قاموس سخن
مردان خردمند امروز بدون
مردان خردمند امروز، بدون ترس و نگراني، با فردا روبرو مي شوند. (نامشخص)
مردان آفريننده كارهاي
مردان آفريننده كارهاي مهم اند و زنان به وجود آورنده مردان. (رومن رولان)
مرد دانا انسان را چنين
مرد دانا انسان را چنين مي نامد: جانوري با گونه هاي سرخ. (نيچه)
مرد بزرگوار هرگز كسي را
مرد بزرگوار هرگز كسي را شرمسار نمي كند و خود از ديدار دردمندان شرمسار نمي شود. (نيچه)
مرد براي آسايش زن مي
مرد براي آسايش، زن مي گيرد و زن به دليل كنجكاوي شوهر مي كند. (نامشخص)
مراقب آنچه درخواست مي
مراقب آنچه درخواست مي كنيد باشيد چون ممكن است آن را به دست آوريد. (نامشخص)
مديران بدانند دگرگوني
مديران بدانند، دگرگوني مانند مرگ پرهيز ناپذير است. (نامشخص)
مخالفت به ناچار دشمني
مخالفت، به ناچار، دشمني نيست، بلكه به عنوان بهانه اي براي دشمني مورد سوء استفاده قرار مي گيرد. (زيگموند فرويد)
محبت را از ماهي بايد
محبت را از ماهي بايد آموخت كه اگر از آب خارجش كني، مي ميرد. (مثل ايراني)
مجازات دروغگو اين است كه
مجازات دروغگو اين است كه حتي زماني هم كه حرف راست مي زند، كسي باور نمي كند. (نامشخص)
ماهيت احساس دلسوزي آن
ماهيت احساس دلسوزي آن است كه رنج ديگران را از حالت كاملاً خصوصي آن خارج مي كند. (نيچه)
مالكيت اشيا از وسوسه هاي
مالكيت اشيا از وسوسه هاي فرهنگ ما است. آنچه را كه مالك آن هستيم در اختيار خود مي دانيم و احساس مي كنيم كه از…
مادام كه كسي بتواند عشق
مادام كه كسي بتواند عشق بورزد و لذت ببرد، جوان خواهد ماند. (نامشخص)
ما هميشه افرادي را دوست
ما هميشه افرادي را دوست مي داريم كه به ديده شگفتي و تحسين به ما مي نگرند، ولي هميشه افرادي را كه با ديده تحسين…
ما هريك بخشي از اين
ما هريك بخشي از اين دنياي پهناوريم. (وين داير)
ما نسل بدبختي هستيم به
ما نسل بدبختي هستيم، به همين جهت از بيچارگي ناچاريم به كمك دروغهايي هنر خود را از واقعيت هاي زندگي دور نگه داريم. (ژرژ ساند)
ما گواه بارز انديشه ي
ما گواه بارز انديشه ي خود هستيم. (نامشخص)
ما فرزندان خود را بسيار
ما فرزندان خود را بسيار بيش از آنكه آنها ما را دوست ميدارند، دوست داريم. (ويكتور هوگو)
ما در هر پرسش نبايد چشم
ما در هر پرسش نبايد چشم براه پاسخ باشيم؛ بلكه بايد توقع پيدايش انبوهي از پرسشهاي تازه را داشته باشيم و به امكان مطرح شدن…
ما در پيشگاه خداوند
ما در پيشگاه خداوند، همگي به گونهاي برابر، خردمند و نادان هستيم. (آلبرت انيشتين)
ما تنها دارنده ي ادراك
ما تنها دارنده ي ادراك شخص خود هستيم و بايد از اين پس، بر آن و نه بر آنچه كه مي بينيم واقعيت زندگي مان…
ما به طور يقين براي
ما به طور يقين براي پرداخت باج تولد و مرگ زندگي مي كنيم و از همه ي لذتها و رنجهاي زندگي بهره مند مي شويم…
ما بايد سرنوشت خود را
ما بايد سرنوشت خود را مثل اندام مان بشوييم و شيوه ي زندگي مان را مانند لباس هايمان عوض كنيم. (فرناندو پسوا)
ما بايد از مرز متوسط
ما بايد از مرز متوسط بودن خارج شويم، ما حق نداريم متوسط باشيم. (برايان تريسي)
ما آزاديم به هر كجا كه
ما آزاديم به هر كجا كه مايليم برويم و آنچه كه هستيم باشيم. (ريچارد باخ)
لطافت نيرومندتر از
لطافت، نيرومندتر از سختي، آب قوي تر از صخره و عشق تواناتر از بيرحمي است. (هرمان هسه)
