قاموس سخن
آنگاه كه به جستجوي خرد
آنگاه كه به جستجوي خرد روي، هوشمندي و آنگاه كه گمان كني آن را يافتهاي، ناداني. (نامشخص)
آنكه ثروت خود را باخت
آنكه ثروت خود را باخت زياد باخته است، ولي آنكه شهامت خود را باخت پاك باخته است. (ميگوئل سروانتس ساآودِرا)
آنكس كه آرزومند و
آنكس كه آرزومند و انديشمند بود، به خوشي بسيار رسد. (بودا)
انسانيت بايستي روزگاري
انسانيت بايستي روزگاري درختي شود كه بر سراسر زمين سايه افكند، با ميلياردها شكوفه اي كه مي بايد همه در كنار يكديگر ميوه شوند و…
انسانهاي ماندگار به چيزي
انسانهاي ماندگار به چيزي جز آرمان نمي انديشند. (ارد بزرگ)
انسانها را آنگونه كه
انسانها را آنگونه كه هستند بخواهيم نه آنگونه كه مي خواهيم. (ارد بزرگ)
انسانها از كوه سبز زندگي
انسانها از كوه سبز زندگي بالا مي روند تا در قله ي منجمد آن جان سپارند. (ژان پل)
انسان هميشه به دليل
انسان هميشه به دليل اينكه طرحهاي بيشماري دارد، هوشمند به شمار نميآيد؛ همان گونه كه كسي نميتواند ژنرال خوبي باشد چون شمار زيادي سرباز دارد….
انسان هر زمان از
انسان، هر زمان از پيشامدِ آينده درباره ي خود انديشيد و از آن، بيم و هراس در خاطرش نِشاند، آن خطر، زودتر او را تعقيب…
انسان نمي تواند چيزي را
انسان نمي تواند چيزي را به ذهن بسپارد مگر اينكه آن را درك كند؛ بنابراين بايد آن را فرا بگيرد؛ اما تنها زماني مي توان…
انسان موفق كسي است كه با
انسان موفق كسي است كه با آجرهايي كه به سوي او پرتاب كرده اند، بناي محكمي بسازد. (نامشخص)
انسان گرگ انسان است
انسان، گرگ انسان است. (نامشخص)
انسان زماني كه همواره به
انسان زماني كه همواره به گونه اي عميق مشغول است از هر گونه گرفتاري رها است. (نيچه)
انسان در مزهي گيراي
انسان در مزهي گيراي ماجراهاي بلندپايه و پيروزمندانه و در كارهاي نوآورانه است كه، شادي نهايي را مييابد. (آنتوان دوسنت اگزوپري)
انسان خطاي آموزگارش را
انسان خطاي آموزگارش را نشناسد، تا آنكه اختلاف [و ديگر نظرات] را بشناسد . (نامشخص)
انسان تنها هنگامي كه
انسان تنها هنگامي كه سالخورده است مي تواند باورهاي جماعت، افكار عمومي و آينده را ناديده گيرد. انسان سالخورده با مرگ قريب الوقوع خود تنها…
انسان به هر ميزان از
انسان به هر ميزان از مقام برتري برخوردار باشد، بايد به همان نسبت از بسياري از چيزها چشم پوشي كند. (فرناندو پسوا)
انسان بزرگ در جستجوي حق
انسان بزرگ در جستجوي حق است و انسان پست به دنبال منفعت. (كنفوسيوس)
انسان بايد سرنوشت خود را
انسان بايد سرنوشت خود را برگزيند، نه اينكه آن را بپذيرد. (پائولو كوئيلو)
انسان با چشمهايش نيز مي
انسان با چشمهايش نيز مي شنود. (نيچه)
انسان آزاد متولد شده و
انسان آزاد متولد شده و آزاد است. چه مي شد اگر با زنجير به دنيا مي آمد؟ (فريدريش شيلر)
انديشيدن نگاهي است در
انديشيدن، نگاهي است در ژرفناي يك چاه، كه سطلي را آويخته به زنجير در آن رها مي كنيم و شادمانه مي خواهيم آن را در…
انديشه و هوش بايد همان
انديشه و هوش بايد همان گونه كه درخت دبق بر جاي درخت بلوط مرده مي رويد، به روي پيري و كهولت گل فشاني كند. (مونتني)
انديشه هاي زيبا زيبا
انديشه هاي زيبا زيبا آفرين است. وقتي افكار زيبا داشتي، اثر زيبا مي آفريني. (نامشخص)
انديشه دريايي است كه
انديشه، دريايي است كه مرواريد آن فلسفه و فرزانگي است. (نامشخص)
اندوه نخست مغز را از
