قاموس سخن
اگر به تغييرات پايان
اگر به تغييرات پايان دهيد، زندگي خود را پايان داده ايد. (بنجامين فرانكلين)
اگر بنا باشد تيمي به
اگر بنا باشد تيمي به توان بالقوه ي خود دست يابد، هر بازيكني بايد خواهان اين باشد كه اهداف شخصي خود را به سود تيم…
اگر براي كامياب شدن
اگر براي كامياب شدن، چيزي وجود دارد كه بايد آن را ياد بگيريم، گمان اينكه با اشتباه، آن را ياد بگيريم، بيشتر از اين است…
اگر بدكاران به راستي مي
اگر بدكاران به راستي مي دانستند، چه مي كردند، ما را نيز تنها آن زمان حق بخشودن مي بود كه حق اتهام بستن و كيفر…
اگر بخواهيد احساسات خود
اگر بخواهيد احساسات خود را دگرگون سازيد، ميبايست رفتار و كردارهاي خود را دگرگون كنيد. (آنتوني رابينز)
اگر بتواني خواسته ات را
اگر بتواني خواسته ات را در ذهن [ خود ] تصور كني، مي تواني آن را در دنياي مادي ات متجلي سازي. (وين داير)
اگر با مطلبي مخالف
اگر با مطلبي مخالف هستيد، چنان به نرمي و مهرباني آن را رد كنيد كه گوينده ناراحت نشود. (جان كايزل)
اگر ايجاد پيوند آزاد
اگر ايجاد پيوند آزاد بوده و با آزادي همراه باشد، شادي از راه خواهد رسيد؛ چون آزادي ارزش غايي است و چيزي بالاتر از آن…
اگر انسان در جسم خود
اگر انسان در جسم خود فاني است، در عمل تاريخي خود باقي است. (كارل هنريش ماركس)
اگر اميد و آرزوي شما
اگر اميد و آرزوي شما منحصر به خودتان يا كشورتان يا طبقه تان يا پيروان باورتان باشد خواهيد ديد كه به موازات لطف و مهر…
اگر اساس هنر بر عشق باشد
اگر اساس هنر بر عشق باشد و اساس طبيعت بر هنر وجودي، در اين صورت، آزمون “خوبي” در هنر، عمق و شدت عشق هنرمند خواهد…
اگر از رفتار كسي خوشتان
اگر از رفتار كسي خوشتان نميآيد، سزاوار است به او بگوييد از اين رفتار تو برآشفته شدم. ولي هرگز به منش و هويت او نتازيد….
اگر اراده كنيم كه شيوه ي
اگر اراده كنيم كه شيوه ي انديشه، احساس و كنش هاي ما شايسته ي آن كسي باشد كه مي خواهيم باشيم، تبديل به آن فرد…
اگر آدم بداند كه شرايط
اگر آدم بداند كه شرايط كنوني را خودش به وجود آورده، پس ميتواند همه چيز را آن گونه كه ميخواهد، از نو بيافريند. (جك كانفيلد)
اكنون روزگاري است كه
اكنون روزگاري است كه شخصي كه هيچ كار نمي كند پولهاي اضافي هنگفتي به دست مي آورد، در حالي كه بيشتر كساني كه با زحمت…
اكتشافات مهم علمي نيست
اكتشافات مهم علمي نيست كه اشكال ميآفريند، زيرا كسب دانستنيها هميشه بهتر از باقي ماندن در ناداني است؛ اشكال در باوري است كه وراي دانستنيها…
افسوس كه نمي توان كساني
افسوس كه نمي توان كساني را كه از پيش در خود احساسي نيافته اند، به درجه اي بالاتر از راستي و درستي رسانيد. (كريستين بوبن)
آفريدگار اگر كمي عاقلانه
آفريدگار اگر كمي عاقلانه رفتار مي نمود، كافكا را در قاره آسيا خلق مي كرد تا ميليونها انسان سخنانش را آويزه گوش قرار داده و…
افرادي كه نه گفتن
افرادي كه “نه” گفتن برايشان دشوار باشد، از زندگي لذت زيادي نخواهند برد؛ زيرا منش خود را پيش نزديكان شان از دست مي دهند و…
افراد ضعيف در بهترين
افراد ضعيف در بهترين شرايط هم بهانه هاي فراوان براي انجام ندادن وظايف خويش دارند. (نامشخص)
افراد بشر هيچ گاه نمي
افراد بشر هيچ گاه نمي توانند به اقدامي مفيد مبادرت ورزند و به عملي مشترك دست زنند، مگر اينكه يكي از ميان آنان برخاسته و…
آفتاب به گياهي حرارات مي
آفتاب به گياهي حرارات مي دهد كه سر ازخاك بيرون آورده باشد. (لئو نيكولايويچ تولستوي)
