قاموس سخن
براي اينكه قبل از همه
براي اينكه قبل از همه كار را تمام كنيد، به هر حال بايد كارتان را تمام كنيد. (نامشخص)
براي اينكه به هدفي بزرگ
براي اينكه به هدفي بزرگ برسيد، بايد به انساني بزرگتر تبديل شويد. (جك كانفيلد)
براي اينكه از زندگي تان
براي اينكه از زندگي تان كمال لذت را ببريد، بايد در لحظه [ =دم ] زندگي كنيد. (لستر جي رابينسون سوم)
براي آنكه در زندگي دچار
براي آنكه در زندگي دچار لغزش نشوي، همواره قلب خود را پاك نگاه دار. (توماس كارلايل)
براي آن آفريده نشده ايم
براي آن آفريده نشده ايم كه همه كارها را انجام بدهيم. براي آن متولد شده ايم كه يك كاري بكنيم و منشا اثري باشيم. (هنري…
براي آدم توانگر
براي آدم توانگر، بازشناختن دوست از دشمن دشوار است؛ زيرا همه براي دارايي اش، او را دوست دارند. (نامشخص)
بر گامهاي برداشته شده و
بر گامهاي برداشته شده و بر مرگهاي رخ داده، نبايد افسوس خورد. (هرمان هسه)
بر اين باورم كه نخستين
بر اين باورم كه نخستين نشان انسانهاي به راستي بزرگ، فروتني است. (جان راسكين)
بدون هنر ظريف نبودن
بدون هنر، ظريف نبودن واقعيت، دنيا را مكاني تحملناپذير ميسازد. (جرج برنارد شاو)
بدون حكومت مي توان زندگي
بدون حكومت مي توان زندگي كرد، اما بدون كتاب و مطبوعات نه. (آبراهام لينكلن)
بدنژادان و بدگوهران بايد
بدنژادان و بدگوهران بايد خطاكار را از درگاه خويش برانند تا نيكان از گزندشان در امان بمانند. (بزرگمهر)
بدترين نوع هدر دادن وقت
بدترين نوع هدر دادن وقت اين است كه كارهايي را كه هرگز نيازي به انجام دادنشان نيست به بهترين نحو ممكن انجام دهيم. (برايان تريسي)
بدتر از مرگ چيست؟ آن كه
بدتر از مرگ چيست؟ آن كه پس از آمدنش مرگ را مي جويي. (ويكتور هوگو)
بدبخت كسي است كه نمي
بدبخت كسي است كه نمي تواند ناراستي خويش را درست كند. (ارد بزرگ)
بد گماني در افكار انسان
بد گماني در افكار انسان مانند خفاش در ميان پرندگان است كه هميشه در سپيده دم يا هنگام غروب كه نور و ظلمت به هم…
بخشش در زياد دادن نيست
بخشش در زياد دادن نيست، در به موقع دادن است. (لابروير)
بحران لزوما شخصيت انسان
بحران لزوما شخصيت انسان را نمي سازد، اما شكي نيست كه آن را آشكار سازد. (جان ماكسول)
بايد يكي از هدفهاي
بايد يكي از هدفهاي آموزش و پرورش اين باشد كه بياموزيم زندگي گرانبهاست. (آبراهام مازلو)
بايد زندگي را مانند
بايد زندگي را مانند زنجيره اي از ماجراها ديد. هر ماجرايي، فرصتي براي آسودگي خاطر، يادگيري، كشف جهان، افزايش دايره ي تجربه و دوستان و…
بايد خويشتن دوستي آموخت
بايد خويشتن دوستي آموخت. من چنين مي آموزانم! با عشقي سالم و درست، چندان كه بتوان نزد خويشتن ماند و سرگردان نگشت. (نيچه)
بايد بيش از پيش بياموزم
بايد بيش از پيش بياموزم كه ضرورت چيزها عين زيبايي ذاتي است. بدينسان، من در شمار كساني خواهم بود كه چيزها را زيبا مي سازند….
بايد بخوري تا زنده باشي
بايد بخوري تا زنده باشي، نه آنكه زنده باشي تا بخوري. (سقراط)
باورهاي شما تجربه
باورهاي شما، تجربه هايتان را به وجود مي آورند؛ به هر چيزي كه آگاهانه يا ناخودآگاه باور داشته باشيد، همان را در زندگي به دست…
باور چيست؟ از كجا سرچشمه
باور چيست؟ از كجا سرچشمه مي گيرد؟ هر باور، چيزي را حقيقي انگاشتن است. (نيچه)
بالاترين پيماني كه مي
بالاترين پيماني كه مي توانيم با دوست خود ببنديم اين است: “بيا تا ابد اعتماد بين ما حاكم باشد.” (رالف والدو امرسون)
بازي زندگي بازي
بازي زندگي، بازي بومرنگهاست؛ انديشهها، كردارها و سخنان ما دير يا زود با دقت شگفتآوري به سوي ما بازميگردند. (فلورانس اسكاول شين)
بادا كه همه روزهاي
بادا كه همه روزهاي عمرتان را زندگي كنيد. (جاناتان سويفت)
با هرچه كه از آن مي
با هرچه كه از آن مي ترسيد، روبرو شويد و آن را شكست دهيد. (ريچارد تمپلر)
با مرگ هر دوست ..