اندوه، نخست مغز را از بين مي برد و سپس جسم را. (مثل هندي)
آنچه هستيد هدفتان
آنچه هستيد، هدفتان نباشد، بلكه آنچه كه ميتوانيد بشويد را هدف قرار دهيد. (نامشخص)
آنچه مهم است كيفيت
آنچه مهم است، كيفيت زندگي است، نه عمر دراز. (آنتوني رابينز)
آنچه كه هستي هديه ي
آنچه كه هستي هديه ي خداوند به توست و آنچه كه مي شوي هديه ي تو به خداوند است؛ پس بي نظير باش. (نامشخص)
آنچه كه اهميت دارد پيدا
آنچه كه اهميت دارد، پيدا كردن نيست، بلكه افزودن و اضافه كردن آن چيزي است كه پيدا مي شود. (نامشخص)
آنچه سرانجام به زندگي
آنچه سرانجام به زندگي انسان شكل ميبخشد و سرنوشت او را رقم ميزند، ارادهي او براي انجام كارهاست. (آنتوني رابينز)
آنچه را كه ما زيبايي
آنچه را كه ما زيبايي طاووس يا زيبايي گل ساعت مي ناميم بايد همان ويژگي باشد كه بدون آن، طاووس و گل ساعت نتوانند چنانكه…
آنچه را كه آدمي در
آنچه را كه آدمي در ديگران سرزنش مي كند، به راستي، به سوي خود مي كشد. (فلورانس اسكاول شين)
آنچه در انسان بزرگ است،
آنچه در انسان بزرگ است، اين است كه او پل است نه غايت. (نيچه)
آنچه پس از كسب شناخت
آنچه پس از كسب شناخت ميآموزي، اهميت دارد. (نامشخص)
آنچه انسان را به آواز
آنچه انسان را به آواز خواندن برميانگيزاند، همان آواز خواندن است. (استيو چندلر)
انجام كاري كه براستي از
انجام كاري كه براستي از آن لذت مي بريد رمز عملكرد عالي است. (برايان تريسي)
آنجا كه ديگر نمي توان
آنجا كه ديگر نمي توان عشق ورزيد بايد آن را گذاشت و گذشت! (نيچه)
انبوهي از برنامه هاي
انبوهي از برنامه هاي سازماني را كه من ديده ام همانند آيين هاي رقص بارانند، به هيچ وجه تأثيري بر هواي پس از آن ندارند،…
آنان كه خود را باور
آنان كه خود را باور دارند و لحظه [=دَم] را باور ميكنند، از زندگي لذت فراوان ميبرند. آنان آموختهاند كه گذشته، انبان خاطرههاست نه انبار…
آن نعمت نصيب ماست كه
آن نعمت نصيب ماست كه قدرش را مي دانيم، وگرنه از صورت زيبا براي كور چه حاصل؟ (ويليام تن)
آن كه نفس خود را بالاتر
آن كه نفس خود را بالاتر و برتر از آنچه كه هست داند، هرگز به سر حد كمال نرسد. (نامشخص)
آن كه صد سال بدكار و
آن كه صد سال بدكار و ناخويشتندار زيَد، زندگي يكروزهي مرد فرزانه و انديشمند بهتر از آن صد سال است. (بودا)
آن كه در آموختن جهد نمي
آن كه در آموختن جهد نمي كند، هرگز نبايد در انجمن دانايان لب به گفتار بگشايد. (بزرگمهر)
آن كه بيش از اندازه
آن كه بيش از اندازه محتاط است بسيار كم كار انجام مي دهد. (شيللر)
آن كه از سر عشق ازدواج
آن كه از سر عشق ازدواج كند، بايد در اندوه زندگي كند. (ضرب المثل اسپانيايي)
آن كس كه مي تواند از بدي
آن كس كه مي تواند از بدي جلوگيري نمايد و با وجود اين چنين نمي كند، خود دستيار كسي است كه بدي مي كند. (نامشخص)
آن كس كه با سهل انگاري
آن كس كه با سهل انگاري مي نويسد، در وهله اول ثابت مي كند كه خودش هم ارزش چنداني براي افكارش قايل نيست. (آرتور شوپنهاور)
آن دم كه محسور ناشناخته
آن دم كه محسور ناشناخته شوي، ديگر پاياني بر اين زيارت نيست، سفري است بي انتها، بي پايان، هميشه در راه؛ سفري خستگي ناپذير. (اشو)
اميد و روياي يك مرد عمل
اميد و روياي يك مرد عمل اين است كه در زمانهاي بي نهايت دشوار و در موارد پيچيده و سخت، نسبت به ادراك حيواني و…
اميد آهستگي و ملايمت