اعضاي هر تيمي هميشه
اعضاي هر تيمي هميشه ستايشگر بازيكني هستند كه بتواند به آنها كمك كند تا به سطح جديدي برسند. (جان ماكسول)
اصولاً مردم از روي عادت
اصولاً مردم از روي عادت، خواهان اسمي هستند تا اشياء برايشان قابل رؤيت باشد. (نيچه)
اشكال كارتان اين است كه
اشكال كارتان اين است كه تازه روز قبل از نبرد، در حالي كه هنوز از تحركات دشمنتان بي خبريد، نقشه مي كشيد. (ناپلئون بناپارت)
اشخاص شريف و درد كشيده
اشخاص شريف و درد كشيده اي وجود دارند كه با كمترين مهرباني قادرند رنج و درد خود را با شكيبايي تحمل كنند. (بودلر)
آن كس كه در خِرد
آن كس كه در خِرد ميزيَد، خويشتن را در همه وَ همه را در خويشتن ميبيند. عشقش به پروردگار عشق، همهي آرزوهاي خودخواهانه را –…
آن كس كه با وجداني آرام
آن كس كه با وجداني آرام، خود را وقف خدمت به ديگران ميكند، روز به روز، نياز بيشتري به اين خدمت، در درون خود حس…
با روياهاي كسي ديگر
با روياهاي كسي ديگر، زندگي نكنيد. (جك كانفيلد)
با داشتن اراده قوي مالك
با داشتن اراده قوي، مالك همه چيز هستيد. (گوته)
با چشماني سراسر باز و
با چشماني سراسر باز و شاد مي توانيم به ژرفاي هر چيزي دست يابيم. (نامشخص)
با پول هرگز نمي توان يك
با پول هرگز نمي توان يك سرباز خوب، آموزگار خوب، هنرمند خوب و يا كارگر خوب ساخت … . (جان راسكين)
با انديشيدن ژرف هميشه
با انديشيدن ژرف، هميشه راهكاري براي دشواريها پيدا خواهد شد و با انجام هرچه بيشتر كارهاي كوچك، انرژيهاي مثبت بيشتري به دست خواهيد آورد. (استيو…
اينكه مي گويند استاد بيش
اينكه مي گويند استاد بيش از شاگرد مي آموزد، تنها يك انديشه نيست. (زيگ زيگلار)
اينكه چه اندازه دوستمان
اينكه چه اندازه دوستمان دارند، بستگي به اين دارد كه چه اندازه دوست داشتني هستيم. (لئوبوسكاليا)
آينده مثل گذشته نيست
آينده مثل گذشته نيست. (نامشخص)
اين يك قانون كهن دنياست
اين يك قانون كهن دنياست، قانوني نامكتوب [=نانوشته]: هر كسي كه چيزي بيشتر دارد، در همان دَم، چيزي هم كمتر دارد. (كريستين بوبن)
اين لطف عشق است كه كار
اين لطف عشق است كه كار عاشق را پسنديده مي نماياند. (افلاطون)
اين عادت ما انسانها شده
اين عادت ما انسانها شده، كه هرگاه گم شديم، تندتر بدويم. (نامشخص)
اين در زندگي يك اصل
اين در زندگي، يك اصل است: كمك به ديگران، كمك به خود است. (كيم وو چونگ)
اين پندار كه شايد زماني
اين پندار كه شايد زماني بهتر يا مناسبتر از اين هم بتوان عشق ورزيد، براي بسياري، يك عمر پشيماني به بار آورده است. (لئوبوسكاليا)
ايمان قوت روح است
ايمان قوت روح است. (آنتوان چخوف)
ايرانيان در دوره باستان
ايرانيان در دوره باستان، خطي (365 حرف ‹‹علامت››) براي موسيقي داشتند كه با آن مي توانستند همه صداها را ثبت كنند. (نامشخص)
آيا مي كوشي كه ده بار يا
آيا مي كوشي كه ده بار يا صد بار دو چندان شوي؟ نكند بَهرِ خود مريدان بسيار مي جويي؟ پس مي بايد ظرفهاي تهي (…
آيا برده هستي؟ پس دوست
آيا برده هستي؟ پس دوست نتواني بود، آيا خودكامه هستي؟ پس دوستي نتواني داشت. دير زماني است كه بردگي و خودكامگي در زن نهان گشته…
اي كه در رنج و عذابي! تو
اي كه در رنج و عذابي! تو آنگاه رستگار مي شوي كه با ذات و هويت خويش يكي گردي. (جبران خليل جبران)
اي پير زنده دل از گذشت
اي پير زنده دل، از گذشت عمر افسرده مشو؛ هر چند زمانه نيز موي تو را سپيد كرده، اما هنوز نيروي عشق كه زاينده ي…
اونوره دو بالزاك
