قاموس سخن
اگه چيزي براي كشف كردن
اگه چيزي براي كشف كردن نبود، دنيا خيلي يهنواختُ خستهكننده ميشد. (مارك تواين)
اگر وقتي را كه تنبلها
اگر وقتي را كه تنبلها صرف پايين آوردن مردم مي كنند، صرف بالابردن خود مي كردند، زودتر به مقصود مي رسيدند. (تن)
اگر همهي آنان كه
اگر همهي آنان كه ميگويند عاشقند، در كردار هم چنين ميبودند، دنيا بسيار بهتر از آن كه هست، ميشد. (لئوبوسكاليا)
اگر هر كس همه كس را دوست
اگر هر كس همه كس را دوست مي داشت، همه كس صاحب دنيا مي شد. (فريدريش شيلر)
اگر نويسندگان را از
اگر نويسندگان را از گذاشتن نام خود بر روي كتابي كه نوشته اند، بازدارند، هيچ يك، نوشتن حتي يك جمله را آغاز نخواهند كرد. (كريستين…
اگر نقاشي نتواند از عهده
اگر نقاشي نتواند از عهده ي اجراي اين معجزه برآيد كه وصفي مادي را تبديل به صورتي انتزاعي كند، وي نه مقام نقاشي دارد و…
اگر نتوانيم آزاد زندگي
اگر نتوانيم آزاد زندگي كنيم، بهتر است با آغوش باز از مرگ استقبال كنيم. (گاندي)
اگر ميخواهيد در زندگي،
اگر ميخواهيد در زندگي، آرامش و آسايش داشته باشيد، بايد شيفتگيتان بسيار، ولي وابستگيتان كم باشد. (جك كانفيلد)
اگر مي دانستيم كه هر آن
اگر مي دانستيم كه هر آن ممكن است دست روزگار ما را از هم جدا كند، مهربانتر از اين با هم رفتار مي كرديم. (حجازي)
اگر مي خواهيد زندگي تان
اگر مي خواهيد زندگي تان كامروا، شاد، سرشار، معنادار و لبريز از ماجرا باشد، به سادگي با آن همراه شويد. (ريچارد تمپلر)
اگر مي خواهيد اسكي باز
اگر مي خواهيد اسكي باز خوبي بشويد، بايد آسايش خود را با برآشفتگي جابهجا كنيد و اين را فداي آن نماييد. (نامشخص)
اگر مي خواهي براي يك روز
اگر مي خواهي براي يك روز در شكنجه باشي مهمان دعوت كن. اگر مي خواهي يك سال عذاب بكشي پرنده نگه دار و اگر مي…
اگر معناي عشق را مي
اگر معناي عشق را مي فهمم، همه از براي تو است. (هرمان هسه)
اگر مراقب سلامتي خود
اگر مراقب سلامتي خود نباشيد، به سختي مي توانيد از عواطف خود بهره مند گرديد. (آنتوني رابينز)
اگر ما چيزي را مي
اگر ما چيزي را مي خواهيم، از آن جهت نيست كه دليلي بر آن پيدا كرده ايم، بلكه چون آن را مي خواهيم، برايش دليل…
اگر گلابي مي خواهي آن
اگر گلابي مي خواهي، آن را روي درخت گلابي جستجو كن، نه روي درخت نارون. (مثل لاتين)
اگر كسي نه در وقت ضرورت
اگر كسي نه در وقت ضرورت سخن گفت قدرش شكسته مي شود. (بزرگمهر)
اگر كسي در راه رسيدن به
اگر كسي در راه رسيدن به آرزو قدم بردارد، پيوسته از لذت وصال برخوردار است. (ناشناس)
اگر كسي از من يك اسكناس
اگر كسي از من يك اسكناس صد ريالي بخواهد، شايد بگويم نه، ولي اگر از من بخواهد آموزههاي خود را در اختيار او بگذارم، با…
اگر قلب توان تفكر مي
اگر قلب توان تفكر مي داشت از تپيدن باز مي ايستاد. (فرناندو پسوا)
