد در زندگي داراي هدف عالي بوده و افق بالاتري را بنگريم زيرا بدون هدف زيستن ثمره اي جز خستگي ندارد. (فرانسوا ولتر)
ما بايد استعدادهايمان را
ما بايد استعدادهايمان را در راه رسيدن به پيشرفت، به كار گيريم. (پرمودا باترا)
ما اشتباهات جديدي را
ما اشتباهات جديدي را مرتكب نمي شويم؛ تنها اشتباهات گذشته را تكرار مي كنيم. (نامشخص)
لطف زن مانند ماسه خطرناك
لطف زن مانند ماسه خطرناك است. (ويكتور هوگو)
لذت بردن از زيبايي
لذت بردن از زيبايي، ماهيت احساسي خاص، ملايم و سرمست كننده اي دارد. (زيگموند فرويد)
لبخند بيش از چند لحظه
لبخند، بيش از چند لحظه دوام ندارد، اما خاطره ي آن جاوداني است. (آبراهام لينكلن)
گوش رهبر بايد صداي مردم
گوش رهبر بايد صداي مردم را بشنود. (وودرو ويلسون)
گمان ميكنم در دنيا چيزي
گمان ميكنم در دنيا چيزي وحشتناكتر از اين نيست كه انسان، فرزندي از آن خود داشته باشد و با اين حال به گونه ي رازآلودي…
گشودن راههاي تازه نياز
گشودن راههاي تازه نياز به نيرويي اسرارآميز و جادويي ندارد. ابتكار، ارثي نيست، بلكه نظمي است كه مي توان آن را ياد گرفت. (پيتر دراكر)
گرگ پير تا زماني كه قدرت
گرگ پير تا زماني كه قدرت آن را دارد كه طعمه اي به چنگ آورد و آن را از هم بدرد مورد احترام [ =بزرگ…
گربه را آزار مده او نمي
گربه را آزار مده، او نمي تواند به تو وفادار بماند؛ اين هنجار عاطفي اوست. (ارد بزرگ)
گذشته مرده است
گذشته مرده است. اگر لاشه گذشته را به دنبال خويش بكشيم توان حركت به سوي آينده را از دست مي دهيم. (نامشخص)
گدا هر قدر گردنش را كج
گدا هر قدر گردنش را كج تر نگاه دارد، بيشتر دروغ مي گويد. (مثل اسكاتلندي)
گاهي سكوتم دشمن را
گاهي سكوتم دشمن را فرسنگها از مرزهاي خودش نيز به عقب مي نشاند. (نادر شاه افشار)
گاهي برخلاف شكست و
گاهي برخلاف شكست و نابوديِ كمابيش قطعي، بايد نابخرد و بزدل باشيم كه در آستانه ي بزرگترين پيروزي نهفته مان، ميدان را ترك كنيم. (جان…
گاه در عشق مي آموزيم كه
گاه در عشق مي آموزيم كه رعايت حال ديگري بهتر از پافشاري در اثبات عقيده است. (لئوبوسكاليا)
كينهور كينه دار به
كينهور [ =كينه دار ] به كينهور و دشمن به دشمن، آن بد نتواند كرد كه انديشهي نيك راهنمون شده به كَس كند. (بودا)
كوشش نخستين وظيفه ي
كوشش، نخستين وظيفه ي انسان است. (گوته)
كوچكترين نگراني در مورد
كوچكترين نگراني در مورد خود به دل راه ندهيد و همه چيز را به خدا بسپاريد. (گاندي)
كمك گرفتن از ديگران در
كمك گرفتن از ديگران در امر تصميم گيري، كاري بي فايده و غير عقلاني است. (اسمايلز)
كمابيش هر چيزي كه وجود
كمابيش هر چيزي كه وجود دارد در معرض نابودي است؛ زندگي، خود چيزي جز ستيزه و جدال ارزشها و مبارزه براي نابودي انديشه ها و…
كليد سعادت و خوشبختي ما
كليد سعادت و خوشبختي ما در اختيار پندار و گفتار و كردار ماست. (نامشخص)
كل زندگي روان انسان
كل زندگي روان انسان تلاشي در سايه روشن است. (فرناندو پسوا)
كسي نمي تواند ما را از
كسي نمي تواند ما را از آنچه كه مايل به انجامش هستيم بازدارد. (ريچارد باخ)
كسي كه هر چه دارد مي
كسي كه هر چه دارد مي بخشد، براستي، بسيار توانگر است. (لائو تزو)
كسي كه قدرت را با پول
كسي كه قدرت را با پول بخرد، عدالت را هم به پول مي فروشد. (مثل انگليسي)
مهمترين بخش هر كار
مهمترين بخش هر كار، آغاز آن است. (افلاطون)
مهم نيست كه انسان چه
مهم نيست كه انسان چه اندازه مي داند، چه چيز كسب كرده و چگونه پرورش يافته، مهم اين است كه دانسته خود را چگونه بكار…
مهر ورزيدن به معناي
