گربه را آزار مده او نمي

گربه را آزار مده، او نمي تواند به تو وفادار بماند؛ اين هنجار عاطفي اوست. (ارد بزرگ)

گذشته مرده است

گذشته مرده است. اگر لاشه گذشته را به دنبال خويش بكشيم توان حركت به سوي آينده را از دست مي دهيم. (نامشخص)

گدا هر قدر گردنش را كج

گدا هر قدر گردنش را كج تر نگاه دارد، بيشتر دروغ مي گويد. (مثل اسكاتلندي)

گاهي سكوتم دشمن را

گاهي سكوتم دشمن را فرسنگها از مرزهاي خودش نيز به عقب مي نشاند. (نادر شاه افشار)

گاهي برخلاف شكست و

گاهي برخلاف شكست و نابوديِ كمابيش قطعي، بايد نابخرد و بزدل باشيم كه در آستانه ي بزرگترين پيروزي نهفته مان، ميدان را ترك كنيم. (جان…

گاه در عشق مي آموزيم كه

گاه در عشق مي آموزيم كه رعايت حال ديگري بهتر از پافشاري در اثبات عقيده است. (لئوبوسكاليا)

كينه‌ور كينه دار به

كينه‌ور [ =كينه دار ] به كينه‌ور و دشمن به دشمن، آن بد نتواند كرد كه انديشه‌ي نيك راهنمون شده به كَس كند. (بودا)

كوشش نخستين وظيفه ي

كوشش، نخستين وظيفه ي انسان است. (گوته)

كوچك‌ترين نگراني در مورد

كوچك‌ترين نگراني در مورد خود به دل راه ندهيد و همه چيز را به خدا بسپاريد. (گاندي)

كمك گرفتن از ديگران در

كمك گرفتن از ديگران در امر تصميم گيري، كاري بي فايده و غير عقلاني است. (اسمايلز)

كمابيش هر چيزي كه وجود

كمابيش هر چيزي كه وجود دارد در معرض نابودي است؛ زندگي، خود چيزي جز ستيزه و جدال ارزشها و مبارزه براي نابودي انديشه ها و…

كليد سعادت و خوشبختي ما

كليد سعادت و خوشبختي ما در اختيار پندار و گفتار و كردار ماست. (نامشخص)

كل زندگي روان انسان

كل زندگي روان انسان تلاشي در سايه روشن است. (فرناندو پسوا)

كسي نمي تواند ما را از

كسي نمي تواند ما را از آنچه كه مايل به انجامش هستيم بازدارد. (ريچارد باخ)

كسي كه هر چه دارد مي

كسي كه هر چه دارد مي بخشد، براستي، بسيار توانگر است. (لائو تزو)

كسي كه كار خود را تنها

كسي كه كار خود را تنها زماني انجام مي دهد كه سر حال باشد يا انجام آن راحت باشد، توفيقي پيدا نخواهد كرد. (جان ماكسول)

مهم‌ترين بخش تجسم پويا

مهم‌ترين بخش تجسم پويا، نه تنها دستيابي به روياست، بلكه ايجاد آن دگرگوني‌هايي است كه نخست در درون انسان روي مي‌دهد. (استيو چندلر)

مهم نيست در كجاي جهان

مهم نيست در كجاي جهان ايستاده ايم، مهم اين است كه در چه راستايي گام بر مي داريم. (نامشخص)

مهارت و چيرگي پيدا كردن

مهارت و چيرگي پيدا كردن در هر كاري، زمان مي‌خواهد؛ بايد تمرين كنيد، تمرين كنيد و تمرين كنيد. (جك كانفيلد)

من يك مادر عادي نبودم

من يك مادر عادي نبودم. البته هيچ‌گاه با فرستادن بچه‌هايم به مدارس شبانه‌روزي، آنها را از سر‌ِ خودم باز نكردم يا براي نمونه، هيچ‌گاه برايشان…

من هميشه باور داشته ام

من هميشه باور داشته ام كه در طبيعت، زيباتر از زن وجود ندارد. (گابريل گارسيا ماركز)

من نمي‌دانستم كه تو را

من نمي‌دانستم كه تو را دوست دارم، تا اينكه آن را از زبان خودم شنيدم. براي لحظه‌اي انديشيدم: “خدايا من چه گفتم؟” و سپس فهميدم…

من مي خواهم بدانم خدا

من مي خواهم بدانم (خدا) چگونه اين جهان را آفريده است. علاقه اي به اين يا آن پديده ندارم. در (طيف) اين يا آن عنصر…

من مثل كسي هستم كه در

من مثل كسي هستم كه در روي زمين در جستجوي خوشبختي است و نمي داند اين وسيله كجا پنهان شده است و چيزي از آن…