نابغه كسی است كه پیوسته افكارش را از قوه به فعل در می آورد. اونوره دو بالزاك
اول انديشه وانگهي گفتار
اول انديشه، وانگهي گفتار. (لائوتسه)
آهنگ صدا هر چه ملايم و
آهنگ صدا هر چه ملايم و مطبوع باشد، سخن موثرتر و دلنشين تر خواهد بود. (جان كايزل)
آه كه پرهيزكاري چه خوب
آه كه پرهيزكاري چه خوب آنچه را كه نداريم پنهان مي كند. (نيچه)
آنها كه زياد ثروتمندند
آنها كه زياد ثروتمندند، به طور رايج اشيايي را مي پسندند و جمع آوري مي كنند كه نفاست شان [ =گرانبهايي ] زاده ي كميابي…
آنگاه كه خرد شكست خورده
آنگاه كه خرد، شكست خورده ي خشم تو است، خود را انسان به شمار نياور. (نامشخص)
آنكه راستي نپويد گرفتار
آنكه راستي نپويد، گرفتار آميزش با اهريمن است. فرزند اين آميزش فتنه و شورش است. (ارد بزرگ)
آنكس كه مايهي رنج
آنكس كه مايهي رنج ديگران گردد تا از براي خويش خوشي خواهد، در بند دشمني گرفتار است و از دشمني رهايي نيابد. (بودا)
انضباط سامان گرفتن
انضباط [ =سامان گرفتن ]، چيزي نيست كه از پشت سر به شما سوزن بزند تا ناچار شويد كاري را انجام دهيد، بلكه انضباط در…
انساني كه اميد و آرزويش
انساني كه اميد و آرزويش از حدود زندگاني شخصي فراتر رفته باشد مانند انساني كه آرزوهايش محدود باشد در معرض ترس نيست. (برتراند راسل)
انسانهاي باهوش مسائل را
انسانهاي باهوش مسائل را حل مي كنند، نوابغ آنها را اثبات مي كنند. (آلبرت انيشتين)
انسانها بر دو گونه اند
انسانها بر دو گونه اند: يكي، او كه در تاريكي بيدار است و ديگري، او كه در روشنايي خواب است. (جبران خليل جبران)
انسان هنوز شگفت
انسان هنوز شگفت انگيزترين كامپيوتر است. (جان اف كندي)
انسان هرگز چيزهايي كه
انسان هرگز چيزهايي كه مزه اش را نچشيده هوس نمي كند، اما پس از اينكه يكبار مزه ي نعمتي را چشيد، آن وقت ديگر محروميت…
انسان نه براي حل و فصل
انسان نه براي حل و فصل مسائل جهان هستي، بلكه براي يافتن اينكه چه بايد بكند، پا به گسترهي وجود نهاده است. (گوته)
انسان ميتواند خرد را
انسان ميتواند خرد را حتي از دشمن بياموزد. (نامشخص)
انسان محل اشتباه و
انسان، محل اشتباه و فراموشكاري است. (بنجامين فرانكلين)
انسان شريف شريف ها را
انسان شريف، شريف ها را جذب مي كند و راه ماندن با آنها را مي داند. (گوته)
انسان دنيايي از شگفتي
انسان، دنيايي از شگفتي ها است. (ارسطو)
انسانِ خوشخوي و متمدن به
انسانِ خوشخوي و متمدن به راستي زيبا است. (نامشخص)
انسان چيزي را دوست
انسان، چيزي را دوست ميدارد كه شايستگي آن را با شايستگي خويش، يكسان بداند؛ يعني رونق آن را رونق خود و شكست آن را شكست…
انسان تا زماني كه
انسان تا زماني كه دايرهي دلسوزي و مهرباني را به همهي موجودات زنده گسترش ندهد، آرامش نخواهد يافت. (آلبرت شوايتزر)
انسان به درستي همان مي
انسان به درستي همان مي شود كه به آن مي انديشد. (نامشخص)
انسان بدون توجه و آگاهي
انسان، بدون توجه و آگاهي نسبت به مرگ، كه پايان بازي است، هرگز نميتواند به زندگي خود، آن گونه كه بايد نزديك شود. (استيو چندلر)
انسان با وجود شرورهاي
انسان با وجود شرورهاي جهان نمي تواند لطف بي نهايت آفريدگار دانايي جهان را بپذيرد. (فرناندو پسوا)
انسان آگاه مي داند كه
انسان آگاه مي داند كه زندگي پيوسته در حال تغيير است؛ زندگي يعني تغيير. تنها يك چيز هميشگي است و آن خود تغيير است. (اشو)
انديشيدن يعني اينكه آدمي
انديشيدن يعني اينكه آدمي گاهي هم با شجاعت بگويد نه. (نامشخص)
انديشهها و ذهنيات شما