اميد، آهستگي و ملايمت زندگي را روشن و شيرين مي كند، خشم و تيزي مايه ي رنج و بلا است. آهسته رو از عيب جويي…
امور مهمه هرگز به دور از
امور مهمه هرگز به دور از خطر نيست و چنان كه ميگويند، دشواري، شرط هر چيز زيباست. (افلاطون)
امروزه همه مي دانند كه
امروزه همه مي دانند كه تحمل انتقاد نشانه بارز فرهنگ است. (نيچه)
امروز او فقير است اما
امروز او فقير است، اما نه به اين دليل كه همه چيزش را گرفته اند، بلكه به اين دليل كه همه چيز را دور ريخته…
الماس نتيجه ي فشار بيش
الماس، نتيجه ي فشار بيش از حد است. فشار كمتر، بلور و كمتر از آن، زغال سنگ پديد مي آورد. اگر باز هم فشار كمتر…
اگرچه پنهان كردن رنج به
اگرچه پنهان كردن رنج، به نيرنگ و تردستي، روا نيست، اين راه در سنجش، شگردي پسنديده تر است. (كريستين بوبن)
اگر هنر يكسره مبتني بر
اگر هنر يكسره مبتني بر مشاهده و ابتكار هنرمند بود، كلمه ي “سنت” مفهومي نمي يافت. اما از سوي ديگر، بدون ميزان بسيار كمي از…
اگر همه ي صدقات تنها از
اگر همه ي صدقات تنها از سر همدردي داده مي شد، همه ي گدايان مدتها پيش يكجا از گرسنگي مي مردند. (نيچه)
اگر هر روز به سراغ درختي
اگر هر روز به سراغ درختي تنومند بروي و با تبري تيز، پنج ضربه به آن بزني، سرانجام، هر اندازه هم كه بزرگ و تنومند…
اگر نمي توانيم همه ي
اگر نمي توانيم همه ي رنجها را از بين ببريم، [ دست كم ] مي توانيم برخي از آنها را از بين برده و برخي…
اگر نسبت به خود زياد
اگر نسبت به خود، زياد سخت گير باشيد، بي گمان، نسبت به ديگران نيز سخت گير خواهيد بود. (آنتوني رابينز)
اگر نتواني بخندي بسياري
اگر نتواني بخندي، بسياري از چيزها را از دست دادهاي. (پرمودا باترا)
اگر ميخواهيد به هدفي
اگر ميخواهيد به هدفي والا برسيد، بايد از فرصتها بهره بگيريد. (نامشخص)
اگر مي خواهيم آرامش
اگر مي خواهيم آرامش پايدار بماند، بايد دانش را رابط بين الملل بدانيم. (روزولت)
اگر مي خواهيد در زندگي
اگر مي خواهيد در زندگي كامياب شويد، بدانيد چه مي كنيد، به كار خود باور داشته باشيد و بدان عشق بورزيد. (زيگ زيگلار)
اگر مي خواهي كسي را بزرگ
اگر مي خواهي كسي را بزرگ كني، پيوسته از او به دشمني ياد كن. (ارد بزرگ)
اگر مي بيني كسي به روي
اگر مي بيني كسي به روي تو لبخند نمي زند، علت را در لبان فروبسته خود جستجو كن. (نامشخص)
اگر مرگ حق است دل بر
اگر مرگ حق است، دل بر جهان نهادن عين ناداني است. (بزرگمهر)
اگر مجبور نبوديم در راه
اگر مجبور نبوديم در راه شناخت بر بسياري از شرم ها چيره شويم، كشش آن بسيار اندك بود. (نيچه)
اگر ما به درستي خود را
اگر ما به درستي، خود را بشناسيم و نيروها، تواناييها، منابع [=سرچشمهها]، عمق [=ژرفاي] احساس، حس شوخطبعي و نيكيهاي بيهمتاي خود را كشف كنيم، آنگاه،…
اگر گاه واكنش هاي احساسي
اگر گاه واكنش هاي احساسي تند نشان مي دهيد، اولين كاري كه بايد بكنيد اين است كه حرفهايي را كه نبايد بزنيد، نزنيد. (جان ماكسول)
اگر كسي را دوست داشته
اگر كسي را دوست داشته باشيد و شاد نباشيد، به راستي، ارزش آن عشق را انكار و نفي كردهايد. (استيو چندلر)
اگر كسي به راستي از
اگر كسي به راستي از شايستگي خود، بهره گرفته و سخت كار كند، همه چيز امكانپذير است. (كيم وو چونگ)
اگر كس در انجام نيكي
اگر كس در انجام نيكي سُستي ورزد، انديشهاش از بدي شادمان گردد. (بودا)
اگر قرار است زندگي خود
