قاموس سخن
فراموش مي كنند كه كار را
فراموش مي كنند كه كار را با چه سرعتي انجام داديم، اما كيفيت در يادها مي ماند. (نامشخص)
فايده ي نظم انكار
فايده ي نظم، انكار ناشدني است، زيرا بهترين امكان بهره گيري از مكان و زمان را به انسان مي دهد و در ضمن، نيروهاي رواني…
غزل من از رخدادهاي زمان
غزل من از رخدادهاي زمان ايمن خواهد ماند و هر بيت آن كه ستايشگر عشق است، چون خودِ عشق جاودان خواهد بود. (گوته)
غذا بهترين داروي
غذا بهترين داروي پيشگيريست. (مثل باستان)
عواطف انسان ناشي از
عواطف انسان ناشي از افكار او است. (جان ماكسول)
علت هر شكستي عمل كردن
علت هر شكستي، عمل كردن بدون انديشه است. (نامشخص)
عقل سليم و شوخ طبعي هر
عقل سليم و شوخ طبعي، هر دو يك چيزند كه با سرعت هاي متفاوت حركت مي كنند. شوخ طبعي، همان عقل سليم در حال رقص…
عشق يعني وقتي از يكديگر
عشق يعني وقتي از يكديگر دوريد دلتنگ شويد، اما از درون احساس گرما كنيد چون در قلبتان به يكديگر نزديكيد. (نامشخص)
عشق ورزيدن كافي است
«عشق ورزيدن كافي است، آنگاه همه چيز لذت بخش است. (لئو نيكولايويچ تولستوي)
عشق هوس محبوب شدن نزد
عشق، هوس محبوب شدن نزد معشوق است. (نامشخص)
عشق نيرويي است كه ما را
عشق، نيرويي است كه ما را بار ديگر به هم مي پيوندد تا تجربه اي را كه در زندگيهاي گوناگون و در مكانهاي مختلف جهان…
عشق نبردهاي تازه به
عشق، نبردهاي تازه به همراه ميآورد. اين نبردها، روح را به رزمگاه فرا ميخواند و به بلوغ ميرساند؛ از اين نبردها نترس. (اشو)
عشق ماندگار هرگز بر
عشق ماندگار هرگز بر جاذبه ي جسماني ميان شما و معشوق كه همواره در حال تغيير است متكي نيست. (باربارا دي آنجليس)
عشق غريزه ي خاص خود را
عشق، غريزه ي خاص خود را دارا است و مي داند چگونه در قلبي نفوذ كند. (اونوره دو بالزاك)
عشق ستمگري است كه به
عشق، ستمگري است كه به احدي رحم نمي كند. (نامشخص)
عشق رقاصي مي آموزد
عشق رقاصي مي آموزد. (مثل آلماني)
عشق راستي و پشتيباني
عشق، راستي و پشتيباني، چيزهايي هستند كه ما در زندگي به آنها نياز داريم. (پرمودا باترا)
عشق خودرو بي نقصي است
عشق، خودرو بي نقصي است؛ راننده و سرنشين ناقص اند و راه، ناهموار. (فرانتس كافكا)
عشق چيزي است كه بي خردان
عشق چيزي است كه بي خردان را خردمند و خردمندان را خردمندتر مي كند و آنها را كه بيش از اندازه خردمند هستند، كمي بي…
عشق تجارت خطرناكي است كه
عشق تجارت خطرناكي است كه همواره به ورشكستگي مي انجامد. (شانفور)
عشق بيچون و چرا ترس را
عشق بيچون و چرا، ترس را از بين ميبرد. (نامشخص)
عشق به آدمها هرچه بيشتر
عشق به آدمها هرچه بيشتر مي شود، عاشقان بي پرواتر مي شوند، تا آنجا كه سرانجام ديگر شايسته ي عشق نيستند و به راستي كدورتي…
عشق آهنربايي است كه ما
عشق، آهنربايي است كه ما را به سوي آغاز خود مي كشاند. (باربارا دي آنجليس)
عشق است كه در ميان
عشق است كه در ميان مردمان صلح و آشتي برقرار مي كند. (افلاطون)
عروس زندگاني نامش كار
عروس زندگاني نامش كار است. اگر شما داماد اين عروس شويد، فرزند شما سعادت نام خواهد داشت. (بنجامين فرانكلين)
عاقل كسي است كه مي داند
عاقل كسي است كه مي داند چه كارهايي را بايد كنار بگذارد. (ويليام جيمز)
عاشق تغيير باشيد تا اين