با مرگ هر دوست … جزيي از وجود من نيز دفن مي شود … اما سهم آنان در خوشي ها و لذتهايم، مرا وا مي…
با متانت اشتباه خود را
با متانت، اشتباه خود را بپذير. اگر مرتكب اشتباه شديد يا حتي اگر شما اشتباه نكرديد، ولي ديگري گمان ميكند كه شما مرتكب كار نادرستي…
با كمبود خويشتن داري
با كمبود خويشتن داري جزئي، توانايي خويشتن داري بزرگتر از ميان مي رود. (نيچه)
با شوخ طبعان نيك مي توان
با شوخ طبعان نيك مي توان شوخي كرد؛ آن كه غلغلكي است به سادگي مي توان غلغلك اش داد. (نيچه)
به زودي روزگار انتقاد و
به زودي روزگار انتقاد و عيب جويي به پايان مي رسد و به وسيله پيشرفت تمدن، آزادي انديشه به تمام معني در جهان حكمفرما مي…
به راستي هر آنچه را
به راستي، هر آنچه را ميخواهيد يا ميبايست بدانيد، ياد بگيريد. (جك كانفيلد)
به راستي دروغگويي
به راستي، دروغگويي، نتيجهي شرافت پايين است؛ باور به اينكه توانايي شما براي گرفتن چيزي كه ميخواهيد، كم است. (جك كانفيلد)
به دوستي اي كه بعد از
به دوستي اي كه بعد از عشق بين دو نفر حكمفرما مي شود بايد باور داشت. (الكساندر دوما)
به خوي و سرشت خود بيش
به خوي و سرشت خود، بيش از آبروي خويش اهميت بدهيد؛ زيرا خوي و سرشت، نشانه ي حقيقت وجودي شما است، در حالي كه، آبرو،…
به حق برايتان مي گويم
به حق برايتان مي گويم : بنده نمي تواند خدمتگزاردو پروردگار باشد و هرچه بكوشد، باز يكي را بر ديگري ترجيح خواهد داد. همچنين خدا…
به جاي اينكه نسبت به
به جاي اينكه نسبت به دشمنان خود كينه توزي كنيم، خداوند را شاكر باشيم كه زندگي، ما را همچون آنها بار نياورده است. (ديل كارنگي)
به پيش آييد و در برابر
به پيش آييد و در برابر نور طبيعت قرار بگيريد، بگذاريد طبيعت، آموزگار شما باشد. (نامشخص)
به آينده دل مبند هر چند
به آينده دل مبند، هر چند نويدبخش! بگذار تا گذشته ي معدوم نعش خود را به خاك سپارد! كار كن، كار در زمان حال كه…
به آسمان و خداي آسمان
به آسمان و خداي آسمان بينديشيد تا بتوانيد با زميني ها زندگي كنيد. (نامشخص)
بنا به تئوري تكاملي چشم
بنا به تئوري تكاملي، چشم با تمام پيچيدگي و ظرافت، همانند ديگر ارگانيسم ها، نتيجه ي يك روند تكاملي است كه در اين روند، با…
بگذار هر روز رويايي باشد
بگذار هر روز رويايي باشد در دست، عشقي باشد در دل و دليلي باشد براي زندگي. (نامشخص)
بكوشيد نسبت به فرد
بكوشيد نسبت به فرد مقابل، بخشنده و دهنده باشيد، نه اينكه بخواهيد چيزي به دست آوريد. (آنتوني رابينز)
بعد از سكوت در بيان آنچه
بعد از سكوت در بيان آنچه قابل گفتن نيست هيچ چيز به پاي موسيقي نمي رسد. (هاكسلي)
بشر در اين دنيا بيشتر از
بشر در اين دنيا بيشتر از همه موجودات، گرفتاري و عذاب كشيده است. بهترين دليلش هم اين است كه در بين تمام آنها تنها او…
بشر آفريننده ي ارزشها
بشر آفريننده ي ارزشها است. (ژان پل سارتر)
بسياري از مردم خوشبختي
بسياري از مردم خوشبختي را مي جويند مانند كسي كه كلاه خود را – كه روي سرش است- مي جويد. (نامشخص)
بسياري از سياستمداران
بسياري از سياستمداران اين مطلب را به خوبي مي دانند كه هيچ ملتي نبايد آزاد باشد، مگر آنگاه كه شايستگي نگهداري و اجراي اين آزادي…
بسياري از استعدادهاي
بسياري از استعدادهاي بشري در نتيجه بيخبري و ناداني پدر و مادر از ميان مي رود. بسا كودكاني كه ممكن بود اگر ايشان را آزاد…
بسيار اشخاص كم و نادري
بسيار اشخاص كم و نادري هستند كه با سرشت هاي مشخص بتوانند در برابر قدرت بلامنازع [ =بي مدعي ] كه به آنها داده شده…
بزرگواري بي مهر و دوستي
