قاموس سخن
مردم از كسي كه به همه
مردم از كسي كه به همه چيز و همه كس بدگمان باشد، دوري مي جويند. (جان ماكسول)
مردان بسيار موفق كساني
مردان بسيار موفق كساني نيستند كه هرگز شكست نمي خورند، بلكه اگر نتيجه ي به دست آمده، با چشم داشت آنها يكسان نبود، از آن…
مرد كامل آن است كه
مرد كامل آن است كه دشمنان از او در امان باشند، نه آنكه دوستان از او بهراسند. (سقراط)
مرد خسيس گرانتر مي
مرد خسيس، گرانتر مي پردازد. (نامشخص)
مرد به سيرت مرد آيد نه
مرد به سيرت مرد آيد، نه به صورت. (نامشخص)
مرد با اراده مردي است كه
مرد با اراده مردي است كه شخصيت انفرادي خود را در اجتماع گم نمي كند و شجاعت آن را دارد كه باورهاي خاص خود را…
مذهب چيز ثمربخشي است حتي
مذهب چيز ثمربخشي است حتي براي انسانها هم لازم است. (ژان ژاك روسو)
مديران اثربخش فرصت
مديران اثربخش فرصت ميآفرينند، و مديران دنباله رو در انتظار فرصت مي نيشينند. (نامشخص)
محيطي كه انسان در آن
محيطي كه انسان در آن زندگي مي كند، تنها محيط مادي يا فيزيكي نيست، بلكه زمينه فرهنگي نيز دارد. (نامشخص)
محبت توري است كه روانها
محبت، توري است كه روانها را صيد مي كند. (مادر ترزا)
متواضع باش تا دوست
متواضع باش تا دوست بسيار داشته باشي (کورش کبير)
ماهي با ماهي زندگي مي
ماهي با ماهي زندگي مي كند، پرنده با پرنده و آدم با آدم. (مثل لهستاني)
مادرم كليد كاميابي من
مادرم كليد كاميابي من بود. او با همهي وجودش به من ايمان داشت و من احساس ميكردم كسي را دارم كه برايش زندگي كنم؛ كسي…
ماجراجو و خطرناك باشيد
ماجراجو و خطرناك باشيد، با روزگار به مقابله برخيزيد و ترس به خود راه ندهيد؛ زيرا هر چه پيش آيد خوش آيد. (وينستون چرچيل)
ما همه ميتوانيم به آن
ما همه ميتوانيم به آن جايگاهي كه ميخواهيم، برسيم. (جيم رآن)
ما هرگز به كسي عشق نمي
ما هرگز به كسي عشق نمي ورزيم. تنها به پنداري كه از كسي داريم عشق مي ورزيم. ما به – سرانجام شخصي خود – نظر…
ما مي خواهيم ظرافت و دقت
ما مي خواهيم ظرافت و دقت رياضيات را تا آنجا كه ممكن است در همه علوم تسري دهيم. البته با اين كار قصد نداريم چيزها…
ما كودكاني هستيم كه چون
ما كودكاني هستيم كه چون به خواب مي رويم روياي سعادت مي بينيم و چون بيدار مي شويم تعبيري جز تيره روزي نمي يابيم. (فرانسوا…
ما سه چهارم وجود
ما سه چهارم [ وجود ] خودمان را به تاوان اينكه شبيه ديگران باشيم از دست مي دهيم. (آرتور شوپنهاور)
ما در طول عمرمان مثل
ما در طول عمرمان مثل بازيگراني هستيم كه چند لحظه اي روي صحنه ظاهر مي شويم. (ويليام شكسپير)
ما چيزهايي را آموزش مي
ما چيزهايي را آموزش مي دهيم كه مي دانيم، ما مانند خودمان را بازسازي مي كنيم. گندم از گندم برويد، جو ز جو. (جان ماكسول)
ما تنها آن چيزي را مي
ما تنها آن چيزي را مي شناسيم كه گرايش به آن داريم و قادر به آن هستيم. (نامشخص)
ما به سبب بيخبري از