من فكر مي كنم آدم بايد

من فكر مي كنم آدم بايد وقت خود را تنها صرف خواندن كتاب هايي نمايد كه با چنگ و دندان دل خواننده را ريش مي…

من زماني كه روي حل يك

من زماني كه روي حل يك مسأله كار مي كنم، هرگز به زيبايي راه‎حل آن نمي انديشم. من تنها به اين مي‎انديشم كه چگونه مسأله…

من در جهان يك دوست داشتم

من در جهان يك دوست داشتم و آن هم خودم بوده ام. (ناپلئون بناپارت)

من چيزهايي را كه در دنيا

من چيزهايي را كه در دنيا وجود ندارند، چيزهايي را كه اندكي فراتر از دنيا شناورند، ترجيح [=برتري] مي‌دهم. من ترجيح مي‌دهم وارد دنيا نشوم،…

من به راه‌هاي خشونت‌بار

من به راه‌هاي خشونت‌بار، اعتراض دارم؛ حتي اگر در مسير نيكي، اين راه‌ها به كار گرفته شود، نيكي برآمده از آن، موقتي و گذراست؛ ولي…

من بر اين باورم دشواري

من بر اين باورم، دشواري، تنها درسي است كه از ما مي‌خواهد هرچه زودتر و باشتاب‌تر، آن را بياموزيم تا ديگر رفوزه نشويم و ناگزير…

من افتخار نمي خواهم

من افتخار نمي خواهم؛ آرزوي رهبري ندارم؛ فقط مي خواهم آنچه را يافته ام با ديگران در ميان بگذارم و افق هاي آينده را كه…

من از خاكسپاري ها

من از خاكسپاري ها بيزارم؛ اين مراسم براي شخص مرده نيست، بلكه براي كساني است كه زنده مي مانند و از عزاداري لذت مي برند….

ممكن است مقداري زهر در

ممكن است مقداري زهر در كوزه اي ريخت و آن كوزه را شست و اثرات زهر را از بين برد، ولي چيزي را كه در…

ممكن است كوشش براي

ممكن است “كوشش” براي آنچه كه آدمي بايد باشد، به خوبي آنچه كه آدمي به راستي هست و خود را بيان مي‌كند، نباشد، بلكه نوميدي…

مقصر كسي نيست كه مرتكب

مقصر كسي نيست كه مرتكب گناه شده، بلكه كسي است كه او را در تيرگي جهل باقي گذارد. (نامشخص)

مغز انسان به ماهيچه‌ي

مغز انسان به ماهيچه‌ي بازو بسيار شباهت دارد. اگر با آنها كار شود، آشكار است كه نيرومند و ورزيده مي‌شوند، وگرنه، سست و از كار…

معناي حيات دنيوي بر

معناي حيات دنيوي، بر خلاف آنچه به ما آموخته اند، در رفاه و رونق و آسايش تن نيست، در پرورش جان است. (نامشخص)

معشوق در چشم عاشق هميشه

معشوق در چشم عاشق، هميشه تك و تنهاست. (والتر بنيامين)

مطالعه اجمالي و جزيي در

مطالعه اجمالي و جزيي در فلسفه، فرد را به تفكر و بي ديني وا مي دارد، اما اگر به فلسفه عميق بينديشد او را به…

مشكلات و موانع جزء فرصت

مشكلات و موانع جزء فرصت ها هستند. (وين داير)

مسئوليت زندگاني خود را

مسئوليت زندگاني خود را به دوش بگيريد. با خودباوري، آسودگي و پايداري تمام، با دشواري‌ها روبرو شويد تا به راهكارهاي بسيار بهتري برسيد. (آنتوني رابينز)

مسلم است كه در زندگي

مسلم است كه در زندگي، بسيار ساده تر است كه انسان به داخل شهر رفته، در رستوراني ساكت و آرام، آسوده بنشيند و نوشيدني خود…

مرگرهايي است چرا كه

مرگ،رهايي است؛ چرا كه مردن يعني به هيچ كس ديگر نياز نداشتن. (فرناندو پسوا)

مرگ خود بهترين دليل

مرگ، خود، بهترين دليل آسماني بودن انسان است. (نيچه)

مرغي كه بالاتر مي پرد

مرغي كه بالاتر مي پرد دورتر را مي بيند. (مثل)

مردي كه خشمگين نشود

مردي كه خشمگين نشود نادان است و آن كه مي تواند و خشمگين نمي شود عاقل است. (ضرب المثل قديمي)

مردن به عزت به كه

مردن به عزت، به، كه زندگي به مذلت. (مثل)

مردمان توانمند در خواب

مردمان توانمند در خواب نيز رهسپار جاده پيشرفتند. (ارد بزرگ)

مردم مانند فرزندان هستند

مردم مانند فرزندان هستند و ارزش آنها بستگي به موقعيت شان دارد. انگيزه افراد بشر نيز ترس و يا نفع شخصي است؛ براي رهبري مردم…

