قاموس سخن
معنويت را فضيلت هاي
معنويت را فضيلت هاي ساختگي به وجود نمي آورد. چون اگر فضيلت ساختگي باشد… ديگر فضيلت نخواهد بود. (اشو)
معشوق را توان مردن نيست
معشوق را توان مردن نيست، چرا كه عشق، خود، جاودانگي است. (نامشخص)
مطالعه براي ذهن ورزش
مطالعه براي ذهن، ورزش است براي جسم. (نامشخص)
مشورت با خردمندان
مشورت با خردمندان، پيروزي در پي دارد. (ارد بزرگ)
مشتري مهمترين
مشتري مهمترين بازديدكننده در محدوده ي ماست. او به كار ما وابسته نيست، ما به كار او وابسته هستيم. او مزاحم كار ما نيست، هدف…
مسير حركت افراد كامروا
مسير حركت افراد كامروا به سوي كاميابي است، در صورتي كه تلاش شكست خوردگان، گريز از شكست است. (اندرو متيوس)
مزيت خيال پرداز در اين
مزيت خيال پرداز در اين است كه، خيال پردازي عملي تر از زندگي است و خيال پرداز از زندگي لذتي گسترده و بسيار گونه گون…
مرگ را همچون يك مشاور
مرگ را همچون يك مشاور تلقي كن و هميشه از آن بپرس: چون روزي خواهم مرد، اكنون چه كاري بايد انجام دهم؟ (نامشخص)
مرگ براي ما دروازه ي
مرگ براي ما دروازه ي دوزخ است، اما دروازه ي خروجي نه دروازه ي ورود به آن. (جرج برنارد شاو)
مردي كه داراي عزمي
مردي كه داراي عزمي نيرومند و اخلاقي متين است، هرگز فضيلت اخلاقي خود را فداي هوس هاي زندگي نمي كند. آري مرداني در اين جهان…
مردن مانند شيرجه زدن در
مردن مانند شيرجه زدن در يك درياچه ي ژرف در يك روز گرم است. در اين شيرجه، شوكِ آن تغيير سرد و برنده وجود دارد،…
مردمان را خُرده عيب
مردمان را خُرده (عيب) مگيريد كه هيچ كس بي خُرده نيست. (بزرگمهر)
مردم موفق كساني هستند كه
مردم موفق كساني هستند كه بر مي خيزند و به دنبال خواسته خود حركت مي كنند و اگر آن را نيافتند با تلاش و كوشش…
مردم زماني به رماتيسم و
مردم زماني به رماتيسم و عشق حقيقي ايمان مي آورند كه به آن دچار شوند. (نامشخص)
مردم توان و نيرو دارند
مردم، توان و نيرو دارند؛ اراده ندارند. (ويكتور هوگو)
مردم اين گونه هستند كه
مردم اين گونه هستند كه در همكاري با ديگران موفق ترند تا در ضديت با آنها. (نامشخص)
مردان كامياب غالبا از
مردان كامياب غالبا از شكست، ميوه پيروزي چيده اند. (گوته)
مردان برتر تنها با ظرافت
مردان برتر تنها با ظرافت فوق العاده زيادي كه در ديدن و شنيدن دارند از ديگران متمايز مي شوند و آنها جز به تعمق نمي…
مرد را از زن هراس بايد
مرد را از زن هراس بايد، آنگاه كه زن عاشق است. چه آنگاه است كه زن همه چيز را فدا مي كند و هيچ چيز…
مرد پارسا در آسايش ماند
مرد پارسا در آسايش ماند و بدکار هميشه گرفتار اندوه است (کورش کبير)
مرد بزرگ با روي خوش رد
مرد بزرگ با روي خوش رد مي كند و مرد كوچك با روي ترش مي پذيرد. (كنفوسيوس)
مراقب دعايي كه مي كنيد
مراقب دعايي كه مي كنيد، باشيد، چون بناگزير دعايتان برآورده مي شود، ولي نه لزوماً به همان شكل و در همان زماني كه چشم داشت…
مديري كه تنها به سود مي
مديري كه تنها به سود مي انديشد، مانند تنيس بازي است كه به جاي توپ، چشم بر تابلوي امتيازها دوخته است. (نامشخص)
مدارس بايد به بچهها كمك
مدارس بايد به بچهها كمك كند تا آنها نگريستن به درون خويشتن را ياد بگيرند و از اين دانش نسبت به خويشتن، يكسري ارزشها را…
محبت گوهر گرانبهايي است
محبت گوهر گرانبهايي است كه در برخي از قلبها روي آن خاكستر نشسته است. اين پوشش نازك و كوتاه را با تبسم بزداييد تا گوهر…
