قاموس سخن
براي اينكه زيبايي رخسار
براي اينكه زيبايي رخسار، روشني كلام، نيكي و استواري منش برجا بماند، سايه نيز همان اندازه ضروري است كه نور. (نيچه)
براي اينكه بتوانيد پرنده
براي اينكه بتوانيد پرنده رسم كنيد، بايد پرنده باشيد. (نامشخص)
براي ايمان داشتن بايد
براي ايمان داشتن بايد حصار پيشداوري ها را برچيد. (پائولو كوئيلو)
براي آنكه بتوانيم از
براي آنكه بتوانيم از حكمت خود برخوردار گرديم بايد گهگاه از ديوانگي خود بهره مند شويم. (نيچه)
براي افشاندن نور دو راه
براي افشاندن نور، دو راه بيشتر وجود ندارد؛ يا بايد شمع بود، يا آينه اي كه شمع را بازتاب مي دهد. (نامشخص)
براي احساس شادكامي و
براي احساس شادكامي و خوشبختي، لزومي ندارد كه پيشامد ويژه اي رخ دهد. (آنتوني رابينز)
بر سر دوراهي هاي زندگي
بر سر دوراهي هاي زندگي گاهي اتفاق مي افتد كه عاطفه و وظيفه با هم تماس پيدا مي كنند؛ كساني كه از عاطفه پيروي كنند،…
بذر انديشه و فكر بپاش
بذر انديشه و فكر بپاش، عمل و نتيجه درو كن. (برتراند راسل)
بدون علم عمل هر انساني
بدون علم، عمل هر انساني فاقد تكيه گاه است؛ هر چند كه علم، خود سرنوشت مبهم و متغيري دارد. (نامشخص)
بدون تعقيب هدف معين
بدون تعقيب هدف معين، زندگي لذتي ندارد. (نامشخص)
بدگويي حسود دليل برتري
بدگويي حسود دليل برتري شماست. (تن)
بدترين خوانندگان كتاب
بدترين خوانندگان كتاب، كساني هستند كه چون سربازان غارتگر عمل مي كنند؛ يعني از هر جا كه دستشان برسد، تكه اي بر مي دارند. (نيچه)
بدبختي و خوشبختي ايام
بدبختي و خوشبختي ايام پيري نتيجه اعمال گذشته است. (نامشخص)
بدانيد كه هر چيزي در
بدانيد كه هر چيزي در زندگي، معنا و هدفي دارد. (نامشخص)
بخشي از يگانگي هر آدمي
بخشي از يگانگي هر آدمي، در تمايز ديدگاه و چگونگي نگرش او به جهان است. (لئوبوسكاليا)
بخش كردن خنده با ديگران
بخش كردن خنده با ديگران مانند آن است كه دريچههاي در اتاقي نيمه تاريك را ناگهان باز كني و بگذاري هواي تازه و نور خورشيد…
بچه هميشه از محيط خود
بچه هميشه از محيط خود، اولويتها، نگرشها و علايق و اصول اعتقادي را مي گيرد. (جان ماكسول)
بايد هميشه مراقب بود
بايد هميشه مراقب بود، زيرا ذهن پيوسته از ما مي خواهد كه اسير و دلبسته شويم و دلبسته شدن باعث آشفتگي ما مي شود. (اشو)
بايد در هر كاري به امكان
بايد در هر كاري به امكان و عملي بودن آن كار ايمان داشت. (آندره موروا)
بايد جستجوي دانش
بايد جستجوي دانش، جايگزين جستجوي هدف شود. (بلر وارن)
بايد به ياد داشت كه روند
بايد به ياد داشت كه روند دگرگوني، از مسير انديشه ميگذرد و نه از مسير احساسات! (استيو چندلر)
بايد اوزان همه چيز را از
بايد اوزان همه چيز را از نو تعيين كرد. (نيچه)
باور نداشتن به گفتار بي
باور نداشتن به گفتار بي آلايش پارسايان، دشنام بر شكوه قهرمانانه ي آنها است. (كريستين بوبن)
باور به انديشهي خود و
باور به انديشهي خود و آگاهي از اينكه هر كس ميتواند گنجينهاي از خوشبختيها را در وجود خودش داشته باشد، ريشهي “خودبيني” است. (ناتانيل براندن)
باغبان فردي هنرمند است
باغبان، فردي هنرمند است نه هنرشناس؛ او سازنده ي زيبايي است نه به كار برنده ي آن. (اريك نيوتن)