انديشهها و ذهنيات شما با تندرستي فيزيكي و جسمانيتان، رابطهي نزديك و تنگاتنگ دارند و بر آن تاثيرگذارند. (آنتوني رابينز)
انديشه هاي ما به ما كمك
انديشه هاي ما به ما كمك مي كنند تا از دنياي دور و برمان سر درآوريم. بنابراين، منطقي اين است كه انديشه هاي درستي داشته…
انديشه مانند چتر نجات
انديشه مانند چتر نجات است؛ تنها زماني عمل مي كند و نجات مي دهد كه باز شود. (نامشخص)
انديشمندان را شايد بتوان
انديشمندان را شايد بتوان ناديده گرفت و يا به زور خفه نمود، اما تاريخ، گواه هزاران سال فرياد رساي آنان بوده و هست. (ارد بزرگ)
اندرز پيران در بيشتر
اندرز پيران در بيشتر زمانها پر از خون و درد است كه بدبختانه جوان از فهم آن ناتوان است. (ارد بزرگ)
آنچه مي دانيم يك قطره
آنچه مي دانيم يك قطره است، آنچه نمي دانيم يك اقيانوس. (آيزاك نيوتن)
آنچه ما مي بينيم چيزي
آنچه ما مي بينيم چيزي نيست كه مي بينيم، بلكه آني هست كه ما هستيم. (فرناندو پسوا)
آنچه كه بتواني تغيير
آنچه كه بتواني تغيير دهي، آينده ي تو نبوده است. (پائولو كوئيلو)
آنچه شما را خوشبخت مي
آنچه شما را خوشبخت مي كند، داشته هاي شما نيست، بلكه آنچه هستيد، سبب مي شود احساس خوشبختي كنيد. (زيگ زيگلار)
آنچه را که گذشته است
آنچه را که گذشته است فراموش کن و به آنچه که نرسيده رنج و اندوه مبر (کورش کبير)
آنچه را كه خدا به من
آنچه را كه خدا به من بخشيده است، هيچ كس نمي تواند بازستاند، زيرا بخشش هاي او جاودانهاند. (فلورانس اسكاول شين)
آنچه در روشنايي رخ مي
آنچه در روشنايي رخ مي دهد، در تاريكي نيز ادامه مي بابد، يا شايد هم برعكس. هر آنچه در رويا مي بينيم، به شرط آنكه…
آنچه جوياي آن هستم هم
آنچه جوياي آن هستم، هم اكنون جوياي من است. (فلورانس اسكاول شين)
آنچه باعث آزار ما مي
آنچه باعث آزار ما مي شود، زندگي است. يك بيمار وقتي بميرد، تمام دردهايش از بين مي رود. (موريس مترلينگ)
آنچه آدمي را سست عنصر مي
آنچه آدمي را سست عنصر مي سازد، عمل گريز يا تسليم است. (ژان پل سارتر)
آنجا كه عشق يا نفرت
آنجا كه عشق يا نفرت اهميتي ندارد، زن نقشي ميانه بر عهده مي گيرد. (نيچه)
انتهاي راه مرگ است؛
انتهاي راه، مرگ است؛ تكامل در انتهاست؛ هيچ چيز كامل نيست؛ يك معادله با سه مجهول. (نامشخص)
آنان كه زندگاني را بستري
آنان كه زندگاني را بستري از گلهاي سرخ مي دانند، هميشه از خارهاي آن شكايت دارند. (نامشخص)
آنان كه از نژاد روانها
آنان كه از نژاد روانها نژاده اند هيچ چيز را رايگان نمي خواهند، بالاتر از همه زندگي را. (نيچه)
آن كه هميشه ايثار مي كند
آن كه هميشه ايثار مي كند در خطر از كف دادن آزرم است. آن كه هميشه قسمت مي كند، دل و دست اش از قسمتگري…
آن كه محبت بيند و
آن كه محبت بيند و گردنكشي كند، آن است كه نمك را مي خورد و نمكدان را مي شكند. (نامشخص)
آن كه در نام و صورت
آن كه در نام و صورت نباشد و هيچ چيز را از آن خويش نخواند، آزرده نگردد. (بودا)
آن كه پيش از اين به
آن كه پيش از اين به خطرها نميانديشيد و سپس هشيار گشت، اين جهان را روشني بخشد، چون ماه كه از پشت ابرها بيرون آيد….
آن كه انديشه آموخته است
آن كه انديشه آموخته است، چون گاو كهنسال گردد، تنش ببالد، ولي دانش او نه. (بودا)
آن كس كه نيك ميانديشد
آن كس كه نيك ميانديشد يا بد، بيگمان «دين» و گفتار و كردار خود را نيز [چنان خواهد كرد] و خواهش او پيرو گزينش آزادانهي…
اشتباه را محكوم كن نه
اشتباه را محكوم كن نه آنكه را اشتباه از او سر زده است. (ويليام شكسپير)