لذت بردن از اكنون براي
لذت بردن از اكنون، براي نگاهداشتِ مثبت انديشي در زندگي، مورد نياز است. (لستر جي رابينسون سوم)
لازمهي پايدار ماندن
لازمهي پايدار ماندن دوستيها، روراست بودن است. (پرمودا باترا)
گوشه نشين چاهي ژرف را
گوشه نشين چاهي ژرف را ماند؛ سنگي در آن افكندن آسان است، اما چون به ته چاه فرو رفت، هان، چه كس آن را باز…
گمان مبر كه ديگران تو را
گمان مبر كه ديگران تو را به آرمانت خواهند رساند. (ارد بزرگ)
گفتار است كه آدمها را
گفتار است كه آدمها را به هم پيوند ميدهد و از هم جدا ميكند. گفتار است كه خانوادهها را ميسازد. (كريستين بوبن)
گرفتن تصميم اراده مي
گرفتن تصميم، اراده مي خواهد و اجراي تصميم، قدرت؛ اراده و قدرت دو بال نيكبختي هستند و بدون بال نبايد پريد. (گوته)
گربه جلو آفتاب پهن مي
گربه جلو آفتاب پهن مي شود و مي خوابد. انسان درون زندگي با تمام پيچيدگي هايش پهن مي شود و مي خوابد. نه اين و…
گذشته براي آن است كه
گذشته براي آن است كه انسان، توشه اي از عبرت براي آينده خود بردارد. (سعيد نفيسي)
گاهي يك نه به جا از
گاهي، يك نه به جا، از صدها غم و اندوه جلوگيري ميكند. (پرمودا باترا)
گاهي سكوت بيش از هر
گاهي سكوت بيش از هر استدلالي به ما كمك مي كند. (منتسكيو)
گاهي براي پاس داشتن
گاهي براي پاس داشتن خودمان، لازم است كه در برابر بازدارنده هاي احساسي، خونسردي خود را پاس بداريم. (شري كارتر اسكات)
گاه اتفاق مي افتد كه
گاه اتفاق مي افتد كه شخصي كه فراوان – يعني تقريباً تمام روز را – مطالعه مي كند و در فواصل آن هم وقت خود…
كينه هرگز كينه را
كينه هرگز كينه را بازنايستاند: قاعدهي گذشته اينكه عشق، كينه را باز ايستاند. (بودا)
كوشش براي كسب دانش
كوشش براي كسب دانش، نخستين و يگانه پايه ي فضيلت است. (اسپينوزا)
كوچكترين شكي ندارم كه
كوچكترين شكي ندارم كه هر مرد و زني ميتواند به جايي كه من رسيدهام، برسد، به شرطي كه همان تلاشها را به كار بندد و…
كمخردان همه چيز را
كمخردان همه چيز را ميخواهند و خردمندان، گزيدهخواه هستند. (مثل اسكاتلندي)
كمابيش همهي ما تشنهي
كمابيش همهي ما تشنهي آنيم كه پذيرفته شويم و دريافت كنندهي والاترين ستايش ممكن باشيم؛ ستايشي گوياي اينكه كسي عاشق ماست. (لئوبوسكاليا)
كليد رشد و برتري شما
كليد رشد و برتري شما درون خود شماست، نه جايي ديگر. (پرمودا باترا)
كل روانشناسي تاكنون
كل روانشناسي تاكنون وابسته به پيشداوري ها و هراس هاي اخلاقي مانده و هرگز بي پروا به ژرفاها نرفته است. (نيچه)
كسي نمي تواند فكري را
كسي نمي تواند فكري را براي من انديشه كند، همان گونه كه كسي نمي تواند كلاهم را براي من بر سرِ خود كند. (ويتگنشتاين)
كسي كه نميتواند كمكي به
كسي كه نميتواند كمكي به خود بكند، هيچ بهرهاي از خرد خود نخواهد برد. (نامشخص)
كسي كه كار كوچكي انجام
كسي كه كار كوچكي انجام مي دهد، بايد مقدار ناچيزي فداكاري كند؛ كسي كه مي خواهد موفقيت بزرگي را به دست آورد، بايد به ميزان…
مهم نيست نردبان چقدر
مهم نيست نردبان چقدر ارتفاع دارد. هر چيزي آغاز و پاياني دارد. انسان بايد پله پله نردبان پيشرفت را طي كند و به همان سان…
مهم نيست كجا متولد شده و
مهم نيست كجا متولد شده و چگونه و كجا زندگي كرده ام. مهم اين است كه در آنجا كه بوده ام، چگونه رفتاري داشته ام….
