قاموس سخن
براي اينكه مردي عاشق شود
براي اينكه مردي عاشق شود به گذر زمان براي تامل و انتخاب نيازي نيست، بلكه همدلي و جاذبه اي شخصي كه در نخستين نگاه، وجود…
براي اينكه تغيير ارزش
براي اينكه تغيير، ارزش حقيقي داشته باشد، بايد پايدار و ماندگار باشد. (آنتوني رابينز)
براي اينكه بتوان ماوراي
براي اينكه بتوان ماوراي خشونت قرار گرفت، نمي توان آن را سركوب كرد، نمي توان آن را انكار كرد يا نمي توان گفت: “خوب، اين…
براي آنكه روانت را
براي آنكه روانت را بپروري، ابتدا با خود يكي شو. (ارد بزرگ)
براي آنچه ميخواهيد حد
براي آنچه ميخواهيد، حد و مرز بگذاريد، نه براي آنچه نميخواهيد. (جك كانفيلد)
براي آدمي بهتر است كه
براي آدمي بهتر است كه هرگز به دنيا نيايد، تا اينكه به دنيا بيايد و اثري از خود بر جاي نگذارد. (ناپلئون بناپارت)
برادر همان دوستي است كه
برادر، همان دوستي است كه طبيعت به شما ارزاني داشته است. (نامشخص)
بر خود چيره شدن بهتر از
بر خود چيره شدن، بهتر از چيرگي بر همهي مردمان است. (بودا)
بدي اشخاص احمق برابر با
بدي اشخاص احمق، برابر با نيكي اشخاص عاقل است. (مثل يوناني)
بدون داشتن يك آرزو هيچ
بدون داشتن يك آرزو، هيچ تغييري به وجود نمي آيد. (نامشخص)
بدون ارتباط مناسب
بدون ارتباط مناسب، اتحادي شكل نمي گيرد. (جان ماكسول)
بدخو چنان به رنج اندر
بدخو چنان به رنج اندر است كه از زندگاني و تندرستي و خواسته لذت نمي برد. (بزرگمهر)
بدتر از همه آن است كه
بدتر از همه آن است كه كسي آگاهي كامل داشته باشد و اراده كند عمل را انجام دهد و سپس آن را انجام ندهد. (ارسطو)
بدبختانه بيشتر مردم
بدبختانه، بيشتر مردم، تربيت را تنها در رفتن به مدرسه مي دانند و همين كه فارغ التحصيل [ =دانش آموخته ] شدند، دست از پژوهش…
بدانديش هميشه كارش گره
بدانديش هميشه كارش گره مي خورد. (ارد بزرگ)
بخشش و گذشت همچون
بخشش و گذشت همچون مديريت، نويسندگي، نقاشي و رانندگي، يك هنر به شمار ميرود. (پرمودا باترا)
بخت و اقبال اصطلاحي است
بخت و اقبال اصطلاحي است كه ضعفا به كار مي برند و عذر و بهانه اي براي ارتكاب هر نوع اشتباه است. افراد توانا و…
بايستي با روح خود آشنا
بايستي با روح خود آشنا شده و سعادت را در ژرفاي روح و قلب خود جستجو كنيم. (فيثاغورث)
بايد صحرا را دوست داشت
بايد صحرا را دوست داشت، اما هرگز كاملاً به آن اعتماد نكن؛ چون صحرا محك مردان است. هر گام آنها را احساس مي كند و…
بايد دانست كه آگاهي و
بايد دانست كه آگاهي و پذيرفتن “مرگ” است كه به زندگي انسان، هيجاني را كه بدان نياز دارد، ميدهد. (استيو چندلر)
بايد پيوسته به پروردگار
بايد پيوسته به پروردگار بي همتا رو آوريم، در هر كاري او را بينا دانسته و باور كنيم كه روزي دهِ مختار، اوست. (بزرگمهر)
بايد بر چهار فضيلت خويش
بايد بر چهار فضيلت خويش يعني دلاوري، نگرش ژرف، همدردي و تنهايي چيره ماند. (نيچه)
بايد از بدي كردن بيشتر
بايد از بدي كردن بيشتر بترسيم تا بدي ديدن. (ابوالعلاء)
باور داشتن از
باور داشتن، از بنيانيترين ويژگيهاي عشق است. (لئوبوسكاليا)
بالاترين خرد سرور
بالاترين خرد، سرور هميشگي است. چنين حالتي شبيه به منطقهي بالاي ماه، هميشه هموار و روشن است. (نامشخص)
بازي ما را شادمان و
بازي، ما را شادمان و زنده نگاه ميدارد؛ به ما شور و شوق زندگي ميبخشد كه جانشيني ندارد؛ بدون آن، مزهي زندگي خوب نيست. (نامشخص)
بار كردن انديشه بسيار بر