مجازاتي در جهنم وجود
مجازاتي در جهنم وجود ندارد جز اينكه مجبوري كارهاي ناتمام را تمام كني. (آندره ژيد)
مبادا شما را چنين در نظر
مبادا شما را چنين در نظر آيد كه در كارهايتان دون پايه و خواريد؛ بلكه چنين سزد كه آن را به زمان رخدادنش واگذاريد! …كه…
مانند آسمان بخشنده و
مانند آسمان بخشنده و مانند زمين افتاده باش؛ رمز زندگي همين است. (مولير)
مادر آنچه را فرزندش به
مادر، آنچه را فرزندش به زبان نميآورد، ميفهمد. (نامشخص)
ما هنوز در زمان ماقبل
ما هنوز در زمان ماقبل تاريخ هستيم؛ زيرا تاريخ بشريت آن روز آغاز مي شود كه بشر از همه رنجها و گرفتاريها نجات يابد. (نامشخص)
ما هم با آدمها معاشرت مي
ما هم با آدمها معاشرت مي كنيم و با هم متواضعانه لباسي را بر تن مي كنيم كه با آن ما را مي شناسند، درباره…
ما نمي توانيم آنچه را كه
ما نمي توانيم آنچه را كه بايد بشويم، بشويم، در حالي كه در انچه هستيم، درجا مي زنيم. (نامشخص)
ما مطلق پرست هستيم چون
ما مطلق پرست هستيم، چون به آن دسترسي پيدا نمي كنيم، اگر آن را مي داشتيم دورش مي انداختيم. مطلق غير انساني است، چرا كه…
ما قلبها از ترس مي
ما قلبها از ترس مي ميريم؛ تنها از انديشيدن به عشق هاي مدفون شده و يا لحظه هايي كه مي توانستند خيلي زيبا باشند و…
ما دو چيز را ميتوانيم
ما دو چيز را ميتوانيم براي فرزندانمان به ارث بگذاريم: نخست، ريشههايي كه آنها را بر زمين پابرجا نگه دارد و دوم، بالهايي كه آنها…
ما در جايي كه مي خواهيم
ما در جايي كه مي خواهيم باشيم نيستيم؛ ما در جايي كه بايد باشيم نيستيم؛ اما خدا را شكر كه در آنجايي كه پيشتر بوديم…
ما تنها مسئول كارهايي كه
ما تنها مسئول كارهايي كه انجام مي دهيم نيستيم، بلكه مسئوليت كارهايي كه انجام نمي دهيم نيز بر دوش ما است. (نامشخص)
ما به ندرت از روي انديشه
ما به ندرت از روي انديشه و درنگ، سخن ميگوييم. (جك كانفيلد)
ما بايد طبيعت را به چشم
ما بايد طبيعت را به چشم مادرمان بنگريم و با آرامش، خودمان را به او تسليم كنيم تا بتوانيم بسيار آسوده احساس كنيم كه به…
ما بايد ببينيم كه در
ما بايد ببينيم كه در رفتار و آداب ما چه چيزهاي خوبي هست و بكوشيم تا آنها را پاس داريم و هر چه را هم…
ما انسانها اين گونه
ما انسانها اين گونه آفريده شده ايم كه اگر بدانيم ميليونها سال در جهان باقي خواهيم ماند، اما قرين اندوه و بدبختي خواهيم بود، راضي…
لغزش انسان همواره تدريجي
لغزش انسان همواره تدريجي است. بديها در وجود ما، پاي حاضر آماده و نامرئي دارند. حتي كساني از ما با ظاهر پاك و آراسته، چنين…
لذت بيرحمي در ديدن رنج
لذت بيرحمي در ديدن رنج ديگران است، اما فردي كه بيرحم است اين بيرحمي گريبانگير خودش هم مي شود و به ايشان نيز آزار خواهد…
لبخند حتي زماني كه بر
لبخند، حتي زماني كه بر لبان يك مرده مي نشيند، باز هم زيباست. (كريستين بوبن)
گونه اي از نخوت در نيكي
گونه اي از نخوت در نيكي وجود دارد كه همانند بدي، موردي استثنايي است. (نيچه)
گمان مي كنم تاثير موسيقي
گمان مي كنم تاثير موسيقي در هر كس، وجود دومي را بيدار مي كند كه بسيار عالي تر از هستي معمولي همه روزه است. (نامشخص)
گفتگو دربارهي هدف يك
گفتگو دربارهي هدف، يك چيز است و به ثمر رساندن آن، چيز ديگريست. (جيم رآن)
گريز از مرگ دشوار نيست
گريز از مرگ، دشوار نيست، گريز از بدي دشوار است، زيرا بدي تندتر از مرگ مي رود. (سقراط)