اگر فقط به اندازهي
اگر فقط به اندازهي كافي كمك كنيد تا ديگران هر آنچه ميخواهند به دست آورند، شما هم به آنچه در زندگي ميخواهيد ميرسيد. (جك كانفيلد)
اگر عدم خشونت قانون
اگر عدم خشونت، قانون هستي ماست، پس آينده از آن زنان است. (گاندي)
اگر شما در انديشهي
اگر شما در انديشهي آيندهتان نباشيد، آيندهاي نخواهيد داشت. (هنري فورد)
اگر شروع به قضاوت كردن
اگر شروع به قضاوت كردن در مورد مردم بكني، وقت پيدا نمي كني كه آنها را دوست داشته باشي. (مادر ترزا)
اگر شاد باشي زمان
اگر شاد باشي، زمان معنايي نخواهد داشت، زمان از ميان خواهد رفت. (اشو)
اگر زندگي پيش بيني پذير
اگر زندگي پيش بيني پذير مي بود، مكانيكي مي شد. زندگي پيش بيني پذير نيست، هميشه با شگفتي همراه است و تو هر قدر هشيارتر…
اگر روشهاي ساده تر
اگر روشهاي ساده تر مؤثرند هرگز آنها را به روشهاي پيچيده تبديل نكنيد. (نامشخص)
اگر راهش را بداني هر
اگر راهش را بداني هر سخني مي توان گفت، وگرنه هيچ؛ ظرافت در دانستن آن راه است. (جرج برنارد شاو)
اگر دو کار مهم را پيش رو
اگر دو کار مهم را پيش رو داريد، اول کاري را که بزرگتر، سخت تر و مهمتر است، انجام بدهيد. خود را موظف کنيد که…
اگر دست تقدير و سرنوشت
اگر دست تقدير و سرنوشت را از ياد ببريم، پس از پيشرفت نيز افسرده و رنجور خواهيم شد. (ارد بزرگ)
اگر در شهري دارايي و
اگر در شهري، دارايي و توانگري ارجمند شمرده شود، البته به همان نسبت از بزرگداشت نيكي و نيكوكاران كاسته ميشود. (افلاطون)
اگر در باطن انسان ذره
اگر در باطن انسان، ذره اي واكنش هيجاني نسبت به شرايط ناهماهنگ وجود نداشته باشد، آن شرايط براي هميشه از سر راه او كنار مي…
اگر خودم در انديشه ي
اگر خودم در انديشه ي خودم نباشم، چه كسي خواهد بود؟ ولي اگر تنها در انديشه ي خودم باشم، چه هستم؟ (نامشخص)
اگر خواهي رازت به جاي
اگر خواهي رازت به جاي خود ماند، راز نگهدار باش. (نامشخص)
اگر خداوند لحظه اي
اگر خداوند، لحظه اي فراموشش شود و مرا عروسكي پارچه اي بپندارد و اگر چنين باشد كه براي مدت كوتاهي باز عمري ارزاني ام دارد،…
اگر چهار زانو بنشينيم
اگر چهار زانو بنشينيم، همه كس را بسيار بزرگ و بلندمرتبه ميبينيم. پس بهتر است برخيزيم و آنگاه بنگريم. (نامشخص)
اگر توجه كنيم كه نيروي
اگر توجه كنيم كه نيروي جوانان بي صبرانه در انتظار انفجار و آزاد شدن است، ديگر از اينكه تصميم گيريهاي آنان فاقد ظرافت كافي و…
اگر تنها براي پول كار
اگر تنها براي پول كار كنيد، هيچگاه خوشبخت نميشويد و احتمالاً پول چنداني هم به دست نميآوريد. (هنري تورئو)
اگر پيوسته ورد زبانتان
اگر پيوسته ورد زبانتان باشد كه شرايط، بد است، هيچ بعيد [=دور از ذهن] نيست كه پيشگو شويد. (نامشخص)
اگر بينديشيد كه مي