بار كردن انديشه بسيار بر كلمات اندك ويژگي ذهنهاي برجسته است. (آرتور شوپنهاور)
با همدردي شرافت افراد
با همدردي، شرافت افراد را بهبود ميبخشيم كه بنياديترين امر در عشق ورزيدن به آنهاست. (لئوبوسكاليا)
با مست هم خوراک مشو
با مست هم خوراک مشو (کورش کبير)
با محدود كردن خواسته
با محدود كردن خواسته هايت، توانايي هايت را محدود خواهي كرد. (نامشخص)
با كمي عقل اندكي گذشت و
با كمي عقل، اندكي گذشت و مقداري اخلاق خوب خوشبخت ترين فرد دنيا خواهيد بود. (ويليام سامرست موام)
با پدر و مادرت چنان
با پدر و مادرت چنان رفتار كن كه از فرزندان خود توقع داري. (سقراط)
با افراد مناسب يعني
با افراد مناسب يعني انسانهاي مثبت و هدفمندي كه شما را تشويق مي كنند و الهام بخش هستند، نشست و برخاست كنيد. (برايان تريسي)
اينكه ما چگونه روزهاي
اينكه ما چگونه روزهاي خود را سپري مي كنيم، در حقيقت بدين معناست كه چگونه عمر خود را مي گذرانيم. (نامشخص)
اينكه برخي مي ترسند يا
اينكه برخي مي ترسند يا افسرده مي شوند، به اين دليل است كه آنان سر رشته امور را از دست داده اند؛ بابت احساس بدي…
آينده را از دريچه ي ترس
آينده را از دريچه ي ترس و وحشت نگاه نكنيد! (نامشخص)
اين هنرمندان و به خصوص
اين هنرمندان و به خصوص هنرمندان تئاتر بودند كه اولين بار به انسانها چشم و گوش دادند تا هر كس آنچه هست، آنچه بر ديگران…
اين گرايش به برنده شدن
اين، گرايش به برنده شدن نيست كه اهميت دارد، چون همه آن را دارند. گرايش به آماده شدن براي برنده شدن مهم است. (نامشخص)
اين طبيعت كِي به نقش
اين طبيعت كِي به نقش درمي آيد؟ بي كرانه است، خردترين جزء آن! و سرانجام، نگارگر آن را مي كِشد كه مي پسندد! چه را…
اين حقيقتي مسلم است كه
اين حقيقتي مسلم است كه بنيان هيچ حكومتي دگرگون نميشود، مگر آنگاه كه ميان اعضاي طبقهي حاكمه جدايي افتد. (افلاطون)
اين باور تو است كه تو را
اين باور تو است كه تو را به خواسته هايت مي رساند، مگر اينكه شهامت خواستن آن را نداشته باشي. (جك كانفيلد)
ايمان داشته باش كه
ايمان داشته باش كه كوچكترين محبت ها از ضعيف ترين حافظه ها پاك نمي شوند. (ويكتور هوگو)
ايدههاي بد و خوب
ايدههاي بد و خوب، ميآيند و ميروند؛ شما بايد بكوشيد ايدههاي بد، ايدههاي خوب را از بين نبرند. (پرمودا باترا)
آيا منظور از اين تنازع
آيا منظور از اين تنازع هميشگي اين نيست كه طبيعت مي خواهد مرغوبترين موجودات را براي ادامه و ارتقاء نسل برگزيند؟ (چارلز رابرت داروين)
آيا اين جهالت نيست
آيا [ اين ] جهالت نيست كه انسان ساعتهاي شيرين امروز را فداي روزهاي آينده كند. (آرتور شوپنهاور)
اي كاش دوستان ما مانند
اي كاش دوستان ما مانند دشمنان يكرنگ و ثابت قدم بودند. (نامشخص)
اي پسر من تو را مي گويم
اي پسر من تو را مي گويم بهترين چيزها براي سخاوت تعليم و تربيت مردم است (کورش کبير)
اولين وظيفه ما اين است
اولين وظيفه ما اين است كه براي ديگران سودمند باشيم. (نامشخص)
اوج همهي بذلهگوييها
اوج همهي بذلهگوييها به آنجا مي رسد كه انسان، خويشتن خويش را نيز به مسخره ميگيرد. (هرمان هسه)
اهميتي ندارد كه از كجا
اهميتي ندارد كه از كجا آمده ايد، مهم اين است كه به كجا مي رويد. (برايان تريسي)
آنهايي كه زرنگ ترند
آنهايي كه زرنگ ترند، راهي آسانتر برگزينند. (پرويز ناتل خانلري)
انگيزه ها و نياتي كه در