ما به سبب بيخبري از شيوهي كار جهان، بيشتر، چيزهايي را خواستاريم كه به زيان ماست و كردگار يكتا به سبب مصلحتمان، از برآورده ساختن…
ما بايد به مقولهي ترس و
ما بايد به مقولهي ترس و درد، با چشمهاي بازتر بنگريم؛ وگرنه مانند اين است كه خودمان را در امنترين بخش دنيا، زنده به گور…
ما با عذاب وجدان خود
ما با عذاب وجدان خود بهتر كنار مي آييم تا با سابقه و شهرت بد خود. (نيچه)
ما از جنس روياهايمان
ما از جنس روياهايمان هستيم. (ويليام شكسپير)
لذتي كه هنر بر ما ارزاني
لذتي كه هنر بر ما ارزاني مي دارد، نيازمنديم و چون به گونه اي هنر ما نيست، نه وجهي مي پردازيم و نه تاسف مي…
لحظه هاي شاد زندگي من كم
لحظه هاي شاد زندگي من كم بودهاند و اين لحظه ها زماني بوده كه در آغوش خانوادهام بودهام. (توماس جفرسون)
لازم است بر سر نويسنده
لازم است بر سر نويسنده بي نام و نشان، يعني يك شارلاتان ادبي فرياد زد كه اگر شجاعت آن را نداري كه آنچه را درباره…
گناه افشا شدن يك راز به
گناه افشا شدن يك راز به گردن كسي است كه اولين بار آن را به ديگري سپرده است. (نامشخص)
گل شادي آفرين است
گل، شادي آفرين است. بگذار همه از اين شادي سهمي داشته باشند. (گوته)
گسيختن رشته ي علايق
گسيختن رشته ي علايق فرزندي، غريزه ي برخي از خانواده هاي بينوا است. (ويكتور هوگو)
گرفتاري شما هر اندازه هم
گرفتاري شما هر اندازه هم كه باشد، غير ممكن است كه نتوانيد هر روز يك كار خير براي كسي بكنيد يا سخن نيكي براي كسي…
گرانقدرترين كارها اين
گرانقدرترين كارها اين است كه اجازه دهيم ديگري از روبروي ما بگذرد. (ويليام بليك)
گذشتن از خواسته ها بهتر
گذشتن از خواسته ها بهتر از رو انداختن به نااهلان است. (نامشخص)
گاهي وقت ها به نظرم مي
گاهي وقت ها به نظرم مي رسد همه چيز نادرست است و زمان فقط فضايي است براي اشتباه گرفتن آرامش؛ چيزي كه براي زمان ناشناخته…
گاهي درد و رنج چيزهايي
گاهي درد و رنج، چيزهايي به ما ميآموزد كه شادي و شادماني هرگز نميتواند بياموزد. (آنتوني رابينز)
گاهي بايد بياموزيم كه
گاهي بايد بياموزيم كه چگونه ارزش هاي ناسازگار را با يكديگر آشتي دهيم. (آنتوني رابينز)
کودکي که بدون پرسش ما به
کودکي که بدون پرسش ما به گناه خويش اعتراف مي کند، در حال گذراندن نخستين گامهاي قهرماني است. (ارد بزرگ)
كیم وو چونگ
خلاقیت [=آفرینندگی]، با كار سخت افزایش مییابد. كیم وو چونگ
كودكي دنياي شگفتيست
كودكي، دنياي شگفتيست، دوست داشتني و كسل كننده؛ هم گنج است و هم ابهام. (كريستين بوبن)
كنش هاي شما منش شما را
كنش هاي شما، منش شما را مي سازند. (برايان تريسي)
كمتر مانعيست كه با
كمتر مانعيست كه با پايداري، اراده، شكيبايي و به ويژه عشق بيشتر، از ميان برداشته نشود. (لئوبوسكاليا)
كمابيش نيازمندترين افراد
كمابيش نيازمندترين افراد هميشه از سايرين بخشنده ترند. (نامشخص)
كليد خودسازي هر كس با
كليد خودسازي هر كس، با انجام هر كار مثبت كوچكي، قفل كاميابي را باز ميكند، ولي به شرطي كه هدف همهي كاميابيها، همين امروز باشد….