منكر گذشته نميتوان شد
منكر گذشته نميتوان شد، ولي گردن به بردگي آن نيز نميبايد نهاد. گذشته فقط ميتواند فردا را تا اندازهاي برايمان پيشبينيپذير كند. (لئوبوسكاليا)
من يك شهروند جهانيام و
من يك شهروند جهانيام و نه يك شهروند آتني. (سقراط)
من همواره بر اين باور
من همواره بر اين باور بودهام كه حتي اگر يك فردِ تنها، پايبندي نسبتاً بيچون و چرايي به عدم خشونت داشته باشد، ميتواند آتش را…
من نميتوانم چگونه نيايش
من نميتوانم چگونه نيايش كردن با الفاظ را به شما بياموزم. زيرا خداوند به اينگونه نيايشها گوش فرا نميدهد، مگر آنكه با دهان و زبان…
من مي خواهم افراد نظر
من مي خواهم افراد نظر خود را آشكارا ابراز دارند، حتي اگر شغل خود را از دست بدهند. (نامشخص)
من متخصص انديشه ها و
من متخصص انديشه ها و باورهاي ژنرال هاي خود هستم. (نامشخص)
من فقط يكي هستم ولي
من فقط يكي هستم، ولي هنوز هم يكي هستم. هر كاري نميتوانم بكنم، ولي هنوز ميتوانم كاري بكنم. از انجام آنچه ميتوانم، سر باز نخواهم…
من رفته رفته به يك نتيجه
من رفته رفته به يك نتيجه گيري بدبينانه و منفي درباره ي «زندگي خوب» رسيده ام. به نظر مي آيد كه زندگي خوب شكل ثابتي…
من در زمان خودم با اندك
من در زمان خودم با اندك افراد مواجه شدم كه ميل شديدي به كار سخت داشتند؛ خوشبختانه همه ي آنها همكاران من بودند. (نامشخص)
من جز يك چيز چيز ديگري
من جز يك چيز، چيز ديگري نمي دانم و آن اين است كه هيچ نمي دانم. (سقراط)
من به هيچ وجه اجازه نمي
من به هيچ وجه اجازه نمي دهم كه شرايط مرا نااميد كند. سه چيز لازم براي رسيدن به يك هدف با ارزش عبارت است از…
من باور دارم كه دو انسان
من باور دارم كه دو انسان از قلبشان به هم متصلند و مهم نيست كه چه كار مي كنيد، كه هستيد و كجا زندگي مي…
من اشخاص زنده را كساني
من اشخاص زنده را كساني مي دانم كه مبارزه مي كنند؛ بدون مبارزه، زندگي، مرگ است. (ويكتور هوگو)
من از خوشبختي هاي اين
من از خوشبختي هاي اين جهان بهرمند گرديده ام زيرا در زندگي عاشق شده ام. (ويليام شكسپير)
ممكن است يك نويسنده به
ممكن است يك نويسنده به اندازه ي يك سياستمدار و يا يك جهان گشا در تغيير سرنوشت دنيا مؤثر باشد. (بنجامين ديزرائيلي)
ملتي كه از علم و دانش
ملتي كه از علم و دانش بهره مند باشند، ديگر طعم گرسنگي را نچشيده و زندگي راحت و آسوده اي خواهند داشت. (نامشخص)
مقام هر فرد در زندگي
مقام هر فرد در زندگي بسته به آنچه كه مي داند نيست، بلكه بستگي دارد به آنچه كه مي خواهد و آنچه كه مي تواند….
مغز آدمي ذاتاً و در همه
مغز آدمي ذاتاً و در همه حال سرگرم بيرون آوردن دسته هايي از قوانين است و به هر ميزان تجربه اي پخته تر باشد، قانون…
معمولاً روزهاي اول مشكل
معمولاً روزهاي اول، مشكل ترين دوران تغيير عادت است. در هم شكستن و تغيير دادن عادتهاي ناپسند بسيار دشوار است. (جان ماكسول)
معروف باش تا زندگاني به
معروف باش تا زندگاني به نيکي گذراني (کورش کبير)
مطالعه انديشيدن با ذهن
مطالعه، انديشيدن با ذهن ديگري است. (آرتور شوپنهاور)
مشكلات مديريت هميشه به
مشكلات مديريت هميشه به مشكلات مردم تبديل مي شود. (پيتر دراكر)
مسئوليت شخص نسبت به
مسئوليت شخص نسبت به جامعه، به نسبت افزايش دارايي او بيشتر ميشود. هر آنچه كه ما داريم، جامعه به ما داده است. (كيم وو چونگ)
مستمند كسي است كه دشواري
مستمند كسي است كه دشواري و سختي نديده باشد. (ارد بزرگ)
مرگ يك نفر تراژدي است