اگر بينديشيد كه مي توانيد كاري را انجام دهيد، يا مي انديشيد كه نمي توانيد آن را انجام دهيد، در هر دو صورت، حق با…
اگر به كم قانع نباشيد به
اگر به كم قانع نباشيد به زياد هم قانع نخواهيد شد. (جان د راكفلر)
اگر به ديگران قوانين
اگر به ديگران، قوانين خود را نگوييد، نبايد اميد داشته باشيد كه آنان بر پايه ي قوانين شما رفتار كنند. (آنتوني رابينز)
اگر به انسان ها شخصيت و
اگر به انسان ها شخصيت و فرصت ابراز عقيده و پاداش و امكان مشاركت بدهيد، رشد خواهند كرد و انديشه هاي ناب خود را بيرون…
اگر بنا باشد كه اهل رحم
اگر بنا باشد كه اهل رحم باشم، نخواهم كه آن را بر زبان آورم و رحم آوردن ام همان به كه از دور باشد. (نيچه)
اگر براي زمان نميتوانيم
اگر براي زمان نميتوانيم برنامهريزي كنيم، براي خودمان كه ميتوانيم. (نامشخص)
اگر بخواهيم كسي را در
اگر بخواهيم كسي را در عشق شريك كنيم، كارآمدترين ترفند، اين است كه تا آنجا كه ميتوانيم عاشق خوبي باشيم و بگذاريم ديگر كارها خود…
اگر بخواهي بر عالم
اگر بخواهي بر عالم فرمانروا باشي بايد عقل بر تو حاكم باشد. (سه نهك)
اگر بتوان انسانها را به
اگر بتوان انسانها را به گروههاي گوناگون تقسيم كرد، به يقين، اين گروه بندي بايد بر مبناي گرايش هاي ژرف و بنيادين آنها باشد؛ گرايش…
اگر با گذشت كردن كسي
اگر با گذشت كردن، كسي كوچك مي شد، خدا تا اين اندازه بزرگ نبود! (نامشخص)
اگر آنقدر ضعيف و ناتوان
اگر آنقدر ضعيف و ناتوان نبودم كه براي زنده ماندن خود ناگزير به كوشيدن باشم، هرگز نمي توانستم به چنين كارهايي دست بزنم و به…
اگر انسان تنها در
اگر انسان تنها در روزهايي كار كند كه همه چيز بر وفق مراد است در عمرش كاري از پيش نمي برد. (نامشخص)
اگر آموزش چيزي را پيش از
اگر آموزش چيزي را پيش از پنج سالگي آغاز كنيد و با وقار و آرامش فراوان آن را به گونه اي مداوم تكرار كنيد براي…
اگر استعداد داريد اما
اگر استعداد داريد، اما تلاش و تحرك شما به جايي نمي رسد، احتمالا بر خود مسلط نيستيد. (جان ماكسول)
اگر از دوست خود جدا شدي
اگر از دوست خود جدا شدي، مبادا كه بر جدايي اش افسرده و غمين گردي؛ زيرا آنچه از وجود او در تو دوستي و مهر…
اگر اراده اي نباشد عشقي
اگر اراده اي نباشد عشقي در كار نيست. (ماهاتما گاندي)
اگر احساس قدرت كنيم
اگر احساس قدرت كنيم، كارهايي از ما ساخته است كه در حالت ترس و ضعف و خستگي از ما بر نمي آيد. (آنتوني رابينز)
اكنون در هر كشوري مردم
اكنون در هر كشوري مردم تصور مي كنند كه خودشان بهتر و باهوش ترين مردمانند و ديگران به خوبي و شايستگي ايشان نيستند. (جواهر لعل…
اقبال در خانه ات را
اقبال، در خانه ات را بكوفت و تو غافلانه در به رويش نگشودي. اما نگران مباش، فرشته ي اقبال دلي مهربان دارد و باز هم…
افسوس كه پيش بيني هاي
افسوس كه پيش بيني هاي بشر در كار آينده، ناگزير از رخ دادن نيست و حتي درباره ي يكي از آنها هم نمي توان به…