بازدارندهها و دشواريها
بازدارندهها و دشواريها، كمر مرا خم نميكند. (لئوناردو داوينچي)
با يكديگر زندگي كردن
با يكديگر زندگي كردن، بسيار فراتر از در كنار يكديگر زنده بودن است. با هم زندگي كردن به معني [=به چَم] با هم رشد كردن…
با هر كه بدي كردي تا دم
با هر كه بدي كردي تا دم مرگ از او بترس. (نيچه)
با مردم يگانه باش تا
با مردم يگانه باش تا محترم و مشهور شوي (کورش کبير)
با لبخندي زوركي از تخت
با لبخندي زوركي، از تخت بيرون بياييد، زيرا اگر به زور، لبخند بزنيد، شادمان خواهيد شد… زيرا لبخند ميزنيد. (نامشخص)
با قلب خود سخن بگو و
با قلب خود سخن بگو و نگران مباش كه چه روي خواهد داد. با اين نيت كه بيشترين خير و نيكي مردم را بخواهي، وارد…
آينده از آن كساني است كه
آينده از آن كساني است كه به استقبالش مي روند. (نيچه)
اين نشانهي خاميست كه
اين نشانهي خاميست كه در گوشهاي بنشينيم و احساس خرسندي كنيم. (كيم وو چونگ)
اين قلب است كه مرد را
اين قلب است كه مرد را توانگر ميسازد، او به سبب آنچه هست، توانگر است، نه به سبب آنچه دارد. (نامشخص)
اين زيبايي نيست كه
اين زيبايي نيست كه آفريننده ي عشق است، بلكه عشق است كه آفريننده ي زيبايي است. (لئو نيكولايويچ تولستوي)
اين ترس از انتخاب است كه
اين ترس از انتخاب است كه قدرت تصميم گيري را از ما مي گيرد و باعث نوعي ناتواني در تصميم گيري مي شود. (اسپنسر جانسون)
اين است آنچه كه ما مي
اين است آنچه كه ما مي خواستيم در تئاتر انجام دهيم، ما شعر سوررئاليست داشتيم، نقاشي سوررئاليست داشتيم، اما تئاتر سوررئاليست نداشتيم و اين است…
ايمان باور پيش از
ايمان، باور پيش از دريافت است. (آلفرد اي مونتاپرت)
ايجاز حقيقي بيان از آنِ
ايجاز حقيقي بيان از آنِ كسي است كه آنچه را كه ارزش بيان دارد مي گويد و از طول و تفصيل اموري كه هر كس…
آيا حقيقت ندارد كه در
آيا حقيقت ندارد كه در كل، “زن” را تاكنون خود زنان بيش از ديگران تحقير كرده اند. (نيچه)
اي مزدا! منم كه ترا
اي مزدا! منم كه ترا ميپرستم و از تو خواستارم: ناباوري و «تَرمَنشي» از ميان برخيزد و خويشاوندان از خيرهسري، همكاران از فريب نزديكان و…
اي شكست من جسارت
اي شكست من، جسارت جاويدان من! من و تو به طوفان مي خنديم. (جبران خليل جبران)
اي انسان! خودت به ياري
اي انسان! خودت به ياري خود برخيز تا كامروا شوي. (نامشخص)
اولين طليعه عشق آخرين
اولين طليعه عشق آخرين تابش عقل است. (نامشخص)
او پرسيد چرا اين كار را
او پرسيد: چرا اين كار را براي من انجام دادي؟ من شايسته اش نبودم، هيچ وقت كاري برايت انجام ندادم. شارلوت جواب داد: تو دوست…
اهل خرد پيشتاز روزگار
اهل خرد، پيشتاز روزگار خويش اند. (ارد بزرگ)
آنهايي كه از شكست و ربرو
آنهايي كه از شكست و ربرو شدن با تنشها ميهراسند، هرگز مزهي كاميابي را نخواهند چشيد. (كيم وو چونگ)
آنگاه كه نمي دانم چه مي
آنگاه كه نمي دانم چه مي گويم، جز راستي چيزي بر زبانم جاري نيست. (ارد بزرگ)
آنگاه كه آدمي نامشخص
آنگاه كه آدمي (نامشخص)
آنكه براي بهروزي آدميان
آنكه براي بهروزي آدميان تلاش مي كند و راه درست را نشان مي دهد، بارها و بارها مي زيد و تا ياد و سخنش جاري…
آنقدر كه احساسات و