مهر ورزيدن به معناي [ =چَم ] آن است كه در وجود خود، به شناخت چيزي فراتر از فهم و دانايي دست يابيم. (كريستين بوبن)
منتظر بماناما معطل نشو
منتظر بمان،اما معطل نشو. تامل كن، اما توقف مكن، قاطع باش،اما گستاخ مباش. بگو آري، اما نگو حتما.بگو نه، اما نگو ابدا. (نامشخص)
من هميشه تمايل دارم كه
من هميشه تمايل دارم كه از اشخاص نجيب پيروي كرده و از آنان چيز بياموزم. (ويليام شكسپير)
من نه به رنگ پوست تعصب
من نه به رنگ پوست تعصب دارم، نه به طبقه و نه به كيش. تنها چيزي كه به آن اهميت مي دهم اين است كه…
من مي دانم كه زيباترين
من مي دانم كه زيباترين عشق خود را در يك كتابخانه ديدار خواهم كرد. (نامشخص)
من مثل يك آشپز وقتي كه
من مثل يك آشپز وقتي كه فيلمي را تهيه كردم، مي نشينم و ديگران را تماشا مي كنم ببينم به آنها مزه مي دهد؟ (نامشخص)
من فكر مي كنم كه
من فكر مي كنم كه هنرمندان غالباً نمي دانند بهترين استعداد آنها در كجاست، زيرا بسيار پر مدعا هستند و براي مثال با مشاهده گياهان…
من زماني كامياب هستم و
من زماني كامياب هستم و توانگر ميشوم كه احساس كنم دارم كاري فراگير و جهاني انجام ميدهم. (آنتوني رابينز)
من در جهان يك دوست داشتم
من در جهان يك دوست داشتم و آن هم خودم بوده ام. (ناپلئون بناپارت)
من چيزهايي را كه در دنيا
من چيزهايي را كه در دنيا وجود ندارند، چيزهايي را كه اندكي فراتر از دنيا شناورند، ترجيح [=برتري] ميدهم. من ترجيح ميدهم وارد دنيا نشوم،…
من به راههاي خشونتبار
من به راههاي خشونتبار، اعتراض دارم؛ حتي اگر در مسير نيكي، اين راهها به كار گرفته شود، نيكي برآمده از آن، موقتي و گذراست؛ ولي…
من بر اين باورم دشواري
من بر اين باورم، دشواري، تنها درسي است كه از ما ميخواهد هرچه زودتر و باشتابتر، آن را بياموزيم تا ديگر رفوزه نشويم و ناگزير…
من افتخار نمي خواهم
من افتخار نمي خواهم؛ آرزوي رهبري ندارم؛ فقط مي خواهم آنچه را يافته ام با ديگران در ميان بگذارم و افق هاي آينده را كه…
من از خاكسپاري ها
من از خاكسپاري ها بيزارم؛ اين مراسم براي شخص مرده نيست، بلكه براي كساني است كه زنده مي مانند و از عزاداري لذت مي برند….
ممكن است مقداري زهر در
ممكن است مقداري زهر در كوزه اي ريخت و آن كوزه را شست و اثرات زهر را از بين برد، ولي چيزي را كه در…
ممكن است كوشش براي
ممكن است “كوشش” براي آنچه كه آدمي بايد باشد، به خوبي آنچه كه آدمي به راستي هست و خود را بيان ميكند، نباشد، بلكه نوميدي…
مقصر كسي نيست كه مرتكب
مقصر كسي نيست كه مرتكب گناه شده، بلكه كسي است كه او را در تيرگي جهل باقي گذارد. (نامشخص)
مغز انسان به ماهيچهي
مغز انسان به ماهيچهي بازو بسيار شباهت دارد. اگر با آنها كار شود، آشكار است كه نيرومند و ورزيده ميشوند، وگرنه، سست و از كار…
معناي حيات دنيوي بر
معناي حيات دنيوي، بر خلاف آنچه به ما آموخته اند، در رفاه و رونق و آسايش تن نيست، در پرورش جان است. (نامشخص)
معشوق در چشم عاشق هميشه
معشوق در چشم عاشق، هميشه تك و تنهاست. (والتر بنيامين)
مطالعه اجمالي و جزيي در
مطالعه اجمالي و جزيي در فلسفه، فرد را به تفكر و بي ديني وا مي دارد، اما اگر به فلسفه عميق بينديشد او را به…
مشكلات و موانع جزء فرصت
مشكلات و موانع جزء فرصت ها هستند. (وين داير)
مسئوليت زندگاني خود را
مسئوليت زندگاني خود را به دوش بگيريد. با خودباوري، آسودگي و پايداري تمام، با دشواريها روبرو شويد تا به راهكارهاي بسيار بهتري برسيد. (آنتوني رابينز)
مسلم است كه در زندگي
مسلم است كه در زندگي، بسيار ساده تر است كه انسان به داخل شهر رفته، در رستوراني ساكت و آرام، آسوده بنشيند و نوشيدني خود…