بزرگواري، بي مهر و دوستي به دست نمي آيد. (ارد بزرگ)
بزرگترين موفقيت عبارت
بزرگترين موفقيت عبارت است از اعتماد يا سازش كامل بين اشخاص صميمي. (رالف والدو امرسون)
بزرگترين عامل بازدارنده
بزرگترين عامل بازدارنده ي بيشتر مردم، ترس از شكست است. (آنتوني رابينز)
بزرگترين درس زندگي اين
بزرگترين درس زندگي اين است كه گاهي احمقها هم درست مي گويند. (وينستون چرچيل)
بزرگترين جنايتي كه شخص
بزرگترين جنايتي كه شخص بتواند نسبت به شهر خود مرتكب شود، همانا ستم است. (افلاطون)
بزرگترين آتشهاي دنيا را
بزرگترين آتشهاي دنيا را ميتوان فقط با يك فنجان آب در زمان مناسب، خاموش كرد. (پرمودا باترا)
برنامه ريزي يعني تشخيص
برنامه ريزي، يعني تشخيص اين مطلب كه بزرگترين استعدادها و آرزوها بايد مسير درست خود را پيدا كنند. (آنتوني رابينز)
برده اي؟ پس دوست نتواني
برده اي؟ پس دوست نتواني بود. خودكامه اي؟ پس دوستي نتواني داشت. (نيچه)
برخي چيزها را نبايد گفت
برخي چيزها را نبايد گفت. برخي چيزها را اگر بگويي، رخ ميدهند. (كريستين بوبن)
برخي از ما بحث را با
برخي از ما بحث را با مشاجره و بوكس بازي هاي لفظي اشتباه مي گيريم، در حالي كه راههاي ظريفانه تر و مؤثرتري براي از…
برخورداري از دانستنيها
برخورداري از دانستنيها، تضمين كننده ي [ =پايندان ] كاميابي نيست. (گلِن ديتزل)
براي يك گل سرخ تفاوتي
براي يك گل سرخ، تفاوتي نميكند كه باغبانش ايتاليايي باشد يا سوئدي يا فرانسوي. (آبراهام مازلو)
براي هر كس زمان معيني
براي هر كس زمان معيني وجود دارد كه قابل انتقال نيست. (نامشخص)
براي من سالخوردگي
براي من، سالخوردگي، پانزده سال پس از سني است كه در آن هستم. (نامشخص)
براي گله ي انساني تمام
براي گله ي انساني تمام نشانه هاي ابرانسان، چون نشانه هاي بيماري يا ديوانگي پديدار مي شوند. (نيچه)
براي كسي كه خيال اش در
براي كسي كه خيال اش در سطح پوست جاي دارد، ماجراجويي يك قهرمان رمان، هيجان شخصي و چه بسا بيشتر است. (فرناندو پسوا)
براي كار كردن كافي نيست
براي كار كردن كافي نيست كه انسان پشت يك ميز بنشيند، بلكه بايد خود را در هنگام كار از همه ي انديشه هاي گوناگون پاس…
براي شاد كردن ديگران
براي شاد كردن ديگران، آرزوهايشان را بفهم. (اپيكور)
براي روبرو شدن با طوفان
براي روبرو شدن با طوفان، گرسنگي، بلاياي طبيعي و حادثه ها بايد از روش حيوانات و درختان استفاده كرد. (والت ويتمن)
براي رسيدن به بهشت تنها
براي رسيدن به بهشت، تنها يك راه وجود دارد؛ در زمين آن را عشق مي نامند. (نامشخص)
براي درمان بدبختي و
براي درمان بدبختي و دردهاي بشر، دوايي بهتر از موسيقي وجود ندارد. (لودويگ وان بتهوون)
براي خردمند دانش بيثمر
براي خردمند، دانش بيثمر وجود ندارد. يك دانش، به شما كمك ميكند زندگي كنيد و ديگري، به شما كمك ميكند زندگي بسازيد. (نامشخص)
براي تماشايي شدن زندگي
براي تماشايي شدن زندگي، نمايش آن را مي بايد خوب بازي كرد؛ و براي اين به بازيگراني نيكو نياز است. (نيچه)
براي پرشهاي بلند گاهي
براي پرشهاي بلند گاهي لازم است چند قدمي به عقب برويم. (ارد بزرگ)
براي بسياري از مرغان
براي بسياري از مرغان، تنها خوردن غذا مهم است و پرواز اهميتي ندارد. (ريچارد باخ)
براي اينكه فروشنده ي
براي اينكه فروشنده ي خوبي باشيد، بايد براي كالاهايي كه مي فروشيد، شور و شوق داشته باشيد. (فلورانس اسكاول شين)
براي اينكه به سرعت
براي اينكه به سرعت انديشه پرواز كنيد و هر جايي كه ميخواهيد، باشيد، نخست بايد به گونهاي آغاز كنيد كه گويي به آنجا وارد شدهايد….
