اول ثبوت عرش، پس آنگه جلوس یار

اول ثبوت عرش، پس آنگه جلوس یار این نکته را بدان و مثل را بیاد دار آن دم که عرش و فرش نبود و خدای…

Continue Reading...

ای آتش سودای تو در جان جهانی

ای آتش سودای تو در جان جهانی وی از تو بهر گوشه خروشی و فغانی از درد تو خواهم که دمی زار بگریم گر زانکه…

Continue Reading...

ای آتش سودای تو در کن فکان انداخته

ای آتش سودای تو در کن فکان انداخته عشقت شراب آتشین در جام جان انداخته در مسجد ودر خانقه، آورده روی همچو مه وندر میان…

Continue Reading...

ای آسیا، ای آسیا، سرگشته‌ای چون ما چرا؟

ای آسیا، ای آسیا، سرگشته‌ای چون ما چرا؟ از ما مپوشان راز خود، با ما بیان کن ماجرا در چرخ خود مستانه‌ای در دور خود…

Continue Reading...

ای از جمال روی تو تابنده آفتاب

ای از جمال روی تو تابنده آفتاب وی آفتاب روی ترا بنده آفتاب تا آفتاب روی تو بفروخت جان خرید از دولت تو گشت فروزنده…

Continue Reading...

ای آفتاب روی ترا ماه مشتری

ای آفتاب روی ترا ماه مشتری جانش مباد، هرکه کند از تو دل بری ای جام اگر ز باده نداری تو چاشنی من بر کفت…

Continue Reading...

ای آفتاب روی تو را پرده‌دار ماه

ای آفتاب روی تو را پرده‌دار ماه بر جمله دلبران جهان خسروی و شاه ما گر کنیم طاعت و گر معصیت کنیم جان‌ها ز لطف…

Continue Reading...

ای بت عیار من، نام تو امروز چیست؟

ای بت عیار من، نام تو امروز چیست؟ ای دل و دلدار من، نام تو امروز چیست؟ هر دو جهان نام تو، قصه و پیغام…

Continue Reading...

ای بی خبران، مصلحت کار در آنست

ای بی خبران، مصلحت کار در آنست جامی بکف آرید، که عالم گذرانست هر کو قدحی خورد ازین خم دل افروز سلطان زمینست و سلیمان…

Continue Reading...

ای پرتو جمال ترا بنده آفتاب

ای پرتو جمال ترا بنده آفتاب وز پرتو جمال تو فرخنده آفتاب چون دید از آن جمال که یک لمعه بیش نیست از شوق نور…

Continue Reading...