آنقدر كه احساسات و خيالات در زنان اثر دارد، امور عقلاني موثر نيست. (لارشفوكولد)
انساني كه دردهايش را پشت
انساني كه دردهايش را پشت سر گذاشته باشد، در حكم دارنده، به قلمرو بارآورترين خاك پا نهاده است؛ همچون استعمارگري كه بر جنگلها و آبگيرها…
انسانهاي خوشبخت و
انسانهاي خوشبخت و شادمان، قوانين سادهاي دارند. (آنتوني رابينز)
انسانها تنها ياد مي
انسانها تنها ياد مي گيرند كه از اجداد درگذشته ي خود سودي ببرند. (فرناندو پسوا)
انسان والا هميشه به
انسان والا هميشه به شرافت مي انديشد؛ انسان عادي، به آسايش خود. (كنفوسيوس)
انسان همان جايي است كه
انسان همان جايي است كه تصميم مي گيرد باشد. (نامشخص)
انسان هاي آزاده دل
انسان هاي آزاده، دل شكسته و پر غرور، خود را از تيررس نگاه ديگران پنهان مي كنند. (نيچه)
انسان نمي تواند از غرايز
انسان نمي تواند از غرايز خود فرار كند؛ وقتي از خطر جاني دور شود دوباره به غرايزش روي مي آورد. (نيچه)
انسان موجودي است كه به
انسان موجودي است كه به همه چيز عادت مي كند. (داستايوسكي)
انسان كامل كسي است كه
انسان كامل كسي است كه زندگي خود را به دست خود بسازد. (آرتور شوپنهاور)
انسان زماني تمام عيار
انسان زماني تمام عيار، وحدت يافته، آرام، بارور و شادمان مي شود كه فرآيند فرديت كامل گردد؛ زماني كه خودآگاه و ناخودآگاه او بياموزند كه…
انسان در طول زندگي
انسان در طول زندگي، سرگرم ياد گرفتن است، ولي با اين همه، نادان ميميرد. (مثل يوگسلاوي)
انسان خداي انسان است
انسان، خداي انسان است. (نامشخص)
انسان تنها آن چيزي را
انسان، تنها آن چيزي را مي تواند به دست آورد كه خود را در حال ستاندن آن ببيند. (فلورانس اسكاول شين)
انسان به گونهاي آفريده
انسان به گونهاي آفريده شده كه هر گاه آتش آرزومندي به جانش بيفتد، ناممكن ها ناپديد مي شوند. (نامشخص)
انسان براي خوشبختي
انسان براي خوشبختي آفريده شده و خوشبختي با كار مفيد به دست مي آيد. (ساموئل اسمايلز)
انسان بايد خود را به دو
انسان بايد خود را به دو چيز عادت دهد : جفاي ايمان و ستم بشريت. (بقراط)
انسان آنقدر كه از فكر
انسان آنقدر كه از فكر رويدادهاي آينده غمگين مي شود، از خود آن رويدادها ناراحت نمي شود و بدبختانه فكر اينكه فردا چه حوادثي روي…
انسان از بدو تولد تا مرگ
انسان از بدو تولد تا مرگ به مثابه ي برده ي بيروني خويشتن خويش، كه حيوانات نيز چنين اند، زندگي مي كند. او در طول…
انديشيدن تا زماني كه با
انديشيدن تا زماني كه با عمل همراه نباشد، خلاقانه نيست. (نامشخص)
انديشه و تفكر پشتوانه
انديشه و تفكر، پشتوانه اي بزرگ در سراسر حيات بشر است و انسان بي انديشه و بي تفكر به ماده اي بي روح مي ماند….
انديشه هاي امروزتان به
انديشه هاي امروزتان، به كاميابي شما در آينده مي انجامند. (مَت بَكَك)
انديشه پليد تنها به
انديشه پليد تنها به دارنده آن زيان مي رساند، ولي سخنان نابهنجار به همه شنوندگان آسيب مي رساند. (شارل دو مونتسكيو)
اندكان فرودستان همه
اندكان [ =فرودستان ] همه جا پايندگان خواهند بود. (هايدگر)
آنچه نتيجه بخش است عمل
آنچه نتيجه بخش است، عمل است. دانش فقط نيروي بالقوه اي است در دست آنان كه مي دانند چگونه مي توان عمل مؤثري انجام داد….