مرگرهايي است چرا كه
مرگ،رهايي است؛ چرا كه مردن يعني به هيچ كس ديگر نياز نداشتن. (فرناندو پسوا)
مرگ خود بهترين دليل
مرگ، خود، بهترين دليل آسماني بودن انسان است. (نيچه)
مرغي كه بالاتر مي پرد
مرغي كه بالاتر مي پرد دورتر را مي بيند. (مثل)
مردي كه خشمگين نشود
مردي كه خشمگين نشود نادان است و آن كه مي تواند و خشمگين نمي شود عاقل است. (ضرب المثل قديمي)
مردن به عزت به كه
مردن به عزت، به، كه زندگي به مذلت. (مثل)
مردمان توانمند در خواب
مردمان توانمند در خواب نيز رهسپار جاده پيشرفتند. (ارد بزرگ)
مردم مانند فرزندان هستند
مردم مانند فرزندان هستند و ارزش آنها بستگي به موقعيت شان دارد. انگيزه افراد بشر نيز ترس و يا نفع شخصي است؛ براي رهبري مردم…
مردم را در غيب همان گوي
مردم را در غيب همان گوي كه در [ پيش ] روي تواني گفت. (خواجه عبدا انصاري)
مردم تنها به اين دليل
مردم، تنها به اين دليل مي خواهند ارباب آينده شوند كه گذشته را دگرگون سازند. (ميلان كوندرا)
مردم از هيچ چيز به
مردم از هيچ چيز به اندازه مسئوليت وحشت ندارند؛ با وجود اين هيچ چيز به اندازه [ احساس ] مسئوليت در دنيا باعث پيشرفت انسان…
مردان خردمند امروز بدون
مردان خردمند امروز، بدون ترس و نگراني، با فردا روبرو مي شوند. (نامشخص)
مردان آفريننده كارهاي
مردان آفريننده كارهاي مهم اند و زنان به وجود آورنده مردان. (رومن رولان)
مرد دانا انسان را چنين
مرد دانا انسان را چنين مي نامد: جانوري با گونه هاي سرخ. (نيچه)
مرد بزرگوار هرگز كسي را
مرد بزرگوار هرگز كسي را شرمسار نمي كند و خود از ديدار دردمندان شرمسار نمي شود. (نيچه)
مرد براي آسايش زن مي
مرد براي آسايش، زن مي گيرد و زن به دليل كنجكاوي شوهر مي كند. (نامشخص)
مراقب آنچه درخواست مي
مراقب آنچه درخواست مي كنيد باشيد چون ممكن است آن را به دست آوريد. (نامشخص)
مديران بدانند دگرگوني
مديران بدانند، دگرگوني مانند مرگ پرهيز ناپذير است. (نامشخص)
مخالفت به ناچار دشمني
مخالفت، به ناچار، دشمني نيست، بلكه به عنوان بهانه اي براي دشمني مورد سوء استفاده قرار مي گيرد. (زيگموند فرويد)
محبت را از ماهي بايد
محبت را از ماهي بايد آموخت كه اگر از آب خارجش كني، مي ميرد. (مثل ايراني)
مجازات دروغگو اين است كه
مجازات دروغگو اين است كه حتي زماني هم كه حرف راست مي زند، كسي باور نمي كند. (نامشخص)
ماهيت احساس دلسوزي آن
ماهيت احساس دلسوزي آن است كه رنج ديگران را از حالت كاملاً خصوصي آن خارج مي كند. (نيچه)
مالكيت اشيا از وسوسه هاي
مالكيت اشيا از وسوسه هاي فرهنگ ما است. آنچه را كه مالك آن هستيم در اختيار خود مي دانيم و احساس مي كنيم كه از…
مادام كه كسي بتواند عشق
مادام كه كسي بتواند عشق بورزد و لذت ببرد، جوان خواهد ماند. (نامشخص)
ما هميشه افرادي را دوست
ما هميشه افرادي را دوست مي داريم كه به ديده شگفتي و تحسين به ما مي نگرند، ولي هميشه افرادي را كه با ديده تحسين…
ما هريك بخشي از اين
ما هريك بخشي از اين دنياي پهناوريم. (وين داير)
ما نسل بدبختي هستيم به
ما نسل بدبختي هستيم، به همين جهت از بيچارگي ناچاريم به كمك دروغهايي هنر خود را از واقعيت هاي زندگي دور نگه داريم. (ژرژ ساند)
ما گواه بارز انديشه ي
ما گواه بارز انديشه ي خود هستيم. (نامشخص)
ما فرزندان خود را بسيار
ما فرزندان خود را بسيار بيش از آنكه آنها ما را دوست ميدارند، دوست داريم. (ويكتور هوگو)
ما در هر پرسش نبايد چشم
ما در هر پرسش نبايد چشم براه پاسخ باشيم؛ بلكه بايد توقع پيدايش انبوهي از پرسشهاي تازه را داشته باشيم و به امكان مطرح شدن…