كشف انسانيت آدمي در سطحي
كشف انسانيت آدمي در سطحي گسترده، مستلزم كشف خويشتن آدمي است. (آبراهام مازلو)
كسي كه يك بار مرا فريب
كسي كه يك بار مرا فريب مي دهد براي او ننگ است، ولي كسي كه دو بار فريبم مي دهد براي من ننگ است. (مثل…
كسي كه نتواند گهگاه در
كسي كه نتواند گهگاه در نقش ابلهان فرو رود، خردمند نيست. (توماس فولر)
كسي كه مرزهاي روان خود
كسي كه مرزهاي روان خود را مي شناسد مي تواند بگويد من، منم؟ (فرناندو پسوا)
كسي كه فقط با اميد
كسي كه فقط با اميد دستيابي به نعمتهاي مادي، دست به مبارزه ميزند، خويشتن را از موهبتي [=دَهِش] كه شايستهي زندگيست، بيبهره ميسازد. (آنتوان دوسنت…
مهم نيست كه ديروز چقدر
مهم نيست كه ديروز چقدر بر شما سخت گذشته است؛ هميشه مي توانيد از نو آغاز كنيد. (بودا)
مهم اين نيست كه چقدر
مهم اين نيست كه چقدر زندگي مي كنيم مهم اين است كه چگونه زندگي مي كنيم. (پائولو كوئيلو)
منش يك سرمايه است گنجي
منش، يك سرمايه است؛ گنجي باارزش كه بايد از آن به درستي نگاهباني كرد. (جيم رآن)
من وجود ندارم كه جهان را
من وجود ندارم كه جهان را تحت تاثير قرار دهم، وجود دارم كه زندگيم را به شيوه اي بگذرانم كه مرا شادمان سازد. (ريچارد باخ)
من هفتصد بار اشتباه
من هفتصد بار اشتباه نكردم، من يك بار اشتباه نكردم. من زماني موفق شدم كه هفتصد راهي را كه موفقيت آميز نبود اصلاح كردم. هر…
من نمي دانم كه جهان مرا
من نمي دانم كه جهان مرا چه مي داند؟ اما من خود را مانند كودكي مي بينم كه در كنار ساحل سرگرم بازي است و…
من مي انديشم پس هستم
من مي انديشم پس هستم. (دكارت)
من گمان مي كنم دليل
من گمان مي كنم، دليل اينكه مردم به خواسته هايشان نمي رسند، اين نيست كه برنامه ي ساده اي دارند، بلكه آنها نمي خواهند اين…
من شنيدن پاسخ را مانند
من شنيدن پاسخ را مانند شنيدن بانگ شيپور ميدانم كه از خواب بيدارم ميكند و ميگويد ادامه بده؛ عقبنشيني نكن. (نامشخص)
من دنياي پر از شير و عسل
من دنياي پر از شير و عسل را دوست نمي دارم. من دنياي كوچك و گرمي را دوست دارم كه خودم با دست خود آن…
من دانش و هنري ندارم
من دانش و هنري ندارم، تنها هنر من اين است كه مانند مادرم فن قابلگي مي دانم، با اين تفاوت كه مادرم زنها را در…
من تلويزيون را يك ابزار
من تلويزيون را يك ابزار بسيار مهم فرهنگي ميدانم، زيرا درست زماني كه كسي دكمهي آن را ميزند، بيدرنگ به اتاق ديگري ميروم و كتاب…
من به اين نتيجه رسيده ام
من به اين نتيجه رسيده ام كه گاهي گزينش يك شخص برگزيده به گونه ي مخاطب، بسيار كارساز است؛ شخصي حقيقي كه او را مي…
من با تمام وجود آرزو
من با تمام وجود آرزو دارم كه در آسمان نيز بتوانم به نقاشي خود ادامه بدهم. (نامشخص)
من از مردمي كه مي نشينند
من از مردمي كه مي نشينند و رو به آسمان مي كنند و چشمها را در چشم خانه مي گردانند و مي گويند “خواست خدا…
من از تلويزيون بيزارم
من از تلويزيون بيزارم، همان گونه كه از بادام زميني؛ اما نمي توانم بادام زميني نخورم. (نامشخص)
ممكن است كه عاشق عيبهاي
ممكن است كه عاشق عيبهاي هولناك موجود در شخصيت محبوبه اش را ببيند و تشخيص دهد-كاستي هايي كه زندگي رنج آوري را به وي نويد…
ملت از راه آزادي به
ملت از راه آزادي به تعليم و تربيت دست مي يابند، نه برعكس. (جرج برنارد شاو)
مفيدترين وسيله يك دفتر
مفيدترين وسيله يك دفتر كار، سبد دورريختني ها است. (نامشخص)
مغرور بودن به دانش خود
مغرور بودن به دانش خود، بدترين نوع ناداني است. (نامشخص)
معمولاً به گدايان و
معمولاً به گدايان و بينوايان كه ريزه خواران ديگرانند، چند شاهي مي دهيم و گمان مي كنيم به آنها كمك كرده ايم، نمي دانيم كه…
معاني چَمهاي والا