براي اينكه آدمي بتواند
براي اينكه آدمي بتواند فراگيرندهتر، ارشدتر و كاملتر باشد، بايد رشد يافتهتر باشد. (آبراهام مازلو)
براي آنكه به پايين پرتاب
براي آنكه به پايين پرتاب نشوي، دست گير آدميان شو. (ارد بزرگ)
براي اميدها و آرزوهاي
براي اميدها و آرزوهاي خود، محدوديت قائل نشويد. (وين داير)
براي آدم بهانه گير هميشه
براي آدم بهانه گير هميشه بهانه وجود دارد. (ضرب المثل آلماني)
بر فرض كه من تو را دوست
بر فرض كه من تو را دوست داشته باشم؛ اين به تو چه ربطي دارد؟ (نيچه)
بر خلوت نشين بيداد روا
بر خلوت نشين بيداد روا مي دارند و بر او لاي و لجن پرتاب مي كنند. اما، برادر، اگر ستاره مي خواهي بود بدين سبب…
بدون وجود وجود فرمانده ي
بدون وجود وجود فرمانده ي شايسته و سزاوار، عيچ عمل نظامي، هيچ حيات ملي و هيچ زندگاني اجتماعي وجود ندارد و نمي تواند وجود داشته…
بدون توجه به اينكه در چه
بدون توجه به اينكه در چه زمينه اي كار مي كنم، دوست دارم آن كاري را كه هنوز انجام نداده ام، انجام دهم. (نامشخص)
بدن ناقص است و به خودي
بدن ناقص است و به خودي خود نميتواند درد خويش را دوا كند و فن پزشكي براي اين هدف بنا شده كه آنچه به جهت…
بدترين گونه ي ورشكستگي
بدترين گونه ي ورشكستگي در جهان، از دست دادن اشتياق است. اگر مردي تمام هستي خود را به جز اشتياق از دست بدهد، مي تواند…
بدتر از بد هم وجود دارد
بدتر از بد هم وجود دارد و آن انتظار بدتر است. (نامشخص)
بدبخت ترين افراد كسي است
بدبخت ترين افراد كسي است كه بخواهد چه از لحاظ جسماني و چه از لحاظ روحي و فكري خود را به گونه اي نشان دهد…
بخشيدن راه ستاندن را مي
بخشيدن، راه ستاندن را مي گشايد. (فلورانس اسكاول شين)
بخشش خوب است؛ خوبتر از
بخشش، خوب است؛ خوبتر از آن، فراموش كردن بخشش است. (نامشخص)
بچهها و نوابغ هر دو
بچهها و نوابغ، هر دو بدون راه دادن انديشهي شكست به ذهن و يا دلنگراني از انتقاد و سرزنش ديگران، آرزومند اكتشاف و يافتن پديدههاي…
بايد ياد بگيريد كه با
بايد ياد بگيريد كه با يأس مبارزه كنيد؛ يأس، رؤياها و آرزوها را نابود مي كند. (آنتوني رابينز)
بايد زياد مطالعه كنيد تا
بايد زياد مطالعه كنيد تا بدانيد كه هيچ نمي دانيد. (منتسكيو)
بايد حريف را به كمك حريف
بايد حريف را به كمك حريف ديگري به دام انداخت. (مثل ژاپني)
بايد بي چون و چرا اشتهاي
بايد بي چون و چرا اشتهاي اشخاصي را كه بي جهت وقت شما را مي گيرند كور ساخت؛ آنها از شما مي خواهند كه منفعت…
بايد بخواهيم تا بتوانيم!
بايد بخواهيم تا بتوانيم! (دكارت)
باورهاي شما بيانگر منش
باورهاي شما، بيانگر منش و انسانيت شما است. (برايان تريسي)