آنچه مردم را سنگدل مي
آنچه مردم را سنگدل مي سازد اين است كه در هر انسان تنها آن ميزان توان هست كه بتواند دردها و رنجهاي خود را تحمل…
آنچه كه ما را از شناسايي
آنچه كه ما را از شناسايي شايستگيها و موهبتهاي ذاتي خويش باز ميدارد، رفتار نه چندان خوبيست كه با خود داريم. (جيم رآن)
آنچه كس از كردنش پشيمان
آنچه كس از كردنش پشيمان گردد، نيك نيست و پادافراه [ =سزاي ] وي شيون و چهرهي اشكبار باشد. آن كردهي نيك است كه كس…
آنچه رخ داده را بايد
آنچه رخ داده را بايد پذيرفت، اما آنچه روي نداده را مي توان به ميل خويش ساخت. (ارد بزرگ)
آنچه را كه غوغا روزي بي
آنچه را كه غوغا روزي بي دليل باور داشته است، چه كس مي تواند با دليل واژگون كند؟ (نيچه)
آنچه را تا ديروز گناه مي
آنچه را تا ديروز گناه مي خوانديم، امروز بيان شخصيت و احساسات خود مي ناميم. (نامشخص)
آنچه در انسان بزرگ است
آنچه در انسان بزرگ است اين است كه او پل است نه غايت؛ آن چه در انسان خوش است اين است كه او فراشدي است…
آنچه به رفتار و كردار ما
آنچه به رفتار و كردار ما معنا مي بخشد، هميشه براي ما ناشناخته است. (ميلان كوندرا)
آنچه از ميراث پدرانت
آنچه از ميراث پدرانت داري بطلب تا از آنِ تو شود. (گوته)
آنجا يي وجود ندارد
“آنجا”يي وجود ندارد؛ هرچه هست، “اينجا” است. (فلورانس اسكاول شين)
آنجا كه جويندگان
آنجا كه جويندگان زمامداري، گدايان و گرسنگان باشند كه ميخواهند از اين راه كسب مال كنند، هرگز حكومت درستكار برپا نخواهد شد. (افلاطون)
آنان كه نمي توانند خود
آنان كه نمي توانند خود را اداره كنند، ناچار به پيروي از ديگرانند. (ويكتور هوگو)
آنان كه پيروز مي شوند
آنان كه پيروز مي شوند، همان كساني هستند كه از مشورت دوستان بهره مي برند. (ويليام شكسپير)
آن گونه كه باور داريد
آن گونه كه باور داريد، زندگي كنيد. آنگاه مي توانيد دنيا را زير و رو نماييد. (هنري تورئو)
آن كه مي خواهد زنده
آن كه مي خواهد زنده بماند بايد با دشواري ها درآويزد. دشواري براي زندگان مايه ي نوميدي نيست؛ نوميد مردگان هستند. (پرويز ناتل خانلري)
آن كه سبك تر سفر مي كند
آن كه سبك تر سفر مي كند، بيشتر و بهتر سفر مي كند. (نامشخص)
آن كه خواهان آسايش جان و
آن كه خواهان آسايش جان و تن است بايد شكيبا و بردبار باشد، در دوستي و داد و ستد با مردم كژي و كاستي و…
آن كه به سازش مي انديشد
آن كه به سازش مي انديشد، هميشه مي خندد. (نامشخص)
آن كه از داشتن دشمن مي
آن كه از داشتن دشمن مي ترسد، هرگز دوست حقيقي نخواهد داشت. (نامشخص)
آن كس كه مي خواهد آزاده
آن كس كه مي خواهد آزاده باشد، تنها از طريق توانايي هاي خود مي تواند آزاده شود. (نيچه)
آن قدر شكست خوردم تا راه
آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم. (ناپلئون بناپارت)
آن چه دلخواه همه است جز
آن چه دلخواه همه است جز تندرستي نيست؛ كه اگر كسي روزي از آن محروم شد آرزويي جز بدست آوردنش ندارد. (بزرگمهر)
اميد نان روزانه
اميد، نان روزانه بيچارگان است. (هرشل)
آموزگار و دانش آموز بايد
آموزگار و دانش آموز بايد زندگي خود را نمونه و نشانه درخشان آنچه مي آموزند قرار دهند، وگرنه مانند كساني هستند كه راهي را شناخته…
آموختهام كه تنها راه
آموختهام كه تنها راه رسيدن به هدف زندگي، به دشواري كار كردن در مورد آن است. حال ميخواهيد موسيقيدان، نويسنده، ورزشكار يا تاجر باشيد، فرقي…