معاني [=چَمهاي] “والا”، تنها براي افراد “والا” درك شدني است. (آبراهام مازلو)
مصمم به نيك بختي باش
مصمم به نيك بختي باش، نيك بخت مي شوي. (آبراهام لينكلن)
مشكل را زماني مي توان
مشكل را زماني مي توان برطرف كرد كه آن را به درستي شناخته باشيم. (جان ماكسول)
مسئوليت توجيهبردار
مسئوليت، توجيهبردار نيست. (كيم وو چونگ)
مسائل تغيير نمي كند؛ اين
مسائل تغيير نمي كند؛ اين ما هستيم كه نحوه ي نگرش خود را تغيير مي دهيم. (نامشخص)
مرگ واژه اي است كه به
مرگ، واژه اي است كه به مفهوم پايان يافتن به كار برده مي شود. محدوديت ها پايان پذيرند؛ روح هيچ محدوديتي ندارد. (وين داير)
مرگ چيزي است كه از
مرگ چيزي است كه از زندگي، يك پيشامد ميسازد. (نامشخص)
مرزبندي نبوغ در هر نقاش
مرزبندي نبوغ در هر نقاش، بيشتر به نسبت محدوديت ظرفيت عاطفي آن تعيين مي گردد، تا بر اثر محدوديت توانايي اش در بيان عواطف. (اريك…
مردي را به دامادي خود
مردي را به دامادي خود برگزين که نيکخو, درست و دانا باشد, اگر بسيار مسکين است بسيار عيب نيست مال و مکنت از يزدان برسد…
مردمي كه برايتان آيهي
مردمي كه برايتان آيهي نااميدي ميخوانند، خودشان كمابيش هميشه افراد ناكامروايي هستند. آنها از لحاظ كارآيي بسيار عادياند يا در سطح پاييني هستند. (نامشخص)
مردم هميشه از نقاشان مي
مردم هميشه از نقاشان مي خواهند كه روش جديدي را در آثار خود به كار ببرند. با وجود اين، پرده هاي كهنه نقاشان قديمي را…
مردم گمان مي كنند كه با
مردم گمان مي كنند كه با فرار از شرايطي ناخوشايند، مي توانند از شر آن رهايي يابند؛ بي خبر از اينكه به هر كجا بروند…
مردم دنيا دو دسته اند
مردم دنيا دو دسته اند: يكي زير دستان و ديگر، بزرگان اصالت. شرف متعلق به بزرگان است و آنها غايت وجود بوده و زيردستان، ابزار…
مردم بيشتر به رفتار شما
مردم بيشتر به رفتار شما اهميت مي دهند تا به سخناني كه مي گوييد. (مَت بَكَك)
مردم از ترس شكست مي
مردم از ترس شكست مي بازند. (ناپلئون بناپارت)
مردان بزرگ همچون كوه اند
مردان بزرگ همچون كوه اند كه هر چه از آنها دورتر مي شويم عظمت آنها بيشتر آشكار مي گردد. (نامشخص)
مرد قادر است همزمان
مرد قادر است همزمان محبوبه ي خود را دوست بدارد و از او متنفر باشد. (آرتور شوپنهاور)
مرد خردمند مرگ را براي
مرد خردمند، مرگ را براي خردمند ديگر كه دوست او باشد، امر ترسناكي نخواهد دانست. (افلاطون)
مرد بزرگ يكطرفه قضاوت
مرد بزرگ يكطرفه قضاوت نمي كند. (كنفوسيوس)
مرد آنچه را مي داند مي
مرد آنچه را مي داند، مي گويد و زن آنچه را كه خوش آيند شنونده است. (ژان ژاك روسو)
مذهب تنها پديده ماوراء
مذهب، تنها پديده ماوراء الطبيعه اي است كه توده ها قادر به درك و پذيرش آن هستند. (نامشخص)
مدير موفق بايد يك تشخيص
مدير موفق بايد يك تشخيص دهنده ي خوب باشد. (نامشخص)
محدوديتهاي زبان من به
محدوديتهاي زبان من به معناي محدوديتهاي دنياي من است. (ويتگنشتاين)
محبت برتر از عقل است و
محبت برتر از عقل است و بنياد دانش و يقين در روشني قلب است. (بلز پاسكال)
متولد شدم و ندانستم براي
متولد شدم و ندانستم براي چه؟ زندگي كردم و ندانستم چگونه زندگي كنم؟ اكنون مي ميرم و نمي دانم چرا؟ (بلز پاسكال)
ماهي و مهمان دو روز اول
ماهي و مهمان دو روز اول خوب هستند، از روز سوم بو مي گيرند. (نامشخص)
مادر واسطهاي است كه
مادر، واسطهاي است كه از راه آن، كودك نورسيده وجود خود را به صورت يك انسان اجتماعي ديگرگون ميكند. (نامشخص)
مادام كه از رودخانه
مادام كه از رودخانه بيرون نيامده اي، سر به سر تمساح مگذار. (مثل آفريقائي)
ما همه در درون خود
ما همه در درون خود كشتزارها و باغهايي پنهان داريم. (نيچه)





