قاموس سخن
نابخشودني ترين چيز در تو
نابخشودني ترين چيز در تو اين است كه قدرت داري و نمي خواهي فرمان براني. (نيچه)
ميليونها دلار جمع كرده
ميليونها دلار جمع كرده ام، اما اين دلارها براي من خوشبختي نياورده است. (جان د راكفلر)
ميخواهم در اين دنياي
ميخواهم در اين دنياي تاريك، طبلي به آواز در بياورم كه از اين پس ديگر آگاه كردن از مرگ به گوش نرسد. (گوتاما بودا)
ميان دانستن و دريافت
ميان دانستن و دريافت كردن فاصله ي زيادي وجود دارد؛ دانستن دشوار نيست، اما دريافت كردن دشواراست. (نامشخص)
مي خواهم پير شوم بي آنكه
مي خواهم پير شوم بي آنكه پوست صورتم را بكشم. مي خواهم اين شجاعت را داشته باشم كه به چهره اي كه ساخته ام وفادار…
مي توان در ظرف دو سال يك
مي توان در ظرف دو سال يك كارخانه ذوب آهن ساخت، ولي براي تربيت يك مدير براي اين صنعت بايد بيست سال وقت صرف كرد….
موفقيت سكه اي است كه
موفقيت، سكه اي است كه روي ديگر آن ناكامي است. (آنتوني رابينز)
موفق ترين مديران داراي
موفق ترين مديران داراي نبوغ خاصي هستند كه مي توانند چكيده و جان كلام را از ميان انبوهي از اطلاعات دريابند و آن را به…
موسيقي روزنه هايي در تن
موسيقي، روزنه هايي در تن باز مي كند كه روح مي تواند براي رسيدن به صفاي يكرنگي از آنها بيرون آيد. (ميلان كوندرا)
يگانه گنجي كه ارزش جست و
يگانه گنجي كه ارزش جست و جو دارد طبيعت خود تو است. (اشو)