انگيزه ها و نياتي كه در پس عادت پنهان شده اند هميشه بعداً و به محض اينكه كسي شروع به مبارزه با آن و بررسي…
آنگاه كه جوش و خروش هوي
آنگاه كه جوش و خروش هوي و هوس فرو مينشيند، مانند اين است كه انسان از دست شماري ستمگر ديوانه رسته باشد. (افلاطون)
آنكه خوشي خود را در رنج
آنكه خوشي خود را در رنج ديگران ببيند، هرگز روي خوشي را نمي بيند. (بودا)
آنكس كه تنها در پي
آنكس كه تنها در پي خوشيها زيد، حواسش لجامگسيخته باشد و خوراكش بيرون از اندازهي ميانهروي باشد و تنبل و سست باشد، مارَه (وسوسهگر) بيترديد…
انسانيت مان گل مي كند
انسانيت مان «گل مي كند» و از كشتن جوجه چشم پوشي مي كنيم؛ خدمتگزار را به كشتن آن وا مي داريم و از گوشت حيوان…
انسانهايي كه از روح
انسانهايي كه از روح بزرگ برخوردارند، همواره با مخالفتهاي شديد افراد ترسو و ميانهرو روبرو ميشوند. (وين داير)
انسانها ميتوانند هر
انسانها ميتوانند هر چيزي را ببخشند؛ هر اندازه هم كه دردناك يا ستمگرانه باشد. (جك كانفيلد)
انسانها با دو چشم و يك
انسانها با دو چشم و يك زبان به دنيا مي آيند تا دو برابر آنچه كه مي گويند ببينند، ولي از رفتارشان اين طور استنباط…
انسان هميشه خواهان
انسان هميشه خواهان دگرگوني و تحول است، اما همزمان، سكون و ثبوت را آرزو مي كند. (پائولو كوئيلو)
انسان هر كاري را مي
انسان هر كاري را مي تواند انجام دهد، اما همه ي كارها را نمي تواند بكند. (جان ماكسول)
انسان نميتواند خرد يا
انسان نميتواند خرد يا تجربهاش را براي وارثان به جا گذارد. (مثل ايتاليايي)
انسان مي تواند دو دقيقه
انسان مي تواند دو دقيقه بدون هوا، دو هفته بدون آب، سه هفته بدون غذا و يك عمر بدون پول زندگي كند، ولي نمي تواند…
انسان مالك و ارباب است
انسان، مالك و ارباب است، در حالي كه حيوان فقط يك ماشين خودكار است، يك ماشين جاندار است. وقتي جانوري ناله مي كند، نشانه ي…
انسان سراسر بيريشهاي
انسان سراسر بيريشهاي كه از سوي جامعهي بيريشه پشتيباني ميشود، شكستناپذير است. (آبراهام مازلو)
انسان در هر شرايط و
انسان در هر شرايط و جايگاهي، نبايد دنبالهرو باشد. (رالف والدو امرسون)
انسان خودشكوفا يا انسان
انسان خودشكوفا يا انسان خودشكوفاي در حال رشد، انساني است كه در فرهنگي ويژه ريشه دارد، ولي در برابر آن فرهنگ ميايستد و ميتوان گفت…
انسان جز از طريق همرديف
انسان جز از طريق همرديف هاي خود ستايش نمي شود. (نيچه)
انسان به وجود آورنده ي
انسان به وجود آورنده ي شرايط نيست، بلكه شرايط، آفريننده ي انسان است. (بنجامين ديزرائيلي)
انسان بلندپايه بسيار
انسان بلندپايه بسيار بالاتر از انسان عادي است تا انسان عادي از ميمون عادي. (فرناندو پسوا)
انسان بايد گنجايش رنج
انسان بايد گنجايش رنج كشيدن خود را بالا ببرد. (اسكات پك)
انسان با مغز نقاشي
انسان، با مغز نقاشي ميكند نه با دست. هر كه انديشههايش گرفتار مسايل ديگر باشد، كارش رسوايي به بار ميآورد. (ميكل آنژ)
انسان آزاده از كسي سلب
انسان آزاده از كسي سلب آزادي نمي كند. (ارسطو)
انديشيدن هميشه انسان را
انديشيدن، هميشه انسان را به سوي خوشبيني ميكشاند و خوشبيني، برابر با خودسازي و دگرگوني است. (استيو چندلر)
انديشه ي راستين زودتر
انديشه ي راستين، زودتر از همه به تكاپو مي افتد. (كريستين بوبن)
انديشه هاي شما
انديشه هاي شما، كردارهايتان را مهار مي كنند. (زيگ زيگلار)
انديشه شكوفه است زبان