مردم را در غيب همان گوي

مردم را در غيب همان گوي كه در [ پيش ] روي تواني گفت. (خواجه عبدا انصاري)

مردم تنها به اين دليل

مردم، تنها به اين دليل مي خواهند ارباب آينده شوند كه گذشته را دگرگون سازند. (ميلان كوندرا)

مردم از هيچ چيز به

مردم از هيچ چيز به اندازه مسئوليت وحشت ندارند؛ با وجود اين هيچ چيز به اندازه [ احساس ] مسئوليت در دنيا باعث پيشرفت انسان…

مردان خردمند امروز بدون

مردان خردمند امروز، بدون ترس و نگراني، با فردا روبرو مي شوند. (نامشخص)

مردان آفريننده كارهاي

مردان آفريننده كارهاي مهم اند و زنان به وجود آورنده مردان. (رومن رولان)

مرد دانا انسان را چنين

مرد دانا انسان را چنين مي نامد: جانوري با گونه هاي سرخ. (نيچه)

مرد بزرگوار هرگز كسي را

مرد بزرگوار هرگز كسي را شرمسار نمي كند و خود از ديدار دردمندان شرمسار نمي شود. (نيچه)

مرد براي آسايش زن مي

مرد براي آسايش، زن مي گيرد و زن به دليل كنجكاوي شوهر مي كند. (نامشخص)

مراقب آنچه درخواست مي

مراقب آنچه درخواست مي كنيد باشيد چون ممكن است آن را به دست آوريد. (نامشخص)

مديران بدانند دگرگوني

مديران بدانند، دگرگوني مانند مرگ پرهيز ناپذير است. (نامشخص)

مخالفت به ناچار دشمني

مخالفت، به ناچار، دشمني نيست، بلكه به عنوان بهانه اي براي دشمني مورد سوء استفاده قرار مي گيرد. (زيگموند فرويد)

محبت را از ماهي بايد

محبت را از ماهي بايد آموخت كه اگر از آب خارجش كني، مي ميرد. (مثل ايراني)

مجازات دروغگو اين است كه

مجازات دروغگو اين است كه حتي زماني هم كه حرف راست مي زند، كسي باور نمي كند. (نامشخص)

ماهيت احساس دلسوزي آن

ماهيت احساس دلسوزي آن است كه رنج ديگران را از حالت كاملاً خصوصي آن خارج مي كند. (نيچه)

مالكيت اشيا از وسوسه هاي

مالكيت اشيا از وسوسه هاي فرهنگ ما است. آنچه را كه مالك آن هستيم در اختيار خود مي دانيم و احساس مي كنيم كه از…

مادام كه كسي بتواند عشق

مادام كه كسي بتواند عشق بورزد و لذت ببرد، جوان خواهد ماند. (نامشخص)

ما هميشه افرادي را دوست

ما هميشه افرادي را دوست مي داريم كه به ديده شگفتي و تحسين به ما مي نگرند، ولي هميشه افرادي را كه با ديده تحسين…

ما هريك بخشي از اين

ما هريك بخشي از اين دنياي پهناوريم. (وين داير)

ما نسل بدبختي هستيم به

ما نسل بدبختي هستيم، به همين جهت از بيچارگي ناچاريم به كمك دروغهايي هنر خود را از واقعيت هاي زندگي دور نگه داريم. (ژرژ ساند)

ما گواه بارز انديشه ي

ما گواه بارز انديشه ي خود هستيم. (نامشخص)

ما فرزندان خود را بسيار

ما فرزندان خود را بسيار بيش از آنكه آنها ما را دوست مي‌دارند، دوست داريم. (ويكتور هوگو)

ما در هر پرسش نبايد چشم

ما در هر پرسش نبايد چشم براه پاسخ باشيم؛ بلكه بايد توقع پيدايش انبوهي از پرسشهاي تازه را داشته باشيم و به امكان مطرح شدن…

ما در پيشگاه خداوند

ما در پيشگاه خداوند، همگي به گونه‌اي برابر، خردمند و نادان هستيم. (آلبرت انيشتين)

ما تنها دارنده ي ادراك

ما تنها دارنده ي ادراك شخص خود هستيم و بايد از اين پس، بر آن و نه بر آنچه كه مي بينيم واقعيت زندگي مان…

ما به طور يقين براي

ما به طور يقين براي پرداخت باج تولد و مرگ زندگي مي كنيم و از همه ي لذتها و رنجهاي زندگي بهره مند مي شويم…

ما بايد سرنوشت خود را

ما بايد سرنوشت خود را مثل اندام مان بشوييم و شيوه ي زندگي مان را مانند لباس هايمان عوض كنيم. (فرناندو پسوا)