افرادي هستند كه نور چشمي
افرادي هستند كه نور چشمي شانس و اقبالند و هر زمان سقوط مي كنند، مانند گربه روي دو پا بر زمين مي نشينند. (كولتون)
افراد و مديرانشان براي
افراد و مديرانشان براي اطمينان از انجام درست كارها به ميزاني سخت كار مي كنند كه هرگز وقت ندارند ببينند آيا كارهاي درست را انجام…
افراد سست اراده هميشه
افراد سست اراده هميشه منتظر معجزه ها و رويدادهاي شگفت انگيزند، اما افراد قوي، خود، آفريننده ي معجزه ها و رويدادهاي شگفت انگيز هستند. (ژان…
افراد براي زندگي كردن
افراد براي زندگي كردن، بنيان زندگي را فراموش كرده اند. (نامشخص)
آفت دعاها باز ناگفتن
آفت دعاها، باز ناگفتن است. آفت خانهها، بازنساختن است. آفت منش، تنبلي است. آفتِ نگاهبان، بيفكري است. (بودا)
اعتماد به تدريج مي آيد و
اعتماد به تدريج مي آيد و يكجا مي رود. (نامشخص)
اصول و بنيادها را فرا
اصول و بنيادها را فرا گير تا به چگونگي شكستن آنها به گونه اي شايسته آگاه باشي. (دالاي لاما)
اشك چشمي را خشكاندن بيش
اشك چشمي را خشكاندن، بيش از آن مايه شهرت و افتخار است كه درياي خون به راه انداختن. (بايرون)
اشخاص جدي و فعال طوري به
اشخاص جدي و فعال طوري به كار عادت مي كنند كه بيكاري باعث صدمه و عذاب آنان مي گردد و اگر بر حسب اتفاق از…
آن كس كه خود را عميق مي
آن كس كه خود را عميق مي داند تلاش مي كند كه واضح و شفاف باشد. (نيچه)
با شكستها و پيروزيهاي
با شكستها و پيروزيهاي خود، شاد باشيد. بكوشيد در بازيها، برابر نشويد، بهتر شويد. (استيو چندلر)
با رشد يقين و اطمينان
با رشد يقين و اطمينان، شادماني رشد مي يابد و با رشد شك و ترديد، تنش، بي قراري و بدبختي. شك و ترديد در نهايت…
با خود و ديگران روراست
با خود و ديگران، روراست باشيد. (پرمودا باترا)
با توجه به اينكه
با توجه به اينكه بازيهاي زندگي هميشه يا در حالت كنش است يا واكنش، شما بايد پيوسته، زندگي خود را در راستاي كنش بگذاريد، نه…
با پول مي توان جسم و حتي
با پول مي توان جسم و حتي كمي از احترام ديگران را خريد، ولي عشق را نمي توان. (لئوبوسكاليا)
با انديشه آشفته دانش
با انديشه آشفته دانش آموختن، در گردباد آتش افروختن است. (نامشخص)
اينكه مطلقاً
اينكه مطلقاً [ =به تمامي ]، خودمان بمانيم، كاري بس دشوار است. (كريستين بوبن)
اينكه بگذاريد زندگي شما
اينكه بگذاريد زندگي، شما را به پيش ببرد، بيمسئوليتي است. آفرينش روزهاي زندگي، حق خدادادي شماست. (جك كانفيلد)
آينده متعلق به افراد با
آينده متعلق به افراد با قابليت است. (برايان تريسي)
اين همه راه را تا ماه
اين همه راه را تا ماه پيموده و بر مي گرديم، ولي براي گذر از يك خيابان و ديدار همسايه ي تازه با دشواري روبرو…
اين ماييم كه فكر خود را