مرگ يك نفر تراژدي است، مرگ يك ميليون نفر آمار! (نامشخص)
مرگ در زير شاخههاي
مرگ در زير شاخههاي فروشكننده از طوفان، خوشتر از جان دادن بر بازوان پيري است. (جبران خليل جبران)
مرگ آرزويي جز اين ندارد
مرگ آرزويي جز اين ندارد كه به وعدهاي كه در صبح زندگي داده است وفا كند. به بيان جدّيتر شيريني و گرمي لبخند مرگ كمتر…
مردي كه به قدر كفايت
مردي كه به قدر كفايت، توان و ذوق ادبي ندارد كه عنواني بكر براي كتابش بسازد به يقين ناتوان تر از آن است كه بخواهد…
مردن چيزي نيست ولي به
مردن چيزي نيست، ولي [ به اين ] فكر كنيد كه بايد در مقابل خداوند ظاهر شويد. (لافونتن)
مردم! هشدار! كه زيبايي
مردم! هشدار! كه زيبايي، زندگاني است، آن زمان كه پرده گشايد و چهره برنمايد؛ اما زندگي، شماييد و حجاب خود، شماييد. زيبايي، قامت بلند ابديت…
مردم گمان مي كنند تنها
مردم گمان مي كنند تنها دوستي اشخاص بزرگ و معروف برايشان ثمر بخش است، در حال كه اشخاص حقير هم به نوبه خود مي توانند…
مردم دوست دارند در
مردم دوست دارند در پيرامون كساني باشند كه خوشبين، مثبت، شاد و داراي خودباوري هستند. (ريچارد تمپلر)
مردم پاريس آزادي را به
مردم پاريس، آزادي را به جهان ارزاني داشتند، بي آنكه پاداشي بخواهند. (هاينريش هاينه)
مردم از هر چيزي سخن مي
مردم از هر چيزي سخن مي گويند، به ويژه از آنچه درباره اش هيچ نمي دانند. (ژان پل سارتر)
مردان جنگي ما نبايد
مردان جنگي ما نبايد خواهان دارايي و رشوه باشند. (افلاطون)
مرد و زن در باب يكديگر
مرد و زن در باب يكديگر اشتباه مي كنند و در نتيجه به خويشتن احترام مي گذارند و عشق مي ورزند (يا درست تر آن…
مرد خشمگين پر از زهر است
مرد خشمگين پر از زهر است و زندگي را زهرآگين مي كند. (كنفوسيوس)
مرد بي شهامت كسي است كه
مرد بي شهامت كسي است كه در جايي كه بايد اعتراف كند، خاموش بنشيند. (آبراهام لينكلن)
مرد بدچشم را به معاونت
مرد بدچشم را به معاونت خود قبول مکن (کورش کبير)
مذهب هر فردي را بايد به
مذهب هر فردي را بايد به ايمان و وجدان او واگذار كرد. (نامشخص)
مديران اثر بخش در زمان
مديران اثر بخش در زمان حال زندگي مي كنند اما هميشه به فكر آينده هستند. (نامشخص)
مخاطب وقتي در يك تابلو
مخاطب وقتي در يك تابلو نقاشي تامل مي كند، در همان حال شاعر مي شود و وقتي يك شعر را با دقت بررسي مي كند،…
محبت حقيقي شبيه گياهي
محبت حقيقي شبيه گياهي است كه آهسته رشد مي كند و مادام كه در برابر مشكلات و سختيها پايداري نكند، سزاوار اينكه آن را محبت…
مثل همه نينديشيدنِ كمتر
مثل همه نينديشيدنِ كمتر، نتيجه فهم و شعور برتر است. (نيچه)
مايلم كه فرهنگ تمام
مايلم كه فرهنگ تمام كشورها آزادانه در اطراف خانه ام بوزد، ولي اجازه نمي دهم كه بر اثر وزش چنين نسيمي، [ خانه ام ]…
مال کسي را تاراج مکن و
مال کسي را تاراج مکن و به مال خود مياميز (کورش کبير)
مادام كه خود را بزرگ نمي
مادام كه خود را بزرگ نمي داريد، نمي توانيد به اين اميد باشيد كه ديگران، شما را بزرگ دارند و ارج نهند. (ريچارد تمپلر)
ما هميشه وقت كافي داريم
ما هميشه وقت كافي داريم به شرط آن كه هم بخواهيم و هم درست از آن استفاده كنيم. (گوته)
ما هرگز نمي توانيم از
ما هرگز نمي توانيم از خويشتن خويش پياده شويم، هرگز به كس ديگري مبدل نمي شويم، مگر اينكه خودمان را با وهم حساس به ديگري…
ما نفي مي كنيم و بايد
ما نفي مي كنيم و بايد نفي كنيم؛ زيرا چيزي در ما مي خواهد زندگي كند و خود را اثبات نمايد؛ چيزي كه ما هنوز…