عاشق تغيير باشيد تا اين عشق، شما را دگرگون كند. (جان ماكسول)
طي کردن راهي که هزار
طي کردن راهي که هزار فرسنگ است با برداشتن يک قدم آغاز مي شود. (كنفوسيوس)
طبيعت نيكي چنان است كه
طبيعت نيكي چنان است كه هر چه از آن داشته باشيم، كمتر خواهيم داشت. (كريستين بوبن)
طبيعت آزموني است كه ما
طبيعت، آزموني است كه ما در قلب آن قرار گرفته ايم. (كريستين بوبن)
صرفنظر از نگاه به درون
صرفنظر از نگاه به درون، همه ي ما نزديك بين هستيم. (فرناندو پسوا)
شيوه اي كه گياه شناسان
شيوه اي كه گياه شناسان براي تقسيم بندي گلها به كار مي برند، مرا به ياد سياستمداران مي اندازد و اينكه چگونه آفريقا را به…
شوربختي نه تنها آدميان
شوربختي، نه تنها آدميان را گرد هم ميآورد، بلكه سبب نزديكي زيبايي باطني ميان آنها ميشود؛ همچنان كه زمستان سرد، نقشهايي از يخ بر قالب…
شهري كه زمامداران آن هيچ
شهري كه زمامداران آن هيچ كوششي براي كسب مقام به خرج ندهند، به ناگزير داراي حكومت درستكار و شايستهاي خواهد بود. (افلاطون)
شناخت خود به معناي
شناخت خود به معناي ناخداي خود بودن است. (مادر ترزا)
شما همان مي شويد كه
شما همان مي شويد كه درباره اش فكر مي كنيد. (برايان تريسي)
شما نميتوانيد با تلاش و
شما نميتوانيد با تلاش و كوشش ديگران، چيزي بياموزيد. (وين داير)
شما ناگزير نيستيد براي
شما ناگزير نيستيد براي عشق به آرامش بجنگيد. (نامشخص)
شما مي توانيد بالاتر از
شما مي توانيد بالاتر از پرورش دهندگان خود قرار بگيريد. (ريچارد تمپلر)
شما درباره ي زيبايي يا
شما درباره ي زيبايي يا عشق، سخن مي گوييد و درباره ي آنها بسيار مي نويسيد، ولي هرگز عشق و زيبايي را نشناخته ايد، به…
شما بزرگتر مي شويد ولي
شما بزرگتر مي شويد، ولي ناگزير، خردمندتر نمي شويد. (ريچارد تمپلر)
شما آهنربايي زنده
شما آهنربايي زنده هستيد؛ در مورد هر چه بينديشيد، همان را به سمت خود ميكشيد. (برايان تريسي)
شكوه زندگي در دانش نيست
شكوه زندگي در دانش نيست، بلكه در كردار است. (نامشخص)
شكست ها پله هاي نبردبان
شكست ها پله هاي نبردبان موفقيت هستند. كسي كه از اولين شكست نااميد مي شود، سزاوار كاميابي نيست. (نامشخص)
شكست تنها زماني رخ مي
شكست، تنها زماني رخ مي دهد كه تلاشي در كار نباشد. (نامشخص)
شك حالت خوش آيندي نيست
شك حالت خوش آيندي نيست، ولي ادعاي يقين خنده دار است. (فرانسوا ولتر)
شطرنج تنها اندوختن دانش
شطرنج، تنها اندوختن دانش نيست، بلكه يك بازي پويا و ديناميك است. هرگونه نتيجه گيري قطعي همواره موقت خواهد بود؛ حقيقت مي بايست هر بار…
شرايط لازم و معين براي
شرايط لازم و معين براي آفرينندگي، در هر گسترهاي كه باشد، اين است كه شخص آفريننده بتواند بيزمان، در بيخويشتني و بيرون از مكان و…
شخصيت در جريان زندگي
شخصيت، در جريان زندگي شكل مي گيرد. (گوته)
شخص بايد همچون نگهبان
شخص بايد همچون نگهبان زيرك و هوشمند، در درون روح خود قرار گيرد و به هيچ انديشهي منفي اجازهي ورود ندهد. (پال توئيچل)
شتاب در ياد گرفتن مثل
شتاب در ياد گرفتن مثل اين است كه از پي كسي بدوي و به او نرسي و بترسي كه او را گم كني. (كنفوسيوس)
شايد شريرترين انسان باز
شايد شريرترين انسان باز هم در نهايت، مفيدترين آنها در جهت حفظ نوع انسان باشد، زيرا با عمل خود غرايزي را در خويش و يا…