گربهها باهوش تر از سگها
گربهها باهوش تر از سگها هستند. شما نميتوانيد هشت گربه را وادار كنيد تا سورتمه اي را در برف بكشند. (نامشخص)
گذشته ي شما بهبود نخواهد
گذشته ي شما بهبود نخواهد يافت، پس آن را رها كنيد. (وين داير)
گدايان را يكسره بايد از
گدايان را يكسره بايد از ميان برداشت! به راستي، ايشان را چيزي دادن مايه ي آشفتگي است و چيزي ندادن نيز. (نيچه)
گاهي كمي درد و رنج براي
گاهي، كمي درد و رنج براي رشد و آموختن هرچه بيشتر لازم است. (آنتوني رابينز)
گاهي بي رنگي از هر رنگي
گاهي بي رنگي از هر رنگي زيباتر و مفيدتر است. (شاتو بريان)
گاه كشتي هاي آدمي از روي
گاه كشتي هاي آدمي از روي درياي بي توجهي به او مي رسند. (فلورانس اسكاول شين)
كيهان داراي ساختاري
كيهان داراي ساختاري هدفمند است. اين ساختار به آن پويايي بخشيده و برآيندي شگرف در آن بر جاي مي گذارد. (ارد بزرگ)
كوله بار غم را از دوش
كوله بار غم را از دوش برداشته، شاديهاي زودگذر را فراموش و دقت خود را به رشد و پيشرفت روحمان معطوف كنيم. (نامشخص)
كودك دانش به چوب آموزد
كودك، دانش به چوب آموزد نه به مهرباني. (عنصرالمعالي)
كمك زميني ممكن است كمك
كمك زميني، ممكن است كمك آسماني باشد. (ويكتور هوگو)
كمبود فرصتي وجود ندارد
كمبود فرصتي وجود ندارد كه با آنچه عاشق آن هستيم، زندگي خود را بسازيم، فقط كمبود اراده وجود دارد تا سبب روي دادن آن شود….
كليد كاميابي در زندگاني
كليد كاميابي در زندگاني، آن است كه مديريت يادبودها و سابقههاي ذهني گذشتهي خود را بياموزيم. (آنتوني رابينز)
كلامِ جنون آميز تو مرا
كلامِ جنون آميز تو مرا زيان مي رساند، حتا آنجا كه حق نيز با تو باشد! (نيچه)
كسي هم كه هيچ گزينشي
كسي هم كه هيچ گزينشي ندارد، به راستي يك گزينش دارد و آن اين است كه گزينشي نداشته باشد. (مثل باستان)
كسي كه هم پول خرج مي كند
كسي كه هم پول خرج مي كند و هم پس انداز، از نيك بخت ترين افراد است، زيرا از هر دو خوشي، بهره مند است….
كسي كه كار نكند حق
كسي كه كار نكند، حق خوردن هم ندارد. (مثل آلماني)
مهمترين پوشاك آن است كه
مهمترين پوشاك آن است كه شخصيت تو را بروز دهد. (نامشخص)
مهم نيست كه از كجا آغاز
مهم نيست كه از كجا آغاز ميكني، مهم، آن نقطهاي است كه براي پايان دادن بر ميگزيني. (اندرو متيوس)
مهرباني به معناي ايجاد
مهرباني به معناي ايجاد فضايي مصنوعي است كه در آن با ديگري، بايد همچون كودك رفتار شود. (ميلان كوندرا)
منتسكیو
كشور در صورتی دارای آزادی و استقلال است كه افرادش آزاد و مستقل باشند. منتسكیو
من هميشه در حال فراگيري
من هميشه در حال فراگيري هستم. سنگ قبرم، مدرك دانشآموختگيام خواهد بود. (نامشخص)
من هرگز او را و خنده اش
من هرگز او را و خنده اش را باور ندارم هرگاه كه زبان به بدگويي از خود مي گشايد. (نيچه)
من مي خواهم گريبان
من مي خواهم گريبان سرنوشت را بگيرم، او نمي تواند سر مرا در برابر زندگي خم كند. (لودويگ وان بتهوون)
من مثل يك حرامزاده
) من مثل يك حرامزاده زحمت كشيدم تا چند حقه ياد بگيرم و مثل يك گاو جنگيدم تا به سمت نقش هايي كه نمي توانم…
من فكر مي كنم همه زندگي
من فكر مي كنم همه زندگي رويايي از عشق است. (نامشخص)
من زمستان را دوست دارم
من زمستان را دوست دارم كه با برف باشد نه با باران. (جين وبستر)
من در شناخت خويشتن خويش
من در شناخت خويشتن خويش دريانوردم. (فرناندو پسوا)