ما بايد از مرز متوسط

ما بايد از مرز متوسط بودن خارج شويم، ما حق نداريم متوسط باشيم. (برايان تريسي)

ما آزاديم به هر كجا كه

ما آزاديم به هر كجا كه مايليم برويم و آنچه كه هستيم باشيم. (ريچارد باخ)

لطافت نيرومندتر از

لطافت، نيرومندتر از سختي، آب قوي تر از صخره و عشق تواناتر از بيرحمي است. (هرمان هسه)

لذت بردن از اكنون براي

لذت بردن از اكنون، براي نگاهداشتِ مثبت انديشي در زندگي، مورد نياز است. (لستر جي رابينسون سوم)

لازمه‌ي پايدار ماندن

لازمه‌ي پايدار ماندن دوستي‌ها، روراست بودن است. (پرمودا باترا)

گوشه نشين چاهي ژرف را

گوشه نشين چاهي ژرف را ماند؛ سنگي در آن افكندن آسان است، اما چون به ته چاه فرو رفت، هان، چه كس آن را باز…

گمان مبر كه ديگران تو را

گمان مبر كه ديگران تو را به آرمانت خواهند رساند. (ارد بزرگ)

گفتار است كه آدم‌ها را

گفتار است كه آدم‌ها را به هم پيوند مي‌دهد و از هم جدا مي‌كند. گفتار است كه خانواده‌ها را مي‌‌سازد. (كريستين بوبن)

گرفتن تصميم اراده مي

گرفتن تصميم، اراده مي خواهد و اجراي تصميم، قدرت؛ اراده و قدرت دو بال نيكبختي هستند و بدون بال نبايد پريد. (گوته)

گربه جلو آفتاب پهن مي

گربه جلو آفتاب پهن مي شود و مي خوابد. انسان درون زندگي با تمام پيچيدگي هايش پهن مي شود و مي خوابد. نه اين و…

گذشته براي آن است كه

گذشته براي آن است كه انسان، توشه اي از عبرت براي آينده خود بردارد. (سعيد نفيسي)

گاهي يك نه به جا از

گاهي، يك نه به جا، از صدها غم و اندوه جلوگيري مي‌كند. (پرمودا باترا)

گاهي سكوت بيش از هر

گاهي سكوت بيش از هر استدلالي به ما كمك مي كند. (منتسكيو)

گاهي براي پاس داشتن

گاهي براي پاس داشتن خودمان، لازم است كه در برابر بازدارنده هاي احساسي، خونسردي خود را پاس بداريم. (شري كارتر اسكات)

گاه اتفاق مي افتد كه

گاه اتفاق مي افتد كه شخصي كه فراوان – يعني تقريباً تمام روز را – مطالعه مي كند و در فواصل آن هم وقت خود…

كينه هرگز كينه را

كينه هرگز كينه را بازنايستاند: قاعده‌ي گذشته اينكه عشق، كينه را باز ايستاند. (بودا)

كوشش براي كسب دانش

كوشش براي كسب دانش، نخستين و يگانه پايه ي فضيلت است. (اسپينوزا)

كوچك‌ترين شكي ندارم كه

كوچك‌ترين شكي ندارم كه هر مرد و زني مي‌تواند به جايي كه من رسيده‌ام، برسد، به شرطي كه همان تلاش‌ها را به كار بندد و…

كم‌خردان همه چيز را

كم‌خردان همه چيز را مي‌خواهند و خردمندان، گزيده‌خواه هستند. (مثل اسكاتلندي)

كمابيش همه‌ي ما تشنه‌ي

كمابيش همه‌ي ما تشنه‌ي آنيم كه پذيرفته شويم و دريافت كننده‌ي والا‌ترين ستايش ممكن باشيم؛ ستايشي گوياي اينكه كسي عاشق ماست. (لئوبوسكاليا)

كليد رشد و برتري شما

كليد رشد و برتري شما درون خود شماست، نه جايي ديگر. (پرمودا باترا)

كل روانشناسي تاكنون

كل روانشناسي تاكنون وابسته به پيشداوري ها و هراس هاي اخلاقي مانده و هرگز بي پروا به ژرفاها نرفته است. (نيچه)

كسي نمي تواند فكري را

كسي نمي تواند فكري را براي من انديشه كند، همان گونه كه كسي نمي تواند كلاهم را براي من بر سرِ خود كند. (ويتگنشتاين)

كسي كه نمي‌تواند كمكي به

كسي كه نمي‌تواند كمكي به خود بكند، هيچ بهره‌اي از خرد خود نخواهد برد. (نامشخص)

كسي كه كار كوچكي انجام

كسي كه كار كوچكي انجام مي دهد، بايد مقدار ناچيزي فداكاري كند؛ كسي كه مي خواهد موفقيت بزرگي را به دست آورد، بايد به ميزان…