اين ماييم كه فكر خود را محدود مي سازيم و در نتيجه، زندگي ما محدود مي شود. (آنتوني رابينز)
اين طبيعي است كه از
اين طبيعي است كه از مبادله ي همه ي آنچه كه توانسته ايم به دست آوريم، با يك رويا بترسيم. (پائولو كوئيلو)
اين خواست خداوند است كه
اين خواست خداوند است كه آرزوي درست دل هر انساني را برآورد. چه بسيار پيش آمده كه آدمي با ديدن عيبهاي خودش در ديگران شفا…
اين باور كه يك شخص مي
اين باور كه يك شخص مي تواند به تنهايي كار بزرگي انجام دهد، افسانه اي بيش نيست. (جان ماكسول)
ايمان دانستن راز جهان
ايمان، دانستن راز جهان هستي نيست، بلكه باور پابرجا به اين امر است: رازي وجود دارد كه باشكوه تر از ما است. (نامشخص)
ايده ها در زندگي ما نقش
ايده ها در زندگي ما نقش اول را دارند، هركس به اندازه ي ايده هايش مي ارزد. (نامشخص)
آيا مي خواهيد حرفهاي شما
آيا مي خواهيد حرفهاي شما را باور كنند؟ از خود سخن نگوييد. (بلز پاسكال)
آيا از بخشندگي و مهرباني
آيا از بخشندگي و مهرباني كه نخستين ويژگي هاي خداوند است، در ما نشاني هست؟ (ارد بزرگ)
اي كاش كسي مي آمد و
اي كاش كسي مي آمد و تاريخ تراژيك ادبيات را تهيه مي كرد تا نشان دهد ملتهايي كه بزرگترين نويسندگان و هنرمندان از آنها برخاسته…
اي پسر من نيکو کار باش
اي پسر من نيکو کار باش نه بدکار زيرا زندگاني انسان جاودان نيست و هيچ چيز از کردار نيک لازمتر نمي باشد (کورش کبير)
اولين وظيفه گرفتن حق
اولين وظيفه، گرفتن حق خود از زندگي است. (آرتور شوپنهاور)
اوج كارآمدي مديريت اين
اوج كارآمدي مديريت اين است كه فرد بداند به چه ميزان و در كجا بايد از قدرت خود بهره گيرد. (منتسكيو)
آهن آهن را تيز مي كند و
آهن، آهن را تيز مي كند و آدم، آدم را. (نامشخص)
آه بر چه ملال ها بايد
آه، بر چه ملال ها بايد چيره شد و چه مايه عرق بايد ريخت تا آدمي بتواند رنگهاي خودش، قلم موي خودش و بوم خودش…
انگيزهي نابودي آنچه
انگيزهي نابودي آنچه بدان خو گرفتهايم، “ترس” است، ولي انگيزهي جابهجايي آن، عشق به آينده است و بر مبناي آن گونه از نوآوري است كه…
آنگاه كه چيزي جز عشق
آنگاه كه چيزي جز عشق برايتان نمانده، تازه درمييابيد كه ديگر به چيزي نيازمند نيستيد. (نامشخص)
آنكه در درون آرامش دارد
آنكه در درون آرامش دارد، پندار و گفتار و كردار آرام نيز دارد. (بودا)
آنكس كه شادي خويش جويد
آنكس كه شادي خويش جويد و باشندگاني را كه شادي آرزو كنند شكنجه كند يا كُشَد، پس از مرگ، شادي نيابد. (بودا)
انسانيت نيازمند حقيقت
انسانيت نيازمند حقيقت است. (فرانسيس بيكن)
انسانهايي كه صرفاً مقلد
انسانهايي كه صرفاً مقلد هستند، در نهايت يك كپي و يا درجه دومي از مورد تقليد خود خواهند شد. (ديل كارنگي)
انسانها نه به نسبت تجربه
انسانها نه به نسبت تجربه هاي خود، بلكه به نسبت ظرفيتي كه براي تجربه كردن دارند عاقل هستند. (جرج برنارد شاو)