من خجالتي ترين آدمي هستم
من خجالتي ترين آدمي هستم كه تابحال وجود داشته، اما شيري در درونم دارم كه هيچ گاه خفه نمي شود. (نامشخص)
من به والدينم به چشم
من به والدينم به چشم كودكاني خردسال مي نگرم كه نيازمند محبت هستند. (نامشخص)
من بر اين باورم كه ديدن
من بر اين باورم كه ديدن يك برگ علف، كمتر از سفر به ستارگان نيست. (والت ويتمن)
من اگر در بهشت باشم ولي
من اگر در بهشت باشم، ولي به من بگويند حق نداري جهنم را به اين بهشت ترجيح دهي، از آن بهشت بيرون مي روم. (نامشخص)
من از رايانه ها نمي
من از رايانه ها نمي ترسم، از نبود آن ها مي ترسم. (نامشخص)
من مي انديشم پس
[ من ] مي انديشم پس هستم، هستم چون فكر مي كنم، فكر مي كنم چون شك مي كنم. (دكارت)
ممكن است انسان در مورد
ممكن است انسان در مورد مسايل ديگران درست قضاوت كند، ولي در مسايل مربوط به خودش به خطا رود. زيرا هنگام قضاوت در امور خودمان،…
مقياس ارزش انسان اهميتي
مقياس ارزش انسان اهميتي است كه به وقت خود مي دهد. (رالف والدو امرسون)
مغز بشر در مواقع خاص
مغز بشر در مواقع خاص قادر است بهشت را به جهنم و جهنم را به بهشت تبديل كند. (ميلتون)
معناي عشق در بخشيدن آن
معناي عشق در بخشيدن آن است، نه در گرفتن آن. (نامشخص)
معلم نفس خود و شاگرد
معلم نفس خود و شاگرد وجدان خويش باش. (ارسطو)
مطالعه اي كه روي صد
مطالعه اي كه روي صد ميليونر خود ساخته انجام شد، تنها يك وجه مشترك را بين آنان نشان داد. همه اين مردان و زنان بسيار…
مشکلات ما را متوقف نمي
مشکلات ما را متوقف نمي کنند، بلکه به ما آموزش مي دهند. (برايان تريسي)
مشاهده دقيق مردم حتي اگر
مشاهده دقيق مردم حتي اگر ارزش مصاحبت نداشته باشند مهم و ارزشمند است. هر فرد به عنوان تصوري از طبيعت، ارزش مشاهده دارد؛ بنابراين بالاترين…
مسلماً مي توان خود را
مسلماً مي توان خود را كنار كشيد! چنانچه ديدگاهت درباره ي چگونگي اجراي هر كاري كه دوست داري تغيير كند، مي تواني آن كار را…
مزهي زندگي به سبب مرگ
مزهي زندگي به سبب مرگ از دست نميرود، همان گونه كه خنده ما از جدي بودن زندگي نميكاهد. (جرج برنارد شاو)
مرگ را فراخوان و فتنه ي
مرگ را فراخوان و فتنه ي خفته جنگ را بيدار كن. (ويليام شكسپير)
مرگ اين لطف را دارد كه
مرگ، اين لطف را دارد كه كاخ نيكنامي را بهرهي انسان ميسازد و رشك و تنگنظري كسان را نسبت به وي نابود ميكند. (فرانسيس بيكن)
مردي كه در نبرد زندگي مي
مردي كه در نبرد زندگي مي خندد، سزاوار ستايش است. (جرج برنارد شاو)
مردن در اقيانوس از شدت
مردن در اقيانوس از شدت تشنگي هراس انگيز است. آيا ناگزيريد بر حقيقت چنان نمك بپاشيد كه ديگر تشنگي را رفع نكند؟ (نيچه)
مردمان جهان از خُرد تا
مردمان جهان از خُرد تا بزرگ، تارهاي سست از آرزوهاي گران بر گرد خويش مي تنند و خود، عنكبوت وار ميان آنها جاي مي گيرند….
مردم موفق امروز كودكان
مردم موفق امروز، كودكان جسور ديروز هستند. (ديزرائيلي)
مردم زماني به دانايي شما
مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. (جان ماكسول)
مردم جوري حرف مي زنند كه
مردم جوري حرف مي زنند كه [ گويي ] همه چيز را مي دانند، اما اگر جسارت داشته باشي و سؤالي بپرسي آنها هيچ چيز…
مردم آنچه را كه مي بينند
مردم آنچه را كه مي بينند انجام مي دهند. بهترين راه براي آنكه افراد ياد بگيرند كه شما چه چشم داشتي از آنها داريد اين…