شايد تلاشهاي شما تا به
شايد تلاشهاي شما تا به امروز ثمربخش نبودهاند، ولي سبب كاميابيهاي ديگري در آينده شدهاند و زمينهي خوبي را براي كاميابي نهاييتان فراهم ساختهاند. (آنتوني…
شاگردان متوسط هستند كه
شاگردان متوسط هستند كه جهان را تغيير داده اند، نه شاگردان برتر و زرنگ. (نامشخص)
شاعر آفريننده است و
شاعر، آفريننده است و مانند همه آفرينندگان ديگر به مايه اي نيازمند است؛ اين مايه براي شاعر، تجربه هاي اوست. (نامشخص)
شادي در خانه اي هست كه
شادي در خانه اي هست كه مهر و محبت در آن خانه باشد. (كريستوفر مارلو)
شادماني معنا چم و
شادماني، معنا [ = چم ] و هدف زندگي است؛ كل هدف و پايان وجود انساني است. (ارسطو)
شادترين انسانها كسي است
شادترين انسانها كسي است كه به جذاب ترين مسايل مي انديشد. (نامشخص)
سياستمدار انسانها را به
سياستمدار انسانها را به دو دسته تقسيم مي كند: ابزار و دشمن؛ يعني تنها يك طبقه را مي شناسند و آن هم دشمن است. (نيچه)
سه چيز خيلي سخت است
سه چيز خيلي سخت است : فولاد، الماس و خود شناسي. (بنجامين فرانكلين)
سماجتُ سختكوشي يه يك
سماجتُ سختكوشي يه [=يك] استعداده [=هنره]. (مارك تواين)
سكوت ژرف را به مثابه
سكوت ژرف را به مثابه لحظاتي مقدس و گران بها پاس بدار؛ لحظاتي براي پناه جستن در سكوت زنده خانه آفريدگار. (مادر ترزا)
سعي من بر آن است كه
سعي من بر آن است كه رنگها را بر بوم همچون كلمات در شعر يا نت در موسيقي بكار گيرم. (نامشخص)
سعادت مانند توپ فوتبال
سعادت مانند توپ فوتبال است؛ زماني كه از ما دور مي شود دنبال آن مي دويم و وقتي مي ايستد با يك ضربه آن را…
سزاوار است مرد عاقل
سزاوار است مرد عاقل هنگام خوردن چيزهاي خوشمزه، به ياد آورد تلخي دارو را و زياد نخورد. (افلاطون)
سرنوشت شما در دست خودتان
سرنوشت شما در دست خودتان است. (دارن ال جانسون)
سرعت عمل كامپيوتر به اين
سرعت عمل كامپيوتر به اين دليل است كه در هنگام كار، فكر نمي كند. (نامشخص)
سرپرستي خوب هنر وا
سرپرستي خوب، هنر وا داشتن افراد متوسط به انجام كار عالي است. (نامشخص)
سراسر روز قلاب به دست
سراسر روز، قلاب به دست در كنار بركه مي نشينند و خود را ژرف مي انگارند. اما من كسي را كه در جاي بي ماهي…
سخن گويا و روان فرزند
سخن گويا و روان، فرزند دانش است؛ دماغي كه پر است مانند رودخانه اي صاف و شفاف است. (بنجامين ديزرائيلي)
سختي هاي حقيقي حيات
سختي هاي حقيقي حيات آنقدرها زياد نيست. عذاب و بدبختي هميشگي ما نتيجه پريشاني، وسواس و هوسبازي است. (لردآويبوري)
ستوده و نيك فرجام كسي
ستوده و نيك فرجام كسي است كه دادگر و نيكنام و در كردار و گفتار به هنجار باشد. (بزرگمهر)
سبب اندوه است كه اشخاص
سبب اندوه است كه اشخاص در حد ميانه نيز به حواس خود توجه نميكنند. نگاه ميكنند، ولي نميبينند، گوش ميدهند، ولي نميشنوند، لمس ميكنند، ولي…
ساده نگريستن به هر چيز
ساده نگريستن به هر چيز، يكي از دشوارترين كارها در دنيا به شمار مي آيد. زيرا ذهن ما ذهني پيچيده است. (كريشنا مورتي)
زيرك ترين خاموشان نزدِ
زيرك ترين خاموشان نزدِ من روشنان اند و راستان و شفافان. بُن آنان چندان ژرف است كه شفاف ترين آبها نيز آن را فاش نتوانند…
زيبايي در هنر نوري است
زيبايي در هنر، نوري است كه به ناگاه از آنچه هرگز گفته نشده است، مي تابد. (ميلان كوندرا)