انديشه، شكوفه است؛ زبان، غنچه است و كردار، ميوهايست كه در پشت سر آنها قرار دارد. (رالف والدو امرسون)
اندوه و نشاط همواره
اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر مي كنند و در آن هنگام كه يكي بر سفره ي شما نشسته است، ديگري در رختخوابتان آرميده…
آنچه والا بودن يك فرد را
آنچه والا بودن يك فرد را ثابت مي كند، كرده هاي او نيست چون بيخ و بن آنها روشن نيست و معاني گوناگوني دارند؛ والايي…
آنچه موجب بزرگي يك
آنچه موجب بزرگي يك هنرمند مي شود و آنچه كارش را زيبا مي سازد، توانايي او در به لرزش درآوردن سيم حساس حافظه در تماشاگر…
آنچه ما به آن مرگ مي
آنچه ما به آن مرگ مي گوييم، يك زندگي است كه هنوز نتوانسته ايم چگونگي آن را درك كنيم. (موريس مترلينگ)
آنچه كه باعث بروز
آنچه كه باعث بروز ناراحتي و احساسات منفي در ما مي شود، در حقيقت خود مشكل نيست، بلكه باورهاي نادرست ما درباره ي زندگي است…
آنچه شادماني و خوشبختي
آنچه شادماني و خوشبختي شما را در زندگي رقم ميزند، كاميابيها و پيروزهايتان نيست. اين، هويت، منش و ماهيت بنيادي شماست كه باارزش است و…
آنچه را كه هر مرد يا زني
آنچه را كه هر مرد يا زني دانست كه درست و نيك است، بر اوست كه خود بكار بندد و ديگران را نيز بياگاهاند تا…
آنچه را كه به دنبالش
آنچه را كه به دنبالش هستيم خواهيم يافت و آنچه را كه از آن مي گريزيم از ما خواهد گريخت…….حال كه مي دانيم به خواسته…
آنچه در درون شما است
آنچه در درون شما است، بستگي به اراده ي خودتان دارد. (آنتوني رابينز)
آنچه تفاوت ميان زندگي ما
آنچه تفاوت ميان زندگي ما و ديگران را رقم ميزند، برخورد، نگرش و منشهاي ما در برخورد با دشواريهاست، نه خود دشواريها يا اندازه و…
آنچه اين دنيا را همواره
آنچه اين دنيا را همواره به صورت جهنم درآورده، اين است كه انسان هميشه تلاش كرده تا آن را براي خودش به صورت بهشت درآورد….
آنچنان رفتار كن كه رفتار
آنچنان رفتار كن كه رفتار تو بتواند به صورت قانون كلي درآيد. (ايمانوئل كانت)
آنجا كه عشق حضوري
آنجا كه عشق، حضوري نيرومند داشته باشد، دلشوره و نوميدي و ترس از ميان ميرود. (لئوبوسكاليا)
انتقاد توانايي مردم
انتقاد، توانايي مردم ناتوان است. (لامارتين)
آنان كه دوستي و محبت را
آنان كه دوستي و محبت را به زندگي خود راه نمي دهند، به آن ماند كه طلوع خورشيد را مانع شوند. (سيسرو)
آنان كه آرزو دارند ميان
آنان كه آرزو دارند ميان افراد نادان، خردمند به نظر برسند، ميان خردمندان، نادان به نظر ميرسند. (نامشخص)
آن كه نيك باورمند باشد
آن كه نيك باورمند باشد، گر از نيكي و شكوه برخوردار باشد، هرجا سكني گزيند همچنان گرامي باشد. (بودا)
آن كه عادت كرده است خود
آن كه عادت كرده است خود را هميشه در آينه بنگرد، همواره زشتي اش را از ياد مي برد. … آدمي حتي يك لحظه زشتي…
آن كه در درون آسايش
آن كه در درون آسايش دارد، همه ي دنيا را در آسايش مي بيند. (آنتوان دوسنت اگزوپري)
آن كه پرنده نيست نبايد
آن كه پرنده نيست نبايد بر پرتگاهها آشيان سازد. (نيچه)
آن كه اميد دارد هر چهار
آن كه اميد دارد هر چهار فصل سال بهار باشد، نه خود را مي شناسد، نه طبيعت را و نه زندگي را. (فرانسوا ولتر)
آن كس كه نمي تواند فرمان
آن كس كه نمي تواند فرمان دهد بايستي فرمان ببرد. (نيچه)
آسيب ديده هميشه درهاي
آسيب ديده هميشه درهاي روياهايش كوچك و كوچكتر مي شود، مگر با اميد كه شرايط ما را دگرگون مي سازد. (ارد بزرگ)