اگر قرار است زندگي خود را براي چيزي خرج كنيم، بهتر است كه آن را خرج لطافت يك لبخند و يا نوازشي عاشقانه كنيم. (ويليام…
اگر فرصت بر در نمي كوبد
اگر فرصت بر در نمي كوبد، دري بساز. (نامشخص)
اگر عادت كنيد كه كارهاي
اگر عادت كنيد كه كارهاي مهم را به فردا واگذاريد، ساعتهاي كاميابي و پيروزي شما هم به تاخير ميافتد. (پرمودا باترا)
اگر شما به خودسازي
اگر شما به خودسازي، نوآوري، پيشرفت و دگرگوني باور داشته باشيد، بايد بدانيد كه براي به دست آوردن آنها، هيچ چيز بهتر از چشم و…
اگر شرافتم را از دست
اگر شرافتم را از دست بدهم، وجودم را از دست داده ام. (ويليام شكسپير)
اگر سرگرم كاري هستيد كه
اگر سرگرم كاري هستيد كه پيش تر هم به آن مي پرداختيد، بدانيد خواسته هايي را به چنگ مي آوريد كه پيش تر به دست…
اگر زن درصدد تلاش و كوشش
اگر زن درصدد تلاش و كوشش مجدد براي دور كردن مرد از شغل اش برآيد، جز اينكه كينه و بغض مرد را به خود متوجه…
اگر روزي به چيزي نيازمند
اگر روزي به چيزي نيازمند شدي، به ملك و مال و ديگر اسباب حشمت و بزرگي خويش مناز، به كار و پيشه اي بپرداز كه…
اگر ذهن كه بر بدن
اگر ذهن، كه بر بدن فرماندهي ميكند، به گونه اي خود را فراموش كند كه انگار بر بردهي خود لگد ميزند، برده كه هرگز آن…
اگر دليل كافي داشته باشي
اگر دليل كافي داشته باشي به هر كاري توانا خواهي شد. (جيم ران)
اگر دريابي امروز به
اگر دريابي امروز به اندازهاي كه ديروز گمان ميكردي، خردمند نيستي، امروز خردمندتري. (نامشخص)
اگر در زمان حال باشي
اگر در زمان حال باشي، زندگي تبديل به جشني هميشگي مي شود، به عيدي بزرگ؛ چون هميشه در لحظه اي كه در آن زندگي مي…
اگر دانشي در من وجود
اگر دانشي در من وجود داشته باشد، چنين است: هنر وجود داشتن به تمامي و با دقتي بي نهايت و استوار. (كريستين بوبن)
اگر خودتان بخواهيد به
اگر خودتان بخواهيد، به شما كمك خواهند كرد. (جك كانفيلد)
اگر خواهان شادي هستيد
اگر خواهان شادي هستيد، بايد با تلاش بسيار كار كنيد. (زيگ زيگلار)
اگر حسادت ويژگيهاي سوختن
اگر حسادت ويژگيهاي سوختن را داشت، نياز به هيچ سوخت ديگري نبود. (مثل يوگوسلاوي)
اگر چه افسون مار خوب
اگر چه افسون مار خوب بداني ولي دست به مار نزن تا تو را نگزد (کورش کبير)
اگر تو قلبت را خوب
اگر تو قلبت را خوب بشناسي، هيچ وقت تو را غافلگير نخواهد كرد؛ چون تو آرزوها و روياهايش را خواهي شناخت و مي تواني آنها…
اگر تمام شب براي ديدن
اگر تمام شب براي ديدن خورشيد گريه كني لذت ديدن ستاره ها را از دست خواهي داد! (ويليام شكسپير)
اگر پول در جيب نداري
اگر پول در جيب نداري، عسل دردهان داشته باش. (مثل يوناني)
اگر بي خبر باشيم بي
اگر بي خبر باشيم، بي گناه هستيم؟ آيا آدم ابلهي كه بر اريكه ي قدرت تكيه زده است، تنها به بهانه ي ناداني، از هر…
اگر به شما عشق ورزيده مي
اگر به شما عشق ورزيده مي شود، عشق بورزيد و شايسته اين عشق باشيد. (بنجامين فرانكلين)
اگر به دنياي درونت حكومت
اگر به دنياي درونت حكومت كني، خوشبخت هستي. (بودا)
اگر به اجبار از چيزي
اگر به اجبار از چيزي خشنود شوم آن چيز هميشه برايم رخ خواهد داد؛ چرا كه براي من قناعت [ =بسنده كاري ] به معناي…
اگر بكوشي و در پي نصيبي
اگر بكوشي و در پي نصيبي حتي براي خود باشي، بدان كه صالحي. (جبران خليل جبران)
اگر براي تو آسان نيست كه
اگر براي تو آسان نيست كه تنها زندگي كني، پس برده به دنيا آمده اي. (فرناندو پسوا)





