قاموس سخن
نابغه در بند حدود ديگران
نابغه در بند حدود ديگران نيست، قانون او در وجود خود اوست. همچون كوهي كه آتشفشان از درون مي خروشد و كوهپاره ها را از…
ميهمان پررو را كباب كن و
ميهمان پررو را كباب كن و بخور. (مثل آفريقائي)
ميدانيد شما چه زمان به
ميدانيد شما چه زمان به راستي عاشق يك نفر هستيد؟ زماني كه هنوز شما را ترك نكرده، دلتان براي او تنگ ميشود. (نامشخص)
ميانه روي را در همه چيز
ميانه روي را در همه چيز پاس بدار، بوئيدن هواي تازه و نظافت و ورزش روزانه را فراموش مكن، سر را خنك و پا را…
مي خواهم عمري در كنار تو
مي خواهم عمري در كنار تو باشم؛ آنقدر از خود به تو بگويم تا وجودمان يكي شود، تا زماني كه لحظه ي مرگ مان فرا…
مي توان دنيا را در يك
مي توان دنيا را در يك ذره ي ماسه مشاهده نمود و بهشت را در يك گل وحشي؛ مي توان ابديت را دست گرفت و…
موفقيت كم و بيش در
موفقيت، كم و بيش در دسترس همه هست، اما دامنه توفيق در زندگاني شخص، بدون توان رهبري محدود است. (جان ماكسول)
موفقيت از آنِ كساني نيست
موفقيت از آنِ كساني نيست كه هرگز دچار ناكامي نشده اند، بلكه متعلق به كساني است كه هرگز براي از سر گرفتن مبارزه، بيم و…
موسيقي شاعرانه ترين
موسيقي، شاعرانه ترين، نيرومندترين و زنده ترين هنرهاست؛ بايد آزادتر از هنرهاي ديگر نيز باشيد. (نامشخص)
هم اكنون در درون شما
هم اكنون در درون شما نيروي انجام كارهايي هست كه هرگز در خواب هم نديدهايد. به محض اينكه بتوانيد باورهاي خود را دگرگون سازيد، اين…