زيبايي آخرين پيروزي
زيبايي، آخرين پيروزي انساني است كه ديگر اميدي ندارد. (ميلان كوندرا)
زيادهروي در آزادي به
زيادهروي در آزادي، به ناچار منجر به زيادهروي در بندگي خواهد شد؛ چه در فرد، چه در حكومت. (افلاطون)
زنها هرگز نمي گويند تو
زنها هرگز نمي گويند تو را دوست دارم، اما وقتي از تو پرسيدند مرا دوست داري بدان كه درون آنها جاي گرفته اي. (نامشخص)
زندگي يك معما نيست يك
زندگي يك معما نيست، يك راز است. مي توان پاسخي براي معما يافت، اما راز به گونه اي است كه هرگز نمي توان پاسخي بر…
زندگي و عشقي در كار
زندگي و عشقي در كار نيست، جز آنچه خود آفريدهايم. (لئوبوسكاليا)
زندگي هر فردي توسط
زندگي هر فردي توسط افكارش ساخته خواهد شد. (نامشخص)
زندگي معنوي ما را از
زندگي معنوي، ما را از دنيا دور نمي كند، بلكه به ژرفاي آن رهنمون مي شود. (نامشخص)
زندگي لذتبخش است و مرگ
زندگي لذتبخش است و مرگ آرامش بخش؛ در اين ميان، از جايي به جايي شدن رنج آور است. (نامشخص)
زندگي كردن بدون هدف
زندگي كردن بدون هدف، آزادي بخش است. (استيون شَپيرو)
زندگي سفري تجربي است كه
زندگي سفري تجربي است كه ناخواسته دامن زده مي شود. (فرناندو پسوا)
زندگي دشمن شما نيست اما
زندگي دشمن شما نيست، اما طرز فكرتان مي تواند دشمن شما باشد. (نامشخص)
زندگي حقيقيِ پيش روي
زندگي حقيقيِ پيش روي انسان، موضوع طبيعي انديشه است و در جايگاه خود به عنوان جوهر اصلي وجود، آسانتر از هر چيز ديگري قادر است…
زندگي پياپي شدن درس
زندگي، پياپي شدن درس هايي است كه مي بايست زنده بود تا درك شان كرد. (هلن كلر)
زندگي به گونهاي طراحي
زندگي به گونهاي طراحي نشده است كه سهم ما را با توجه به نياز ما بدهد؛ زندگي به نسبت شايستگي به ما ميدهد. (جيم رآن)
زندگي براي خشن ترين
زندگي براي خشن ترين افراد هم دشواري هاي بسيار مي آفريند. (كريستين بوبن)
زندگي بازيچه دست اقبال
زندگي بازيچه دست اقبال نيست، بلكه فرصت بزرگي است كه بايد از آن استفاده كرد و غنيمت شمرد. (نامشخص)
زندگي ارزشمندتر از آن
زندگي، ارزشمندتر از آن است كه به بيكاري و تنبلي بگذرد. (كيم وو چونگ)
زنان مرد صفت را دوست نمي
زنان مرد صفت را دوست نمي دارم و همچنين از مردان زن صفت بيزارم؛ هر كس بايد در دنيا تنها نقش خود را بازي كند….
زن نفرت را تا به آن پايه
زن نفرت را تا به آن پايه مي آموزد كه دلبري را از ياد مي برد. (نيچه)
زن خوش آيند و دوست
زن خوش آيند و دوست داشتني زني است كه همه او را مي بينند. به همين علت است كه هنرپيشگان اين همه محبوبيت دارند. (اونوره…
زميني كه ديرزماني كشت
زميني كه ديرزماني كشت نشده بماند و بذري بر آن نيفشانند، ناشادكام است و برزيگري را آرزو كند؛ همچون دوشيزهاي خوشاندام كه ديرزماني بيفرزند مانده…
زماني ميدانيم چه بايد
زماني ميدانيم چه بايد بكنيم يا بسيار بهتر ميدانيم چه بايد كرد كه آگاهيهاي ما بسنده باشد. (آبراهام مازلو)
زماني كه نگاه كودكانهام
زماني كه نگاه كودكانهام را رها كردم، در چهرهي مادرم زني را ديدم كه مرا به دنيا آورده بود. (نامشخص)
زماني كه شما آغاز مي
زماني كه شما آغاز مي كنيد به گفتن اين مسئله كه “من خود را مي شناسم”، به راستي، از يادگيري درباره ي خود بازايستاده ايد….





